فيزيك پليمرها
مقدمه
اكثر پليمرهاي تجارتي يا صنعتي مهم در طبيعت از مواد آلي تشكيل شده اند. حتي رفتار فيزيكي و مكانيكي تركيبات ساده پليمري با وزن مولكولي پايين هم به سادگي مايعات يا جامدهاي بلورينه با نقطه ذوب كم نيست؛ اين مواد اشكال فيزيكي متنوع خاص خودشان را دارند: مايعات لاستيك ها، شيشه هاي شكننده و يا جامدات انعطاف پذير و نسبتاً نرم. خواص فيزيكي اين مواد را تا حدودي مي توان بر اساس ساختار مولكولي شان توضيح داد. پليمرهايي كه در سه بُعد اتصال عرضي دارند و يا شبكه اي شده اند در مقايسه با مواد با اتصال عرضي كمتر ممكن است بسيار شكننده باشند. بلورينگي نواحي معين پليمر ممكن است در شكنندگي آن نقش داشته باشد، چنانچه پليمري زير دماي انتقال شيشه اي خود باشد، ممكن است بين تك تك ماكرومولكول هاي آن نيروهاي درون مولكولي ساده وجود داشته باشد. علاوه بر اين ممكن است بر اساس مسير دقيق و جهت گيري مولكول هاي پليمر يك رفتار غير يكسان در آن وجود داشته باشد. مطالعه تمام اين خواص در حقيقت متعلق به علم گسترده تر مواد است؛ معذالك برخي از موضوعات آن ها متناسب با كتابي از اين نوع است تا نقشي را كه شيمي در تعيين خواص مكانيكي موادپليمري دارد نشان دهد.
از ديدگاه فيزيكي، دو امكان در نظم زنجيره هاي پليمري وجود دارد: زنجيرهها يا به شكل منظم در كنار يكديگر قرار مي گيرند و يا كاملاً بدون نظم. پليمرهايي را كه چيدمان منظم زنجيره اي داشته باشند پليمرهاي بلوري و يا كريستالي و پليمرهايي را كه از چيدمان نامنظم زنجيره اي داشته باشند پليمرهاي بي نظم و يا آمورف مي نامند.
اگر چه با توجه به نظم موجود در نظم موجود در زنجيره هاي بلور، اين مواد خواص فيزيكي – مكانيكي بالاتري نسبت به پليمرهاي آمورف دارند، در واقعيت به ندرت مي توان پليمري را يافت كه كاملاً بلوري باشد زيرا در بسياري از مناطق آن قسمت هايي وجود دارند كه داراي بي نظمي هاي زنجيره اي و يا مناطق آمورف هستند. برخلاف پليمرهاي بلوريةپليمرهاي آمورف نقطه ذوب مشخصي ندارند زيرا در اين پليمرها هر يك از اجزا متوسط وزن مولكولي مربوط به خود را دارد و در دمايي متفاوت ذوب مي شود. بنابراين، هموپليمرهايي با متوسط وزن مولكولي كم در دماي پايينتري ذوب مي شوند. در پليمرهاي بلوري نيز اندازه ذرات بلوري بر گسترة دماي ذوب اثر مي گذارد زيرا هنگام بالا رفتن دما ذرات بلوري كوچك قبل از ذرات بزرگ ذوب خواهند شد.
البته خواص پليمرهاي بلوري با خواص جامدات بلوري بسيار متفاوت است. زيرا بر خلاف جامدات بلوري، مانند كلريد سديم يا سولفات مس، پليمرهاي بلوري مناطق آمورف و بلوري در كنار يكديگر دارند و به همين دليل در دماي محيط سختي كمي دارند و شكل آن ها قابل تغيير است و شكننده نيستند.
مطالعه پليمرهاي بلوريX نشان مي دهد كه اجزاي بلوري بسيار كوچك و در حد ده ها نانومتر اند. اين مقدار بسيار كمتر از فاصله دم به دم پليمري با وزن مولكولي بالاست. اين واقعيت نشان مي دهد كه هر مولكول پليمري از تعداد اجزاي بلوري و تعداد مناطق آمورف تشكيل شده است. فرآيند تبلور به صورت گرد هم آمدن قطعات منظم از مولكول هاي مختلف و تشكيل يك بلور جهت يافته و انباشته در نقاط متمركز ماده انجام مي شود.
از پليمرهايي كه فازهاي مشخص بلوري دارند، مي توان پلي ايتلن و پلي فلوئورو اتيلن را حضور كومونومر (مونومر دوم براي كوپليمريزاسيون9 و حضور مقدار ناچيز نرم كننده در پليمر نيز از ديگر عوامل مؤثر بر دماي ذوب است. وجود كومونومرها منجر به انجام كوپليمريزاسيون مي شود و نقطه ذوب را با كوتاه كردن طول قطعات قابل تبلور در هر مولكول پليمر پايين مي آورد. به عبارت ديگر، كوپليمريزاسيون توانايي زنجيره هاي پليمر براي بلورينه شدن را كاهش مي دهد و يا در مواقعي آن را به كلي از بين مي برد زيرا بلورينگي به ذ=دليل تقارن مولكولي و يا جاذبه بين مولكولي ايجاد مي شود. كومونومر تقارن و هنگامي كه قطبيت آن از مونومر اصلي كمتر يا از آن حجيم تر باشد، نيروهاي بين زنجيره اي كم مي كند.
حضور حلال يا نرم كننده در پليمر نيز سبب افزايش تحرك نسبي مولكول هاي پليمر در ماده و در نتيجه كاهش انرژي لازم براي ذوب آن ها مي شود. همچنين، انعطاف پذيري ماكرومولكول بزرگي نيروهاي بين مولكولي و نظم فضاي ماكرومولكول، بر توانايي پليمر در تبلور، نقطه ذوب هر يك از مناطق بلوري حاصل شده و دماي انتقال شيشه اي مؤثر است.​​​​​​​

خبرنامه مرجع ش 1209 -فروش کیسه کامپوزیت

پديده انتقال شيشه اي پليمرها
اين پديده در دماييي نسبتاً مشخص، هنگامي كه از سختي ماده پليمري شكننده كاسته و به حالت لاستيكي آن افزوده مي شود، مشاهده مي شود. اين پديده در پليمرهاي امورف انجام مي شود و در دماي انتقال شيشه اي بسيار از خواص فيزيكي پليمرها، از جمله ضريب انبساط حرارتيع ظرفيت گرمايي، ضريب تفريق، مقاومت در برابر ضربه مكانيكي و ويژگي هاي الكتريكي، تغيير مي كنند. كليه ويژگي هاي مذكور به درجه آزادي نسبي تحرك مولكولي در پليمري مشخص بستگي دارند و هر يك از آن ها مي تواند براي تعيين نقطه انتقال شيشه اي به كار رود. پديدهة مذكور را مي توان با در نظر گرفتن ماهيت تغييرات حاصل در دمايي خاص بررسي كرد.  هنگامي كه ماده اي تا لاين دما حرارت داده مي شود، چرخش مولكولي به دور پيوندهاي ساده ناگهان آسان خواهد شد.
االبته بايد دقت كرد كه برخي مواقع مقادير به دست آمده از روش هاي مختلف تفاوت هاي زيادي دارند؛ اگرچه اين تفاوت ها در دامنه بسيار كوچكي از دما قرار دارند. به عنوان مثال، دماي انتقل شيشه اي پلي متيل متاكريلات با روش ديلامتري (نشان دادن تغييرات حجم) Cْ 110 است در صورتي كه با روش برگشت الاستيسيته Cْ 160 به دست مي آيد​​​​​​​

خبرنامه مرجع ایران کیسه

عوامل موثر بر دماي انتقال شيشه اي
عوامل متعددي در سهولت انجام چرخش مولكولي به دور پيوندهاي ساده و بر مقدار دماي انتقال شيشه اي تأثير مي گذارند:
·        تحرك مجزاي هر مولكول پليمر مهم است و عوامل موثر بر كاهش يا افزايش اين تحرك سبب تفاوت هايي در مقدار دماي انتقال شيشه خواهند شد؛
·        برهم كنش هاي احتمالي بين مولكول هاي پليمر مي توانند سبب محدوديت در تحرك مولكولي شوند و دماي انتقال شيشه اي را تغير دهند؛
·        حضور گروه هاي متصل به شاخه اصلي پليمر نيز بر دماي انتقال شيشه اي مؤثر است زيرا اين گروه ها انرژي لازم را براي چرخش مولكول حول پيوندهاي ساده در زنجير اصلي افزايش مي دهند (اين امر به ويژه در شاخه ها و زنجيرهاي جانبي مشاهده مي شود)
·        حضور ساختارهاي صلب در شاخه  اصلي مولكول (مانند گروه هاي فنيلن)، پيوندهاي هيدروژني بين زنجيره هاي پليمر و اتصالات عرضي بر اين پديده تأثير گذاراند.

تأثير نرم كننده ها بر دماي انتقال شيشه اي
 نرم كننده ها موادي با متو.سط وزن مولكولي كمتر نسبت به پليمرها و معمولاً مايع اند و موادي همگن ايجاد مي كنند كه از پليمرها نرم تر، انعطاف پذيرتر و داراي فرآوري ساده تراند. حضور نرم كننده ها يكي از عوامل مؤثر بر دماي انتقال شيشه اي است. در مقايسه با حلال هاي آلي، نرم كننده ها متوسط وزن مولكولي بالايي دارند كه مقدار آن از 300 نيز متجاوز است. اين تركيبات معمولاً حلالهايي غير فرار هستند كه با مولكول پليمر به روش محلولي واكنش خواهند داشت. با توجه به اين نكته كه نقدار اين مواد همواره كمتر از پليمر است، پليمر آن ها را جذب مي كند و ماده اي با دماي انتقال شيشه اي كمتر از دماي انتقال شيشه اي خود پليمر به دست مي آيد. به دليل متوسط وزن مولكولي زياد اين مواد، نفوذ آن ها به درون پليمر در دماي اتاق بسيار آرام صورت مي گيرد. براي رفع اين مشكل، نرم كننده ها را در دماي بالا با پليمر مخلوط مي كنند. همچنين مي توان آن ها را در حضور حلال هايي با متوسط وزن مولكولي كمتر، كه فراراند و در مرحله بعدي فرآيند حذف مي شوند، به پليمر اضافه كرد.
مهمترين عمل نرم كننده ها، در مقياس مولكولي، ايجاد فاصله در مولكول است. بنابر اين، به انرژي كمتري براي چرخش يك مولكول آزاد حول پيوند كربن – كربن نياز است و دماي انتقال شيشه اي كاهش مي يابد. همچنين پايين تر از دماي انتقال شيشه اي دمايي وجود دارد كه در آن پليمر شروع به جاري شدن مي كند. نمونه بارز كاربرد نرم كننده ها اضافه كردن دي ايزو اكتيل فتالات (DOP) به پلي وينيل كلرايد است. در اين حالت اگر نسبت اين دو ماده 70 قسمت فتالات به 100 قسمت پلي وينيل كلرايد باشد، پليمر از حالت جامد صلب در دماي اتاق به ماده اي لاستيكي تبديل مي شود كه در پوشش هاي محافظ كاربرد دارد. بنابر اين، دماي انتقال شيشه اي پلي وينيل كلرايد از مقدار بالاتر از دماي اتاق به مقدار كمتر از آن كاهش مي يابد.

تأثير متوسط وزن مولكولي بر دماي انتقال شيشه اي
متوسط وزن مولكولي نيز بر دماي انتقال شيشه اي تأثير گذار است زيرا، با بالا رفتن وزن مولكولي، تحرك مولكول مشكل تر و محدوديت بيشتر خواهد بود. البته بايد گفت كه دماي انتقال شيشه اي معمولاً در برابر متوسط وزن مولكولي پليمرهايي با درجه پليمريزاسيون حدود 200 حساسيتي نشان نمي دهد. در كمتر از اين مقدار، دماي انتقال شيشه اي به متوسط وزن مولكولي مربوط است. گونه هاي با وزن مولكولي كمتر دماي انتقال شيشه اي كمتري دارند به اين دليل كه دو انتهاي زنجير، در مقايسه با قطعات ماكرومولكول، درجه آزادي بيشتري دارند؛ در نتيجه هر چه تعداد قطعات انتهايي زنجير در واحد حجم ماده بيشتر باشد، آزادي كل مولكول بيشتر است و دماي انتقال شيشه كاهش مي يابد.​​​​​​​

انتقال شيشه اي كوپليمرها و آلياژها
مزيت سنتز يك كوپليمر دستيابي به خواص بهتر است . به عنوان مثال، يك نمونه از آثار كوپليمريزاسيون بر خواص پليمر حاصل اثر كوپليمريزاسيون بر دماي انتقال شيشه اي پليمر و بلورينگي است. دماي انتقال شيشه اي يك كوپليمر معمولاً بين دماهاي تبديل شيشه اي هموپليمرهاي اوليه قرار مي گيرد. مقدار دقيق دماي انتقال شيشه اي به نسبت مونومرها در كوپليمر بستگي دارد. دماي انتقال شيشه اي در پليمرهاي آمورف (همچنين در برخي حالت هاي بلورين) به كمك كوپليمريزاسيون اصلاح مي شود.

ارتباط دماي انتقال شيشه اي و دماي ذوب بلوري
انتقال شيشه اي فقط در فازهاي آمورف پليمرهاي بلوري و در دماي كمتر از دماي ذوب بلوري (Tm) مشاهده مي شود. بنابراين، حرارت دهي يك پليمر بلوري سبب مي شود كه اين ماده ابتدا از گذار و يا انتقال مرتبة دوم در دماي انتقال شيشه اي و سپس از گذار و يا انتقال مرتبه اول در هنگام تغيير فاز واقعي در نقطة ذوب عبور كند. چگونگي ساختار شيميايي مؤثر بر درجه آزادي مولكول بر نقطة ذوب بلوري و دماي انتقال شيشه اي مؤثر است. همچنين اين ساختار اثر مشابهي بر هر دو ويژگي دارد. بنابر اين، رابطة تجربي براي بسياري از پليمرها به صورت زير خواهد بود (دما بر حسب كلوين):
                                                                          Tm(0.04 +-   ( 0.66= Tg
اين رابطه براي تمام پليمرها به كار نمي رود. در برخي از پليمرها مانند پلي پروپيلن، اين رابطه پيچيده مي شود زيرا مقدار دماي انتقال شيشه اي، در صورت وجود برخي از فازهاي بلوري، افزايش مي يابد؛ به اين دليل كه ساختار پلي پروپيلن به گونه اي است كه مناطق آمورف نسبتاً كوچك و در لابه لاي قطعات بلوري اند. در اين ساختار ازادي دوران مولكولي بسيار محدود است و مولكول در برخي قسمت ها با بلورهاي ريز متوقف مي شود. كاهش حركت كلي زنجير با پيشرفت تبلور سبب افزايش دماي انتقال شيشه اي مناطق آمورف مي شود. در مقابل در پليمرهايي كا افزايشي در دماي انتقال شيشه اي نشان نمي دهند، درجه آزادي در بخش هاي آمورف، در اثر وجود بلورهاي ريز، به دليل فواصل زياد بين آن ها، بدون تغيير باقي مي ماند. در اين پليمرها، بلورها مانند پركننده هاي بي اثر عمل مي كنند.

ایران کیسه
(مرجع فروش کیسه جامبوبگ-بیگ بگ-رول جامبو-انواع کیسه های عرض تک لا و دولا)

محلول هاي پليمري
با توجه با اين كه پليمرها حجم نسبي زياد در غلظت مولي كم دارند، انحلال آن ها غير عادي و اين ويژگي بر رفتار محلول هاي پليمر تأثير گذار است. شناخت محلول هاي پليمري اهميت زيادي دارد. اين محلول ها حتي در غلظت مولي كم نيز بسيار ويسكوزيته هستند. اين ويژگي در بسياري از صنايع مانند صنعت رنگ و صنايع غذايي كه در آن ها پليمرها نقش غليظ كننده دارند كاربرد دارد. در روشهاي تعيين خواص پليمرها، مانند تعيين متوسط وزن مولكولي به كمك ويسكومتز يا كروماتوگرافي ژل تراوايي، از خواص محلول هايي پليمر استفاده مي شود.

خبرنامه مرجع - فروش کیسه گونی -قیمت کیسه گونی

انحلال پليمرها
انحلال پذيري تنها به پليمرهاي خطي محدود مي شود و پليمرهاي داراي اتصالات عرضي قابل حل نيستند؛ اگر چه ممكن است در حلال مناسب متورم شوند. البته ممكن است قطعاتي از پليمرهاي با اتصالات عرضي حل شوند ولي اتصالات عرضي از برهم كنش مناسب مولكول هاي حلال با پليمر و انحلال مولكول ها در محلول جلوگيري مي كنند.
انحلال پليمرها فرآيندي بسيار كند است و انحلال پليمري با متوسط وزن مولكولي بالا ممكن است روزها و حتي هفته ها به طول بيانجامد.
فرآيند انحلال دو مرحله قابل تشخيص بهشرح زير است:
·        در مرحلة اول در اثر نفوذ تدريجي مولكول هاي حلال در پليمر، ژل متورم شده اي توليد مي شود؛
·        در مرحله دوم با ورودبيشتر حلال به ژل و خارج شدن مولكول هاي پليمرحل شده از آن تجزية تدريجي در ژل مشاهده مي شود. اين مرحله را مي توان با هم زدن مخلوط تسريع كرد.

خبرنامه مرجع - فروش کیسه لمینت - قیمت کیسه لمینت

عوامل مؤثر بر انحلال پذيري پليمرها
علاوه بر اتصالات عرضي، ساير عوامل بر انحلال پذيري پليمرها عبارت اند از:
·        بلوري بودن؛
·        پيوند هيدروژني؛
·        فقدان شاخه هاي جانبي؛
كلية اين عوامل مي توانند مقاومت پليمر در برابر انحلال را افزايش دهند.

ترموديناميك انحلال پليمرها
با توجه به اصل كلي انحلال پذيري (حل شدن هم جنس در هم جنس)، انحلال پليمرهاي قطبي در حلال هاي قطبي، پليمرهاي آروماتيك در حلال هاي آروماتيك و... آسان است. اين وضعيت به ترموديناميك انحلال مربوط مي شود.
از ديدگاه ترموديناميكي يك جامد زماني در يك مايع حل مي شود كه هماهنگي ذاتي بين آن ها موجود باشد. اين به بزرگي نسبي سه نيروي برهم كنش بستگي دارد. براي يك پليمر (P) و يك حلال (S) نيروهاي جاذبة بين مولكول ها مشابه Fss و Fpp هستند در حالي كه نيروهاي جاذبه بين مولكولي غير مشابه Fps است.
براي تهيه محلولي از يك پليمر در حلال، Fps بايد بزرگ تر يا مساوي با نيروهاي Fss و Fpp باشد. اگر Fpp  يا Fss  از Fps بزرگ تر باشند، مولكول هايي با جاذبه بين مولكولي بيشتر به يكديگر مي چسبند و اختلاط با مولكول هاي غير مشابه كمتر انجام مي شود. در اين شرايط سيستم به صورت دوفازي باقي مي ماند.
اگر برهم كنش خاصي مانند هيدروژنني بين پليمر و حلال وجود نداشته باشد، برهم كنش بين مولكول هاي غير مشابه حد واسط نيروهاي بين مولكولي ذرات مشابه خواهد بود؛ يعني:
         Fpp >  Fps >  Fss                  يا:                         Fss  >  Fps > Fpp
اگر مقدار Fss و Fpp يكسان باشد، Fps نيز با آن ها مساوي است و دو ماده ذاتاً با يكديگر هماهنگ هستند و پليمر مي تواند در حلال حل شود.

ایران کیسه
(مرجع فروش انواع رول گونی ساده-لمینت-الوان-خط دار-iran kiseh-pp fabrics-pe laminated fabrics)

آنتروپي اختلاط پذير​​​​​​​
پليمرهاي اختلاط پذير آنتروپي اختلاط كمتري در مقايسه با مواد حل شده با وزن مولكولي كم نشان مي دهند كه ناشي از اندازة مولكول هاي پليمر است. هنگامي كه قطعات يك مولكول به صورت كوالانسي با يكديگر پيوند برقرار مي كنند، نمي توانند در مايع به هر وضعيتي قرار گيرند و بايد به دنبال يكديگر واقع شوند. بنابر اين بي نظمي هنگام انحلال چنين مولكول هاي بزرگي بسيار كمتر از مولكول هاي آلي با وزن مولكولي پايين است.
براي درك كامل اين مطلب مي توان مايع را داراي آرايش شبكه اي فرض كرد. براي مواد حل شده با وزن مولكولي پايين هر نقطه از شبكه را يك مولكول حلال يا ماده حل شده اشغال مي كند. آرايش هاي ممكن براي مولكول هاي مواد حل شده و حلال در يك شبكه گسترده مي تواند بسيار متعدد باشد (شكل 9-1 الف). اگر W تعداد آرايش هاي ممكن موجود در سيستم و S آنتروپي باشد، بر اساس معادله بولتزمن:
(9-8)                                                                                                S = kln(W)
اگر W  بزرگ باشد S نيز بزرگ خواهد بود. حال اگر پليمري در اين شبكه قرار گيرد، نمي توان يك مولكول ماده حل شده را در هر نقطه از شبكه قرار دارد و فقط يك بخش از مولكول پليمر در يك نقطه از شبكه مستقر مي شود (شكل 9-1 ب). در اين صورت آرايش هاي بسيار كمتري براي سيستم وجود خواهند داشت. مقدار W نيز بسيار كوچك تر از مقدار مربوط به مواد حل شده با وزن مولكولي كم است؛ بنابر اين S نيز كوچك خواهد بويد.
در اين ميان اگر فرض شود كه مولكول هاي پليمر شامل تعداد زيادي قطعات زنجيري با طول مساوي هستند كه با اتصالات انعطاف پذير به يكديگر متصل شده اند و هر اتصال يك نقطه در شبكه را اشغال مي كند، غلظت محلول بايد به اندازه اي باشد كه نقاط اشغال شده در شبكه به صورت اتفاقي توزيع شوند و به صورت متصل به هم و به حالت غير تصادفي قرار نگيرند. بنابر اين با استفاده از مدل شبكه مي توان مقدار W را در معادله بولتزمن تخمين زد.


خبرنامه مرجع-فروش کیسه صدفی - فروش کیسه Bopp

رفتار پليمرها در محلول هاي رقيق
پليمر در اطراف خود منطقه اي دارد كه قطعات آن نمي توانند در آن حركت كنند يا حركت آن ها ناچيز است(زيرا دو بخش از يك مولكول پليمر فضاي يكساني را اشغال نمي كنند و اگر به سمت يكديگر حركت كنند دافعه بيشتري بين آن ها ايجاد خواهد شد). اين منطقه به حجم مرده معروف است كه اندازه واقعي آن ثابت نيست و با نوع حلال و دما تغيير مي كند.
معمولاً يك مولكول پليمر در محلول به گونه اي قرار مي گيرد كه قطعات آن در اطراف مركز پليمر با توزيع گوسي واقع شوند. البته ممكن است پليمري كانفورماسيون كاملاً غير گوسي را نيز بپذيرد ولي اين وضعيت عموميت ندارد. آرايش گوسي به كانفورماسيون هاي مارپيچي تصادفي معروف است.
با توجه به دماي انحلال پليمر در هر حلال، مي توان حلال ها را به شكل زير طبقه بندي كرد:
·        حلال خوب: اگر انحلال در دماي اتاق انجام شود حلال خوب است. در اين حلال ها مولكول هاي حلال مولكول پليمر را به خوبي حل و مولكول هاي پليمر كانفورماسيون خاصي پيدا مي كنند؛
·        حلال ضعيف: اگر دمايي بالا تر از دماي اتاق لازم باشد، حلال ضعيف است. در حلال هاي ضعيف پليمر به خوبي حل نمي شود و كانفورماسيون نسبتاً منقبض شده اي را مي پذيرد و برهم كنشي بين پليمر و حلال وجود نخواهد داشت؛ در نتيجه پليمر در محلول رسوب مي كند. بنابر اين ، حلال كاملاً ضعيف يك ناحلال و يا ضد حلال است.
متوسط وزن مولكولي ماده حل شده يك عامل مؤثر در ميزان برهم كنش پليمر – حلال است؛ بنابر اين نقطه اي كه در آن مولكول به صورت محلول در مي آيد با متوسط وزن مولكولي تغيير مي كند (يعني مي توان با تغيير دقيق كيفيت حلال، مولكول هاي پليمر را در محدوده هاي نسبتاً كوچك وزن مولكولي تفكيك كرد). معمولاً براي انجام تفكيك، كيفيت حلال را با افزايش يك نامحلول به محلول رقيق پليمر تا مشاهدة كدورت بسيار ملايم كاهش مي دهند. قبل از خارج كردن مواد شناور امكان ته نشيني براي فاز رسوب كرده فراهم و سپس مقدار كمي ناحلال به محلول پليمر افزوده مي شود. دوباره كدورت مشاهده و قبل از خارج كردن مواد شناور امكان ته نشيني فاز رسوب كرده فراهم مي شود. با اين روش مي توان پليمرها را به آرامي به اجزايي با تفاوت كم در متوسط وزن مولكولي تفكيك كرد.

ایران کیسه
(مرجع فروش انواع کیسه گونی یک لایه-دولایه-لمینت-لاینر دار-الوان-خط دار-سبک-سنگین
iran kiseh exports pp bags-laminated bags-pp bags with liner-multi color bags)

شكل مولكول هاي پليمر در محلول
فضاي اشغال شده مولكول بيش از فضايي است كه قطعات آن اشغال مي كنند زيرا قطعات مولكول در محلول حركات متفاوتي دارند و به سرعت از يك كانفورماسيون ديگر تغيير شكل مي دهند. اندازه هر مولكول مجزا به وضعيت ترموديناميكي حلال بستگي دارد. در حلال هاي خوب زنجيرها نسبتاً گسترده اند و در حلال هاي ضعيف به صورت منقبض در مي آيند.
شكل بيشتر مولكول هاي پليمر در محلول به صورت مارپيچ تصادفي است. اين ناشي از سهولت نسبي چرخش در اطراف پيوندهاي مولكول و تعداد زياد كانفورماسيون هايي است كه مولكول مي تواند بپذيرد. در اين ميان بايد توجه داشت كه اگر چرخش مشكل باشد، پليمر به صورت كانفورماسيون مارپيچ تصادفي در نخواهد آمد مگر اين كه دماي بالا اعمال شود.
به دليل ماهيت تصادفي اين كانفورماسيون، اندازه مولكول بر حسب پارامترهاي آماري بيان مي شود. دو پارامتر مهم نشان دهنده اندازه مولكول عبارت اند از:
·        1/2(r2) ريشه دوم مجذور ميانگين فاصله دم به دم كه ميانگين فاصله بين اولين و آخرين قطعه زنجيره پليمري را نشان مي دهد. اين مقدار همواره كوچك تر از طول كل مولكول پليمر (فاصله حقيقي بين ابتدا و انتهاي زنجيره پليمري مرتبط با پيوندهاي كواانسي شاخه اصلي مولكول) است؛
·        1/2(s2) ريشه دوم مجذور ميانگين فاصله عناصر زنجير از مركز ثقل آن است. اين پارامتر شعاع ژيراسيون ناميده مي شود و مي توان آن را به آساني با استفاده از ويسكومتر تعيين كرد. براي پليمرهاي خطي كه از محتمل ترين شكل خود انحراف زيادي نداشته باشند، رابطه اين دو پارامتر به صورت زير است.
                                                                                              r2 = 6s2  
اگر فرض شود كه يك مولكول پليمر از زنجيره هايي با چرخش آزاد تشكيل شده است و هيچ فشار و محدوديتي در زاويه ها، چرخش يا نواحي اشغال شده وجود ندارد، مي توان آن را با ابعاد غير مغشوش به دست آمده به صورت 01/2(r2) نوشت؛ ولي اگر اين نكته مد نظر باشد كه مولكول هاي حقيقي كاملاً انعطاف پذير نيستند و حجمي كه يك بخش از مولكول اشغال كرده براي بخش ديگر حجم مرده و در نظر گرفته مي شود و در مدل شبكه يك محلول پليمر هيچ ناحيه اي در شبكه نمي تواند دوبار اشغال شود، اين عبارت نادرست خواهد بود. بنابر اين مولكول هاي حقيقي بزرگ تر از ابعاد غير مغشوش هستند و مي توان نوشت:
                                                                                                                                                                                                          1/2(r2) a = 01/2(r2)
ش «ضريب انبساط خطي» ناميده مي شود و مقدار آن به ماهيت حلال بستگي دارد و در حلال هاي خوب از نظر ترموديناميكي نسبت به حلال هاي ضعيف بزرگ تر است. در حلال ضعيف در دماي مشخص a=1 خواهد بود و زنجير به ابعاد غير مغشوش خود مي رسد. اين دما مي تواند دماي تتاي فلوري – كريگ بام باشد كه قبلاً بررسي شد.
با توجه به اين نكته كه مقدار 01/2(r2) از خواص پليمر و بر شكل هندسي زنجيره مؤثر است، مي توان گفت كه شرايط پليمر در دماي تتا در حلال هاي مختلف دقيقاً يكسان است و پليمر از نظر ترموديناميكي رفتاري ايده آل دارد و با حلال برهم كنش نشان نمي دهد.

مدل خزشي حركت مولكول
 اين مدل كه ابتدا پير دي ژن آن را ارئه كرد و سپس سام ادواردز توسعه داد، براي محلول هاي غليظ و نمك هايي كه در آن ها مولكول ها در يكديگر در گير مي شوند به كار مي رود. در اين شرايط هر مولكول مجزا به حالت پيچشي و مارگونه حركت مي كند كه دي ژن اين نوع حركت را حركت خزشي ناميد. اين حركت در مجراي باريك تشكيل شده از ساير مولكول هاي پليمر اتفاق مي افتد. مولكول هاي پليمر به گونه اي قرار مي گيرند كه به شدت تنيده شوند و شكل مجرا را در مدتي طولاني، در مقايسه با زمان براي خزش مولكول از درون آن، حفظ كنند.
دو فرض عمده در اين مدل اعمال مي شود:
·        مولكول پليمر پيچش قطري انجام نداده و فرض مي شود كه مولكول درون مجرا به راحتي جاي گرفته است؛
·        مزدوج شدن ديناميكي بين زنجيرها اتفاق نمي افتد. در واقع حركت مولكولي در اين شرايط به گونه اي است كه سبب كشيده شدن ساير مولكول ها با آن مي شود؛ بنابر اين براي سهولت همواره از اين نوع حركت در مدل خزشي صرف نظر مي شود.

اهميت خزشي در اين است كه مي توان جريان مولكولي را در محلول، و در هنگام شكستگي، با فرض يكسان بودن حركت در هر دوحالت پيشگويي كرد. براي هر دو حالت خود انتشاري در محلول هاي غليظ و شكستگي فرض مي شود كه نيروي غالب بر كشش مولكول پليمر به درون مجرا اصطكاك است.
نتايج تجربي كه به خوبي با نتايج پيش بيني شده با مدل خزشي هماهنگ اند بسيار بحث برانگيز بوده اند ولي صحت آن ها پذيرفته شده و اعتبار مدل خزشي را تأييد مي كنند. مبحث حركت مولكولي بحث مهمي در فيزيك نظري و تجربي علم پليمر هاست و مدل هاي پيشرفته تري جايگزين مدل ساده خزشي خواهند شد. البته در حالتي كه در اين جا ارائه شد مدل خزشي به عنوان يك مدل نيمه كمي براي حركت پليمر اهميت خود را حفظ خواهد كرد و به پديدة ناشي از جريان مولكول هاي پليمر شباهت دارد.

پليمرهاي محلول در آب
برخي از پليمرهاي مصنوعي كه كاربرد صنعتي دارند در آب محلول هستند. اين پليمرها گروه هاي عاملي بسيار قطبي دارند و شامل پليمرهايي مانند پلي وينيل الكل، پلي اكريليك اسيد و سلولزهاي اصلاح شده اند. البته فقط داشتن گروه هاي عاملي قطبي براي انحلال در آب كافي نخواهد بود. پلي وينيل الكل كه از هيدروليز پلي وينيل اتانوئات تهيه مي شود تنها در شرايطي در آب محلول است كه برخي از گروه هاي نسبتاً غير قطبي حلاليت اين پليمر را در اب زياد مي كند زيرا گروه هاي غير قطبي و ورود آب به اين ماده نظم ساختاري پليمر را برهم مي زند. گروه عامل هاي قطبي هر مولكول با اين روش به صورت سينتيكي حل مي شود.
در انحلال پليمرهاي محلول در اب عامل ديگري به نام «احتمال برهم كنش هاي آب گريز» را نيز بايد در نظر گرفت. هر پليمر حتي از نوع محلول در آب از دو قسمت تشكيل شده است:
·        گروه عامل هاي قطبي؛
·        شاخه اصلي غير قطبي.
معمولاً پليمرها شاخه اصلي آلي شامل زنجير كربن – كربن دارند كه بيشتر موقعيت هاي ظرفيتي موجود روي اتم هاي كربن را اتم هاي هيدروژن اشغال كرده اند. به عبارت ديگر اين نوع پليمر به صورت جزئي ماهيت هيدروكربني دارد و در برابر انحلال در آب مقاومت مي كند. فرض بر اين است كه برهم كنش هاي آب گريز ناشي از تشكيل ساختار قفس مانند مولكول هاي آب به كمك پيوند هيدروژني در اطراف ماده غير قطبي حل شده باشند. نظم در حلال در اثر كاهش كلي آنتروپي سيستم افزايش مي يابد و مطلوب نيست. اثرات آب گريزي از اين نوع در محلول كليه پليمرهاي محلول در آب قابل توجه است (به جز محلول هاي پلي آكريليك اسيد و پلي آكريل آميد كه در آن ها گرماي انحلال گروه هاي قطبي اين اثر را خنثي مي كند).
برهم كنش هاي آب گريز در اثر پايين بودن دماي بحراني محلول حاصل مي شوند و در نتيجه افزايش دما انحلال پذيري را كاهش مي دهند. اين مطلب را مي توان در منحني هاي فاز مايع – مايع شكل 9-2 الف ديد. به طور كلي رفتار پليمرهاي محلول در آب موازنه اي بين اجزاي قطبي و غير قطبي مولكول ها را نشان مي دهد كه درنتيجه بسياري از پليمرهاي محلول در آب قابليت انحلال به صورت حلقه هاي بسته را نشان مي دهند. در چنين مواقعي رفتار در دماي پايين تر به اثرات آبگريزي شاخه اصلي هيدروكربني مربوط و رفتار در دماهاي بالاتر ناشي از خنثي شدن اثرات گروه عامل هاي قطبي (آب دوست) است.
​​​​​​​

خبرنامه مرجع - فروش کیسه کامپوزیت bopp

ایران کیسه
(مرجع فروش انواع کیسه و پاکت کامپوزیت سه و چهار لایه-روکش سلفون صدفی-مات-متالایزر-Bopp-کاغذ کرافت-با قابلیت چاپ 2-4 و 6 رنگ-پلی اتیلن سه لایه با چاپ تصویری)

محلول هاي پليمري ويسكوز
از آن جا كه حتي غلظت هاي بسيار كم پليمر محلول هايي با ويسكوزيته بالا ايجاد مي كنند، اين ويژگي كاربرد زيادي در صنعت دارد. اغلب اوقات ويژگي غليظ كنندگي پليمرها براي موادي با پايه آب (مانند مواد غذايي، خمير دندان ها يا رنگ هاي امولسيوني) ضروري است. ولي نمونه هايي نيز از كاربرد پليمر ها براي غليظ كردن فرآورده هايي با پايه حلال (مانند غليظ كننده هاي رنگ) وجود دارند.
در اين ميان سلولزهاي اصلاح شده و پلي آكريليك اسيد پليمرهاي اصلي غليظ كننده هستند. سلولزهاي اصلاح شده انواع مختلفي دارند؛ مثل متيل – هيدروكسي پرپيل سلولز و متيل – سديم كربوكسي متيل – سلولز. خواص اين مواد با تعداد و توزيع استخلافات و همچنين متوسط وزن مولكولي سلولز مادر تغيير مي كند. بنابر اين اين مواد از مجموعه تركيباتي به دست مي آيند كه برخي از آن ها به سادگي به صورت محلول در مي آيند و ويسكوزيته هاي مختلفي به دست مي دهند.
پلي آكريليك اسيد نيز به عنوان غليظ كننده كاربردهاي فراواني دارد و متوسط هاي وزن مولكولي مختلفي را (كه ويسكوزيته هاي متفاوتي را به محلول مي دهند) ارائه مي كند. در بسياري مواقع به كارگيري ويسكوزيته بالا در محصول نهايي ضروري است. به عنوان مثال غليظ كننده ها، به ويژه با پايه آكريليك اسيد، براي بالا بردن غلظت در رنگ هاي امولسيوني به كار مي روند. رنگ هاي امولسيوني از امولسيون هاي حقيقي توزيع پايدار مايعات آلي در آب نيستند بلكه در آن ها از لاتكس هايي استفاده مي شود كه پليمرهاي پراكنده شده در آب هستند. به اين دليل كه لاتكس ها پليمرهاي محلول نيستند، ويسكوزيته آن ها با ويسكوزيته آب خالص يكسان است. همچنين امكان پراكنده شدن رنگدانه ها در آن ها وجود ندارد و رنگدانه ها در آن ها ته نشين مي شوند. اين مواد هنگام استفاده به عنوان رنگ نمي توانند به نحو مناسبي روي سطح جاري شوند. افزودن يك غليظ كننده به فرمول بندي، رنگي را ايجاد مي كند كه رنگدانه ها در آن ته نشين نمي شوند و به آساني مي توان آن ها را با استفاده از قلم مو براي سطوح استفاده كرد.
روان كننده هاي رنگ به گونه اي فرمول بندي مي شوند كه ويسكوزيته بالايي داشته باشند در غير اين صورت در سطوح عمودي قابل استفاده و براي نفوذ يا انحلال رنگي كه در آن ها به كار مي رود مناسب نيستند. عمده ترين غليظ كننده اي كه در روان كننده هايي با جزء اصلي متيلن كلرايد (دي كلرو متان) به كار مي رود هيدروكسي پروپيل متيل سلولز است؛ چون اين تركيب در تركيبات آلي محلول است و به حضور احتمالي آب در اين روان كننده ها حساس نيست.
سديم كربوكسي متيل سلولز در مواد غذايي استفاده مي شود. اين ماده براي جلوگيري از تشكيل بلورهاي يخ در انواع بستني، كنترل مقدار مواد گلوله شده در پنير، پايدار كردن امولسيون هاي لازم در سس هاي سالاد و غليظ كردن خمير دندان به كار مي رود.
غير ايده آل بودن محلول هاي پليمري و عدم پيروي آن ها از قانون رائولت منجر به كاربردهاي مهم غير آزمايشگاهي اين مواد شده است. كاربرد پليمرها به عنوان غليظ كننده از نظر صنعتي مهم است و سالانه چندين تن پليمر در جهان مصرف مي شود. مواد غليظ كننده در تهيه مواد دارويي و توليد كاغذ و نيز در سيالات حفر چاه نفت نيز به كار مي روند. چون نفت از درون سنگ ها، مايعات ويسكوز (سيالات حفاري) به درون سنگ پمپ مي شوند تا جايگزين نفت شوند. محلول هاي ابي و غليظ پليمرهايي مانند پلي آكريليك اسيد يا پلي آكريلونيتريل از جمله موادي هستند كه مي توانند بدين منظور به كار روند.

خبرنامه مرجع - فروش کیسه کامپوزیت صدفی

مذاب هاي پليمري
هنگامي كه پليمرهاي خطي به مقدار كافي حرارت داده شوند، ذوب مي شوند. به طور كلي ويژگي مايعات توانايي تغيير شكل بيشتر در مقايسه با جامدات و افزايش تحرك مولكولي است.
براي درك ماهيت جريان مايع در پليمرهاي مذاب مي توان مجدداً به مدل «شبكه حالت مايع» رجوع كرد. بر خلاف پليمرهاي حل شده در يك حلال، براي يك پليمر مذاب كليه مواضع شبكه اشغال نشده اند. برخي از مواضع ممكن است خالي باشند و، همانند يك محلول، ساير مواضع تنها با يك قطعه از زنجيره پليمري اشغال شده باشند. در هنگام حركت مولكولي در پليمرهاي مذاب مواضع خالي و حفره ها مي توانند جابه جا شوند و قطعات پليمر در آن ها جاي گيرند.
هنگامي كه فشاري بر توده پليمر مذاب وارد مي شود، توده براي آزاد كردن فشار حركت مي كند. در مقياس مولكولي، احتمال جهش مولكولي در جهت فشار، در مقايسه با ساير جهات، افزايش مي يابد و حركت هاي آزاد كننده فشار متوقف مي شوند و الگوي جريان مشاهده مي شود. شواهدي وجود دارد مبني بر اين كه «واحد مولكولي جريان» يك ماكرومولكول كامل نيست بلكه قطعه اي مولكول حاوي بيش از 50 اتم كربن است. جريان ويسكوز با جهش هاي متوالي چنين قطعاتي صورت مي گيرد تا زماني كه كل ماكرومولكول جابه جا شود.
فلوري براي اولين بار بيان كرد كه زنجيره هاي پليمري در حالت مذاب به شدت به هم پيوسته اند ولي از نظر ترموديناميكي رفتاري ايده آل دارند. اگر پتانسيل دافعه اعمال شده يك واحد مونومر از يك پليمر مذاب U در نظر گرفته شود، مي توان U را به دوبخش تقسيم كرد:
·        مربوط به دافعه ناشي از ساير واحدهاي مونومر همان مولكول (Us)؛
·        ناشي از دافعه واحدهاي مونومر مولكول هاي پليمر ديگر (Ud).
                                                                                     U=Us + Ud
براي يك قطعه دلخواه در هر فاصله Us + Ud مقداري ثابت است (U ثابت) چون دو جمله اين معادله عكس يكديگر تغيير مي كنند. مقدار Us در قسمت اصلي قطعه حداكثر است و با افزايش فاصله كاهش مي يابد و Ud در قطعه حداقل است و با افزايش فاصله افزايش مي يابد.
نتيجه كلي اين است كه در حالت مذاب مولكول هايي پليمر كانفورماسيون هاي گوسي و از نظر ترموديناميكي رفتاري ايده آل دارند. ايده آل بودن رفتار و انسجام زنجير را آزمايش هاي پخش نوترون تأييد كرده اند.
​​​​​​​

شكست در پليمرها
 يكي از مهمترين خصوصيات يك ماده استحكام آن است. منظور از استحكام يك ماده مقدار تنشي است كه تا قبل از خراب و غير قابل استفاده شدن مي تواند تحمل كند. ممكن است قطعه اي به خاطر يك تغيير شكل دائمي و يا قطع شدن و جدا شدن قسمت هاي آن از هم غير قابل استفاده شده باشد. به همين خاطر تعاريف مختلفي براي استحكام وجود دارد. منظور از شكست يك ماده ايجاد قطع شدگي در آن است. مواد مختلف به شكل هاي مختلفي به شكست مي رسند. بعضي از مواد قبل از شكست تغيير شكل دائمي نسبتاً زيادي مي دهند و بعضي هم به يك باره و به صورت ناگهاني مي شكنند. از اين رو معلولاً دو نوع شكست تعريف مي شوند:
10-5-1 شكست تُرد
در اين شكست، با افزايش تنش اعمالي به ماده كرنش آن هم افزايش مي يابد نا جايي كه تنش به مقدار نهايي قابل تحمل ماده مي رسد و در آنجا ماده ناگهان و با كوچك ترين تغيير شكل اضافه اي مي شكند. به موادي كه به اين صورت مي شكنند، مواد تُرد و شكننده گفته مي شود.

خبرنامه مرجع ش 3309-فروش کیسه صدفی کامپوزیت

شكست چقرمه
در اين نوع شكست با افزايش تنش اعمالي به ماده، كرنش آن افزايش مي يابد تا جايي كه ماده به نقطه تسليم مي رسد. در نقطه تسليم با يك تنش تقريباً ثابت ماده دچار تغيير شكل هاي زياد و دائمي مي شود و اين تغيير شكل آنقدر ادامه مي يابد تا ماده به شكست مي رسد. به موادي كه به اين شكل به شكست مي رسند، مواد نرم و چكش خوار گفته مي شود. چنين موادي ناگهاني نمي شكنند و اگر از آن ها قطعه اي درست شود با مشاهده شكل آن مي توان آن را به موقع تعويض كرد و از ايجاد خطرات احتمالي ناشي از شكست آن اجتناب كرد. ضمناً كار عبارت است از نيرو ضرب در جابه چايي و چون اين مواد، قبل از شكستشان، در حين اعمال يك تنش نسبتاً زياد (تنش تسليم) دچار تغيير شكل زيادي مي شوند، براي شكستن آن ها به انرژي بسيار بيشتري نسبت به مواد تُرد نياز است.

خبرنامه مرجع - فروش کیسه گونی - قیمت رول گونی

ایران کیسه
(مرجع فروش انواع رول گونی ساده-لمینت-الوان-خط دار-در عرض ها و وزنهای مختلف-iran kiseh exports pp fabrics-laminated fabrics)

اندازه گيري مدول و استحكام پليمرها
براي بررسي رفتار تنش – كرنش مواد و اندازه گيري مدول و استحكام، يكي از آزمايش هاي بسيار رايج آزمايش كشش سرد (بدون اعمال حرارت) در دستگاهي به همين نام است (شكل 10-1). در اين آزمايش نمونه اي با ابعاد استاندارد و معمولاً به شكل دمبل از ماده تهيه مي شود. اين نمونه بين دو گيره دستگاه قرار مي گيرد و با يك سرعت معين كشيده مي شود. در اين حين مقادير تنش و كرنش هم ثبت مي شوند.
نمونه هايي كه از مواد ترد تهيه شده اند در اثر كشش در يك مقدار تنش معين و بحراني (كه همان استحكام يا مقاومت كششي آن هاست) به يك باره مي شكنند. در نقطه مقابل نمونه هايي كه از مواد نرم و چكش خوار تهيه شده اند، وقتي ميزان تنش وارده به تنش تسليمشان مي رسد از ضعيف ترين جاي نمونه يا جايي كه در
انجا تنش بيشترين مقدار خود را دارد (معمولاً وسط نمونه) نازك مي شوند و طولشان افزايش پيدا مي كند. در اين نقطه تسليم، پليمر در يك منطقه مخصوص گردن تشكيل مي دهد. همچنان كه پليمر كشيده مي شود اين ناحيه(شكل 10-2) تغيير مي كند و نازك مي شود. همچنان كه تغيير شكل ادامه مي يابد، ناحيه گردن درازتر مي شود تاجايي كه اين نازك شدگي تمام طول نمونه را فرا مي گيرد و نهايتاً تنش به استحكام نهايي ماده مي رسد و نمونه پاره مي شود.
زماني كه پليمر (در حالت كاملاً سرد) كشيده مي شود، در طول پيشرفت ناحيه گردن پليمر قويتر مي شود و بنابراين يك جهش نهايي در نمودار تنش – كرنش وجود دارد. به همين دليل وقتي كشش سرد اتفاق مي افتد، استحكام افزايش مي يابد و مولكول هاي پليمر در جهت تنش آرايش مي يايند.
البته گسترش نازك شدگي نمونه به تمام طول نمونه معمولاً در موادي رخ مي دهد كه، بعد از تسليم، مقاومت در برابر كشش در آن ها افزايش مي يابد (مانند بسياري از مواد پليمري كه پس از تسليم به دليل جهت يافتگي زنجيره هاي پليمري مقاومتشلن در برابر كشش افزايش مي يابد). علت اين كه در موادي مانند فلزات نرم اين نازك شدگي در طول نمونه گسترش نمي يابد يا بسيار كم گسترش مي يابد اين است كه بعد از تسليم هم مقاومتشان در برابر كشش چندان افزايش نمي يابد (بع دليل تفاوت مكانيسم تسليم آن ها با مواد پليمري) و بنابر اين نقطه اي كه نازك شده است همچنان به عنوان ضعيف ترين نقطه نمونه باقي مي ماند و پارگي و شكست نهايي هم در همان جا رخ مي دهد.
پليمرهاي آمورف ممكن است تنها زير دماي شيشه اي شان به صورت سرد كشيده شوند. بالاي اين دما آن ها بدون تشكيل يك ناحيه مشخص گردن كشيده مي شوند. پليمرهاي بلورين بر عكي تا حدود نقاط ذوبشان مي توانند كشيده شوند.

عوامل مؤثر بر عملكرد نرم يا ترد پليمر
دو عامل بسيار مؤثر در نرم بودن يا ترد بودن مواد (به خصوص در مواد پليمري) «دما» و «سرعت اعمال تنش»  (سرعت كشش9 هستند. غالباً با كاهش و يا افزايش سرعت اعمال تنش رفتار مواد نرم و چكش خوار به سمت رفتار مواد ترد و شكننده ميل مي كند. به عنوان مثال پليمري نظير پلي متيل متاكريلات اگر در دماي محيط تحت كشش استاتيكي (كشش با سرعت كم) قرار گيرد رفتاري ترد و شكننده خواهد داشت در حالي كه اگر همين آزمايش در دماي 100 درجه سانتيگراد انجام شود، رفتار آن به صورت يك ماده نرم و چكش خوار خواهد بود.
علت اين كه با كم كردن دما رفتار مواد به شكنندگي ميل مي كند اين است كه نرم و چكش خوار بودن ناشي از توانايي حركت اجزاي شازنده ماده است (اعم از زنجيره هاي پليمري در پليمرها يا صفحات بلورين در فلزات)؛ از طرفي با كم كردن دما، اين اجزاي سازنده به خاطر كاهش جنبش هاي مولكولي به يكديگر نزديك و فشرده تر مي شوند و توانايي حركتشان كاهش مي يابد بنابر اين با سرعت كمتري مي توانند حركت كنند و جابجا شوند؛ از اين رو اگر اعمال تنش با همان سرعت قبلي انجام شود، ممكن است اجزاي سازندة ماده نتوانند با سرعت كافي جابه جا شوند و بالاجبار براي هماهنگ شدن با سرعت اعمال جابجايي (مثلاً سرعت كشش فك هاي دستگاه كشش) دچار پارگي و شكست شوند.
با افزايش سرعت اعمال تنش هم اتفاق مشابه رخ مي دهد؛ بدين معنا كه چون اجزاي سازندة ماده تحت تنش نمي توانند از ميزاني از دما تعيين مي كند سريع تر حركت كنند، براي هماهنگ شدن با سرعت اعمال تنش (در واقع اعمال جابجايي) دچار شكست مي شوند.
البته اگر چه با كاهش دما يا افزايش سرعت اعمال تنش، به ظاهر نبايد تغيير چنداني در استحكام ماده آزمايش شونده رخ دهد، غالباً با انجام يكي از اين دو و يا هر دوي آن ها، استحكام و تنشي كه در آن شكست رخ مي دهد اندكي افزايش مي يابند.

خبرنامه مرجع - فروش رول گونی لمینت

مواد چقرمه و مواد ترد شكست متفاوتي دارند، و براي هر پليمر يك حالت واسطه بين دو رفتار وجود دارد. براي مثال هنگامي كه لاستيك در نيتروژن مايع غوطه ور مي شود، سريعاً از يك ماده نرم و لاستيكي به يك ماده شكننده ترد تبديل مي شود.
استحكام شكست و نوع شكست يك ماده به مجموعه اي از خصوصيات مولكول هاي تشكيل دهنده آن ارتباط دارد:
·        ساختمان؛
·        متوسط وزن مولكولي؛
·        توزيع وزن مولكولي؛
·        ميزان بلورينگي؛
·        درجه شبكه اي شدن و ميزان اتصالات عرضي.
البته علوه بر خصوصيات مولكول هاي تشكيل دهنده، عوامل ديگري نيز روي استحكام شكست و نوع شكست اثر مي گذارند:
·        دما؛
·         سرعت اعمال كرنش؛
·        شكل هندسي نمونه؛
·        افزودن نرم كننده ها؛
اثر هر يك از اين عوامل بر نوع شكست ماده متفاوت است. براي مثال افزايش اتصالات عرضي مانع حركت آسان اجزاي سازنده ماده و در نتيجه نزديك تر شدن رفتار آن به رفتار مواد ترد و همچنين افزايش مقاومت شكست ماده مي شود. در نقطه مقابل افزودن نرم كننده ها يا موادي با وزن مولكولي كم، كه لابلاي اجزاي سازنده ماده قرار مي گيرند و حركت  آن ها را تسهيل مي كنند، رفتار ماده را به رفتار مواد نرم و چكش خوار نزديك مي كنند و باعث كاهش مقاومت تسليم و مقاومت شكست مي شوند.

 

ایران کیسه
(مرجع فروش انواع کیسه گونی ساده-لمینت-الوان-دولایه-لاینر دار-گاست دار-با قیف و بدون قیف)

انواع استحكام
در حقيقت به اين پرسش كه استحكام يك ماده چقدر است پاسخ مشخصي نمي توان داد. جواب اين پرسش به اين نكته بستگي دارد كه چه نوع آزمايش استحكامي انجام شده است.
براي مثال بايد مشخص شود كه:
·        به اين ماده ضربه وارد شده يا خرد شده است؟
·        اين ماده پيچيده شده يا كشيده شده است؟
پاسخ آزمايش هاي مختلف استحكام يكسان نيستند. براي مثال موادي نظير سنگ ساختماني و چدن «استحكام فشاري» بالا و «استحكام كششي» پاييني دارند. در مقابل موادي نظير فولاد كربني استحكام كششي و فشاري تقريباً يكساني دارند.
استحكام كششي و فشاري يكسان نيستند و هر كدام به تنهايي نمي توانند وسيله سنجش استحكام باشند. با اين حال به غير از اين دو، مقياس هاي ديگري نيز براي اندازه گيري استحكام، مانند استحكام خمشي، وجود دارند كه براي اندازه گيري آن قسمتي از يك ماده با مقطع عرضي دايره اي يا چهار گوش در سه يا چهار نقطه بار گذاري مي شود تا اين كه بشكند.
سيستم هاي تنش در چنين آزمايش هايي نسبتاً پيچيده هستند و به سادگي به خواص بنيادي ماده مربوط نمي شوند؛ اما ابزارهاي لازم براي انجام اين آزمايش ها بسيار ساده تر اند و به همين خاطر آزمايش هاي خمش در تعيين خواص مواد كاربرد زيادي دارند. البته بايد گفت كه استحكام و مدول خمشي غالباً با استحكام و مدول كششي ماده و همچنين شكل هندسي نمونه و نوع بار گذاري و اعمال تنش به آن مرتبط اند.

تأثير حالت سطح بر روي رفتار مكانيكي پليمرها
حالت سطح يك جامد شكننده و ترد اثر قابل ملاحظه اي روي رفتار مكانيكي مشاهده شده دارد و اهميت اين موضوع به ساختار مولكولي مورد نظر بر مي گردد. وجود خراشهاي ميكروسكوپي، خلل و فرج بيا هر عيب و نقصي به طور جدي استحكام كششي پليمرهاي خطي را كاهش مي دهد؛ به خصوص در دماهاي كمتر كه ماده رفتار تردتري دارد و ترك ها به آساني در آن پيشرفت مي كنند.
در دهة 1920 ميلادي، گريفيث توجه خود را به اين مسئله معطوف كرد كه چرا مواد ترد و شكننده نظير شيشه (كه به عنوان يك ماده پليمري معدني شناخته شده است) چنين استحكام كششي پاييني دارند؟ با توجه به استحكام پيوندهاي شيميايي در گير، گريفيث محسبه كرد كه كشش بايد استحكام حدود Mpa1000با همان سختي فولاد داشته باشد اما وقتي استحكام كشش را اندازه گرفت، دريافت كه مقدار آن تنها در حدودMpa50 است.
براي يافتن پاسخ اين مسئله، گريفيث آزمايش هاي معروف خود را با استفاده از سوزن هاي شيشه اي كشيده شده انجام داد. او دريافت همچنان كه الياف نازك تر مي شوند، مستحكم تر مي شوند. با نازك تر شدن آن ها، استحكام عملي به استحكام تئوري پيش بيني شده بر اساس استحكام باندهاي شيشه نزديك مي شود. اين نتايج گريفيث را به اين نتيجه رساندند: «سوزن هاي شيشه اي با قطر بيشتر شكاف هاي سطحي ظريفي دارند كه اثر ضعيف كننده دارند.» اثرات كمتري از شكاف هاي بسيار ريز در سوزن هاي نازك بود و تقريباً در نازك ترين آن ها اثري وجود نداشت و جاي خالي براي آن نبود.

خواص مكانيكي پليمرهاي تقويت شده
با توجه به اين نكته كه خواص مكانيكي مواد پليمري خالص براي برخي كاربردهاي مهندسي كافي نيستند، اين مواد با برخي روش ها تقويت مي شوند. عمومي ترين روش افزودن مقدار زيادي پركننده يا پر كننده هاي سخت است كه عموماً به صورت پودر و يا الياف هستند. با اين روش در حقيقت يك كامپوزيت به دست مي آيد (اين مواد به طور كامل در فصل كامپوزيت هاي پليمري مطالعه شده اند).
براي برخي مواد پلاستيكي نيز ذرات الاستومري به عنوان تقويت كننده استفاده مي شوند كه در اين حالت محصول يك آلياژ پليمري است و شكست را كاهش مي دهد (اين مواد در فصل آلياژهاي پليمري بررسي شده اند).
در هر دو حالت پليمر به صورت يك فاز پيوسته يا ماتريس است كه پركننده ها را به يكديگر متصل مي كند.
در مواد كامپوزيتي حضور پركننده مي تواند اثر زيادي روي خواص كامپوزيت داشته باشد. يكي از مهمترين پر كننده هاي تقويت كننده الياف شيشه است كه خصوصاً در رزين هاي پلي استر غير اشباع به كار مي رود. اين تركيب مهم يك گروه از كامپوزيت ها را به وجود مي آورد كه كاربرد وسيعي پيدا كرده اند. در اين مواد، الياف شيشه اي عموماً به شكل رشته هاي تكه تكه شده هستند كه اين رشته ها در هم نفوذ مي كنند و يك نمد گونه تشكيل مي دهند.اين كامپوزيت كامل را پلي استر غير اشباع با عامل ايجاد اتصال عرضي استايرن مي سازد. به همين منظور استايرن پليمريزه مي شود و با پيوند دوگانه پلي استر براي تشكيل ماتريس جامد واكنش مي دهد. ترموست ايجاد شده موجب مي شود پلي استرهايي كه با استايرن اتصال عرضي يافته اند در بيشتر آزمايش هاي شكنندگي ترد از نظر مكانيكي رد شوند. استحكام كششي براي نوعي پليمر پر نشده بين 90 و 40 مگا پاسكال است و افزودن الياف شيشه موجب افزايش اين مقدار مي شود. زيرا الياف شيشه به تنهايي استحكام كشش بسيار بالايي دارند كه ممكن است تا 3000 مگا پاسكال نيز برسد.
دوده (كربن سياه) براي الاستومرها، خصوصاً لاستيك طبيعي ولكانيزه شده، پر مصرفترين پركننده هاست. دوده سختي لاستيك را بهبود مي بخشد. همچنين مي تواند استحكام كششي و مقاومت در برابر آب را افزايش دهد. ديگر پركننده هاي خاص منشأيي معدني دارند (اكسيدهاي فلزي، كربنات ها و سيليكات ها) ولي هيچيك به اندازه كربن سياه مؤثر نيستند.
افزودن پركننده به الاستومرهاي مصنوعي استحكام كششي را افزايش مي دهد. براي مثال لاستيك هاي بوتادي ان يا نئوپرن با افزايش پركننده يك افزايش استحكام كششي از 5/3 تا 35 مگا پاسكال دارند. با اين وجود تمام خواص با پركننده اصلاح نمي شوند. يك پديده قابل توجه رفتار مكانيكي الاستومرهاي پرشده نرم شدن در اثر تنش است. نرم شدن در اثر تنش خود را به صورت يك افت در سختي نشان مي دهد. اين خصوصيت زماني خود را نشان مي دهد كه ماده كامپوزيت كشيده و سپس رها مي شود.
در ناحيه اي كه كامپوزيت تحت بار تكراري قرار مي گيرد، نمودار تنش – كرنش زير نمودار اصلي مي افتد. اين پديده كاملاً عكس آن چيزي است كه در فلزات اتفاق مي افتد و هنوز كاملاً در ك نشده است.​​​​​​​

خبرنامه مرجع - فروش کیسه گونی-قیمت کیسه گونی

ایران کیسه
(مرجع فروش انواع کیسه و پاکت کامپوزیت-روکش سلفون-bopp-کاغذ کرافت-سه لایه و چهار لایه-پلی اتیلن سه لایه)

الاستومرها
مقدمه
اولين آشنايي انسان با الاستومر ع كه در فرهنگ عاميانه فارسي با نام «لاستيك» شناخته مي شود، به هزاران سال پيش باز مي گردد. قديمي ترين شواهد استفاده ار الاستومرها در ساخت توپ هاي بازي در اتيوپي است. بعدها استفاده از توپ هاي الاستومري به مصر و سپس ليديه (غرب تركيه امروزي) گسترش يافته است. با وجود اين شواهد به نظر نمي رسد استفاده از الاستومرها به صورت گسترده و در هيچ يك از نقاط دنياي قديم رايج بوده باشد.
كريستف كلمب و همراهانش در سفر دوم خود در سال هاي 1493-1496 ميلادي اولين اروپايياني بودند كه كائوچو را به شكل توپ هاي بازي در دست بوميان هاييتي مشاهده كردند. با شناخت خصوصيت ضد آب كائوچو، اروپاييان استفاده از آن را شروع كردند. سياحان و سربازان اسپانيايي و پرتغالي شنل و كفش خود را با لاتكس پوشش مي دادند تا آن ها را ضد آب كنند؛ اما حرارت خورشيد كائوچو را ذوب و جامه ها را خراب مي كرد. بعدها در اروپا كائوچو براي پاك كردن نوشته هاي مدادي به كار رفت و به همين دليل جوزف پريستلي نخستين بار در سال 1788 كلمه رابر را براي آن پيشنهاد كرد.
در حقيقت تكنولوژي الاستومرها نيز از لاستيك طبيعي (NR) شروع شد. مشكل عمده اين بود كه لاستيك طبيعي در هواي گرم چسبناك و نرم و در هواي سرد سفت و سخت مي شد و محدوديت هاي زيادي در استفاده از آن وجود داشت.
در سال 1826 ميلادي فرمول تجربي لاستيك طبيعي (C5H8) به دست امد و در سال 1839 ميلادي چارلز گودير آمريكايي كشف كرد، با حرارت به همراه گوگرد، محصول به دست مي آيد كه به مراتب بهتر از كائوچوي اوليه است و نسبت به تغييرات دما حساس نيست. به دليل استفاده از گوگرد در اين عمل پخت، فرآيند مذكورولكازيزاسيون نام گرفت. اساس صنعت لاستيك بر ولكانيزاسيون بنا نهاده شد. اين كشف، كه در حقيقت همان ايجاد اتصالات عرضي بين زنجيره هاي الاستومر بود، انقلابي عظيم را در اين صنعت ايجاد كرد و به زودي محصولات متنوعي از لاستيك طبيعي توليد و به بازار عرضه شد.
در سال 1860 ميلادي ساختار لاستيك طبيعي به صورت يك پليمر خطي از ايزوپرن به صورت زير تشخيص داده شد:
                                                                                   (-CH2-C(CH3)=CH-CH2-)
در سال 1876 ميلادي انگليسي ها نهال هاي هوآي برزيل را به سنگاپور بردند و در آن جا كاشتند كه بعد ها در سراسر خاور دور كشت شد. امروز توليد كننده اصلي لاستيك طبيعي كشورهاي خاور دور، به طور عمده مالزي و اندونزي، هستند.
كشف ساختار فوق باعث شد كه دانشمندان به فكر توليد الاستومرهاي مصنوعي از مونومرهاي دي ان ديگر مانند بوتادي ان، ايزوپرن و كلروپرن بيفتند.
اولين الاستومر مصنوعي را لبدوف روسي تهيه كرد. وي در سال 1910 ميلادي فلزات قليايي را به عنوان شروع كننده پليمريزاسيون پلي بوتادر ان به كار برد. تحقيقات او نهايتاً شرايط توليد صنعتي اولين الاستومرهاي مصنوعي را فراهم كرد. بر اين اساس اولين الاستومرهاي مصنوعي، پلي بوتادي ان (بوتادي ان پليمريزه شده با سديم كه در آلمان به آن بونا مي گفتند) و پلي كلروپرن ، توليد شدند. اكنون انواع مختلفي از الاستومرهاي سنتزي وجود دارند كه در حالات متنوع استفاده مي شوند.
امروزه توليدات الاستومري از انواع كائوچوهاي طبيعي و مصنوعي به دست مي آيند. هر چند بخش عمدة كائوچوي طبيعي از درخت هاي هوآي برزيلي به دست مي آيد، مي توان آن را از قريب به 50 نوع درخت، بوته يا انواع ديگر رستني ها، از جمله گياه قاصدك، تهيه كرد (شيرابه آن همان لاتكس طبيعي است). ماده شناخته شده با عنوان كائوچوي طبيعي (مشتق شده از كلمه سر خپوستي كا، ئو، چو، به معني درخت تراوش كننده يا گريه كننده) پلي ايزوپرن بازيافت شده از شيره درخت هوآي برزيلي است.​​​​​​​

خبرنامه مرجع-فروش کیسه لامینت -قیمت کیسه لمینت

رفتار فيزيكي و مكانيكي الاستومرها
در طبقه بندي مواد، الاستومرها در گروه مواد پليمري قرار مي گيرند و مشابه پلاستيك ها، رزين ها و الياف از مجموعه اي از ماكرومولكول هاي عمدتاً آلي تشكيل شده اند. پليمرهايي توانايي الياف شدن را دارند كه قابليت بلوري شدن ليف را پيدا كنند و به هيچ عنوان ازدياد طول نداشته باشند. يك پليمر، به عنوان الاستومر، بايد آمورف باشد و در مقابل نيروي كم تغيير شكل زياد داشته باشد و حداقل تا حدود 300 درصد ازدياد طول در دماي محيط از خود نشان دهد و در مدت زمان كوتاه، در مقابل قطع تنش وارده، شكل اوليه خود را پيدا كند. اين گونه مواد نبايد بلوري شوند. يك الاستومر حداقل بايد داراي دماي انتقال شيشه اي (Tg) تا حدود Cْ50 زير دماي محيطي باشد كه در آن استفاده مي شود. همچنين يك الاستومر بايد قابليت ايجاد اتصالات عرضي در بين زنجيره هاي خود را داشته باشد تا بتواند در مقابل تنش هاي وارده خواص خود را حفظ كند.
خاصيت مهم الاستومرها رفتار الاستيكي آن ها بعد از تغيير شكل در مقابل فشار يا كشش است. براي مثال ممكن است يك الاستومر 10 برابر طول اوليهة خود كشيده شود ولي بعد از حذف كشش، تحت شرايط ايده آل، به شكل و طول اولية خود باز گردد.
علاوه بر اين، الاستومرها با ويژگي هايي نظير استحكام و سفتي بالا تحت تنش هاي ديناميكي يا استاتيكي؛ مقومت بسيار خوب در برابر سايش؛ نفوذ ناپذيري در مقابل هوا و آب؛ و در برخي مواقع مقاومت بالا در برابر تورم در حلال ها و مقاوم بودن در برابر مواد شيميايي مشخص مي شوند.
الاستومرها همچنين مي توانند به منسوجات و فلزات بچسبند. الاستومرها در تركيب با الياف مصنوعي (مانند رايون، پلي استر و شيشه)، با توجه به خواص اين عناصر تقويت كننده، قدرت كششي قابل ملاحظه اي پيدا مي كنند در حالي كه قدرت افزايش طول آن ها كاسته مي شود.
در حالت كلي تمام مواد الاستومري خصوصيات مشتركي دارند كه مهمترين آن ها به قرارذيل اند:
·        قابليت و استعداد تغيير شكل زياد و آني در مقابل نيروي كم در دماي محيط بدون نياز به انرژي حرارتي مازاد در محيط؛
·        بازگشت سريع و آني به حالات و ابعاد اوليه بعد از قطع نيرو.
اين بازگشت به حالت و ابعاد اوليه به طور كامل و 100 درصد رخ نمي دهد زيرا الاستومرها مانند ساير مواد پليمري جزو مواد ويسكوالاستيك اند و قسمتي از تنش وارده را به صورت گرما مستهلك مي كنند (به اين مقدار حرارتي كه الاستومر تحت يك ميدان تنشي آزاد مي كند حرارت انباشتگي ديناميكي مي گويند).
به مقدار تغيير شكلي كه الاستومر بعد از قطع نيرو در زمان استراحت آن را بر نمي گرداند اصطلاحاً نشست و يا ست مي گويند. ميزان ست عملاً به نحوه وارد كردن تنش (برشي، كششي و يا فشارشي)، مدت اعمال تنش و مقدار تنش بستگي دارد.
در صورتي كه الاستومر از خود ست نشان دهد، منحني هاي رفت و برگشت (منحني تنش – كرنش) برهم منطبق نمي شوند. سطح بين منحني رفت و برگشت را هيسترسيس مي گويند (مقدار انرژي مكانيكي كه الاستومر در يك سيكل رفت و برگشت به صورت حرارت تلف مي كند). هيسترسيس ضعف الاستومر است چون بر اثر آن دماي قطعه بالا مي رود و مقداري از انرژي وارد شده به قطعه تلف مي شود. همچنين كاهش برگشت پذيري ست باعث كاهش خواص الاستيك قطعه مي شود. با توجه به توضيحات فوق و ويژگي هاي مواد الاستومري، با بررسي ساختار شيميايي و فيزيكي الاستومرها، همان گونه كه قبلاً ذكر شد يك ماده پليمري در صورتي يك الاستومر خوانده مي شود كه دو ويژگي اصلي داشته باشد:
·        داشتن دماي انتقال شيشه اي (Tg) پايين تر از دماي محيط؛
·        نداشتن هر گونه شبكه بلوري در دماي استفاده از پليمر (به عبارت ديگر 100 درصد آمورف باشد).
به عنوان مثال دماي انتقال شيشه اي پلي اتيلن در حدود Cْ110- درجه سانتيگراد است ولي پلي اتيلن يك ماده شبه بلورين است؛ بنابراين يك الاستومر نيست. در صورت كلرينه يا سولفونه كردن پلي اتيلن مي توان مانع بلورينه شدن اين ماده شد و به يك پليمر جديد با نام الاستومر مهندسي هيپالون با كاربرد ويژه دست يافت كه به عنوان يك الاستومر با مقاومت بالا در برابر محلول هاي اسيدي به كار مي رود.

خبرنامه مرجع - فروش رول گونی لمینت

ایران کیسه
(مرجع فروش انواع گونی پلی پروپیلن-تولید انواع کیسه پلی پروپیلن و پلی اتیلن-iran kiseh pp bags exporter)

خواص ترموديناميكي و استاتيكي الاستومرها
الاستومرهه به دليل دماي انتقال شيشه اي پايين (دماي انتقال شيشه اي يك الاستومر بايد زير دماي محيط و در صورت امكان زير Cْ50- درجه سانتيگراد باشد) و ساختار آمورف خصوصياتي متفاوت با پلاستيك ها دارند. در الاستومرها به دليل عدم وجود ساختارهاي بلور و انعطاف پذيري زياد زنجيره ها، سهم مقاومت جزء ويسكوز كاهش مي يابد و خواص ماده به سمت جامدات الاستيك دارد. در حقيقت در الاستومرها رفتار زنجيره ها، به دليل انعطاف پذيري بالا و دماي انتقال شيشه اي بسيار پايين، از رفتار وابسته به انرژي به رفتار وابسته به بي نظمي سوق مي يابد. بدين مفهوم كه تغييرات آنتروپي كنترل كننده اصلي رفتار الاستومر تحت تنش است. در پلاستيك ها و جامدات الاستيك تغييرات آنتالپي كنترل كننده است.
در الاستومرها مانند ساير مواد پليمري دو گونه مقاومت وجود دارد:
·        مقاومت انتالپيك؛
·        مقاومت آنتروپيك.
مقاومت انتالپيك ناشي از گره خوردگي زنجيره ها و مقاومت آنتروپيك ناشي از از حركت چرخشي زنجيره هاي الاستومر  است. در پلاستيك ها نيز اين دو گونه مقاومت وجود دارند، ولي سهم مقاومت آنتروپيك، به دليل وجود بلورها، سختي زنجيره ها، دماي انتقال شيشه اي بالا و ...، كاهش چشمگيري مي يابد و موجب مي شود ماهيت مقاومت در برابر تنش در الاستومرها با پلاستيك ها فرق كند.
بخش ها يا مولكول هاي منفرد زنجيره پليمرها تحت حركت براوني بسيار ريز در دماي اتاق انعطاف پذيراند. بنابراين به نظر مي رسد بعضي از اين مولكول ها هنگامي كه تنش هاي كششي به انتهاي آن ها اعمال مي شود مرتب مي شوند و سپس با قطع نيروي كششي مجدداً به تركيبات تصادفي استاتيكي ايده آل خود بر مي گردند (حالت حداكثر آنتروپي).
فرآيند تغيير شكل به گونه ترموديناميكي (با فرض اين كه تحت شرايط ايده آل و بدون تغيير در انرژي داخلي سيستم قرار دارد) قابل توضيح است. اگر قانون اول ترموديناميك در نظر گرفته شود:
                                                                                  dF =dU – TdS
در معادله فوق Uانرژي داخلي، F انرژي آزاد، آنتروپي و T دماي مطلق است. با فرض ايده آل بودن الاستومر، dU=0 است كه در نتيجه مي توان نوشت:
                                                                                 – TdS  dF =
اين بدين معني است كه در حالت ايده آل، فرآيند تغيير شكل ماده الاستومري فقط با تغييرات در آنتروپي تركيبي يا شكلي زنجيره پليمر تعريف مي شود. بعد از قطع تنشي كه باعث تغيير شكل شده است، آرايش تصادفي اوليه مولكول به طور طبيعي دوباره شكل مي گيرد. لاستيك طبيعي و بعضي از الاستومرهاي مصنوعي اين رفتار ايده آل را در ناحيه تغيير شكل هاي خيلي كوچك نشان مي دهند. اين تغيير در آنتروپي، هنگام تغيير شكل سريع، يك فرآيند گرمازاست و با قطع نيروي تغيير شكل دهنده مجدداً اين حرارت كاملاً مصرف مي شود زيرا توازن انرژي شبكه صفر برقرار است. اگر مولكول هاي تغيير شكل يافته الاستومر تا خارج شدن گرماي آنتروپيكي از آن ها سرد شوند، آرايش جهت يافته مولكول ها به صورت يخ زده باقي مي ماند كه اين حالت مي تواند با اعمال حرارت بازگردانده شود.

ایران کیسه
(مرجع فروش انواع کیسه کامپوزیت-adstar-لمینت-یک لایه و دولایه-جامبوبگ)

ایران کیسه

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش