صنعت نساجی

تاریخچه ایجاد این شغل در جهان و ایران
مهم ترین و اساسی ترین نیاز جامعه بشری صنعت پوشاک است که با مطالعه علوم نساجی و شناخت الیاف شروع و به تولید پارچه ختم شده و از پیشینه ی تاریخی گسترده ای برخوردار است علم صنایع نساجی نیز در ایران یک سنت قدیمی بوده و همیشه در حال رشد و توسعه است .
امروزه با توجه به رشد جمعیت و نیاز مبرم به منسوجات نساجی این رشته از ارزش و اعتبار ویژه ای برخوردار گردیده و فارغ التحصیلان این رشته می توانند با استفاده از دانش فنی و بکارگیری ذوق و استعداد هنری خویش نسبت به طراحی، رنگ، بافت و چاپ پارچه اهتمام ورزند .
این صنعت بنا به نیاز جامعه بشری می تواند یکی از منابع مهم اشتغال زا در کشور برای جوانان باشد . دروس این رشته با توجه به زمینه های شغلی و در چارچوب برنامه ی پیشنهادی آموزش فنی و حرفه ای تدوین شده است که در ادامه به اختصار به هر یک اشاره می شود .
از آغاز پیدایش انسان ، همواره چگونگی پوشش و نجات او از سرما مطرح بوده است. مصریها نزدیک به 5500 سال پیش هنر ریسندگی و بافندگی پنبه را آموختند و چینیها با پرورش کرم ابریشم در حدود 3600 سال پیش مشکلات پوشش خود را حل کردند. در سده هفدهم دانشمند انگلیسی به نام رابرت هوک "Robert- Hooke" پیشنهاد کرد که می‌توان الیاف را با توجه به شیوه‌ای که کرم ابریشم عمل می‌کند تولید نمود.
پس از آن ، یک بافنده انگلیسی به نام لویزشواب Lois- Schwabe توانست الیاف بسیار ظریف شیشه را با عبور شیشه مذاب از منافذ بسیار ریز تهیه نماید. پس از چندی ، سایر دانشمندان موفق به استخراج سلولز چوب و در نتیجه تولید الیاف شدند در سده‌های هجده و نوزدهم، همراه با انقلاب صنعتی ، رسیدگی و بافندگی مبدل به تکنولوژِی تهیه پارچه از الیاف گوناگون طبیعی و مصنوعی شد.

صنعت شربافي قديم(نساجي جديد) در ايران
صنعت نساجي يكي از هنر صنعتهاي اصيل ايراني است اما شايد نامدارترين شهر در زمينه صنعت نساجي در ايران شهر يزد باشد . چرا كه از گذشته هاي دور ترمه ها و پارچه هاي فاخر و دستمالهاي زيباي اين شهر از جاده ابريشم به تمام جهان فرستاده مي شده. جايگاه اين بافته های زيبا در ياد و خاطره نوستالژيك ما و شايد تمام ايران غير قابل انكار است .
شعربافی یا شربافی (‪ ( SHERBAFIاز جمله هنرها و صنایعی است که حدود ‪۳۵۰ سال پیش به وسیله دستگاهی بانام"ماکوپران" انجام می‌شد و در هر کوی و برزن ايران مردم به این شغل مشغول بودند و امرار معاش می‌کردند. اما این هنر زیبا که برگرفته از روح و جان کویرنشینان است، خود میراثی ماندگاراز گذشته‌های دوراست و شاید بدون اغراق ، پیشرفت صنعت نساجی فعلی اینران به نوعی مرهون زحمات و رنج‌های نیاکان این سرزمین گرم و خشک است.
این هنر را در ابتدا بانوان با دستگاههای بسیار ساده در خانه انجام می‌دادند اما به دلیل رشد و توسعه این هنر و رونق اقتصادی آن مورد توجه مردان نیز قرار گرفت و موجب ایجاد کارگاهای شعربافی شد.
بر همین اساس، شاید قدیمی‌ترین اطلاعی که از این صنعت در ايران وجود دارد مربوط به عصر ساسانی است که در این دوره به رغم محدودیت‌هایی که دولت در امر تجارت اعمال می‌کرد، حوزه نفوذ تجاری ایران با روم شرقی در غرب و از شرق تا هندوستان و چین امتداد داشت.
ابریشم در این زمان نخستین مقام را در داد و ستد چین و بیزانس احراز کرده بود و نامگذاری راهی که از خشکی به چین می‌رفت، راه ترازیتی تجارت ابریشم بود که از آن به عنوان "جاده ابریشم" یاد می‌کنند.
شاید در اینجاآوردن پاره‌ای از تاریخ سرزمین قنات ، قنوت و قناعت و شهر بادگیرها یعنی یزد ، خالی از لطف نباشد.
نام اصلی شهر یزد بنا به روایتی ایساتیس است که یکی از شهرهای دولت مادها بود.
در گذشته‌ها نیز روستایی که اکنون به "فرافر" و یا به قول عوام "هرفته" خوانده می‌شود و آثار تمدن باستانی همچون گورهای قدیمی و ظروف شکسته نیز در آن دیده شده است، یزد فعلی را تشکیل می‌داد و مورخان بنای کنونی یزد را به یزدگرد اول یا دوم ساسانی نسبت می‌دهند. برخی دیگر از پژوهشگران عقیده دارند،اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانیان شهر را یزد بنا نهاده و یزدگرد اول و دوم آن را به آبادی رساندند. تاریخ جعفری نیز که به عنوان اولین کتاب مستقل تاریخی که در مورد یزد تالیف شده است، احداث یزد را به زمان اسکندر مقدونی و پس از تصرف ایران توسط او نسبت داده است.
ابن بلخی در قرن ششم هجری در کتاب فارسنامه خود نام اصلی یزد را "کثه" ذکر می‌کند. کثه یا یزد فعلی از جمله مناطقی است که در مسیر فرعی جاده ابریشم قرار داشت و اگر بنای اولیه این شهر را به یزدگرد اول نسبت دهیم می‌توان احتمال داد که نخستین هسته تجاری شهر یزد مربوط به همین دوره بوده‌است.
مطالعات کارشناسان در مورد تجارت دوره ساسانیان نشان می‌دهد که یزد در این دوره از جمله شهرهایی بود که نه تنها در تجارت و داد و ستد ابریشم فعالیت داشت،بلکه در بافت پارچه‌های ظریف و زیبا به ویژه پارچه‌های ابریشمی مشهور بوده‌است.
از عهد ساسانیان، قطعات پارچه‌های ابریشمی به نام‌های تراز یا نگار جامه، پارچه‌های دیبق ، منیر و حریرسندس به جای مانده است که تکنیک بافت آنها دو پودی است و آن را به یزد نسبت داده‌اند.
مارکوپولو، سیاح معروف ونیزی که در قرن هفتم هجری به یزد سفر کرده است در سفر نامه‌اش نوشته که‌یزدشهر بزرگی است که از لحاظ تجارت و رفت و آمد، نقطه مهمی به شمار می‌رود.یک نوع پارچه ابریشمی و طلایی در آنجابافته می‌شود که موسوم است به پارچه یزدی که به همه جای دنیا صادر می‌شود.
اما دوران طلایی دستباف ایران و یزد به دوران صفویه برمی‌گردد، در این دوران، پارچه‌های ابریشمی ساده، زربافت و مخمل‌های ابریشمی در کارگاههای یزد، کرمان و کاشان بافته می‌شود.
این نوع پارچه‌ها معمولا برای جامه شاهزادگان و پرده و روپوش بزرگان به کار برده می‌شدوبه‌علت زیبایی و ارزشی که داشت اغلب ازطرف امرا و پادشاهان صفوی به عنوان خلعت و هدیه برای بزرگان کشورهای دیگر فرستاده می‌شد.
ظهور هنرمند نامی این دوران به نام "غیاث‌الدین" که بدون تردید وی را می‌توان از بزرگترین هنرمندانی دانست که با تمام وجود به هنر عشق می‌ورزید و چنان در نقاشی بر روی مقوا برای تهیه نقوش پارچه مهارت داشت که او را "غیاث نقشبند" می‌نامیدند.
غیاث‌الدین که اصالتی یزدی داشت، تاثیر بسزایی در توسعه هنر دستبافان در یزد داشت و چندی نیز در دربار صفویان در اصفهان فعالیت داشت.
دستگاههای شعربافی به طور عموم چوبی و دارای اندازه‌های متفاوت بودند که از قسمت‌های مختلفی مانند پدال، نورد(غلتک پارچه پیچ)، میخ طویله پهلوکش، موم مال، شانه، ورد، ماسوره، میل میلک، ساز، ماکو، میتیز، دفه یا دفتین، گرت ، چرخ سوره پیچی، کیسه شن و دستگاه چله‌دوانی تشکیل می‌شدند.
برای تهیه منسوجات دستباف، صنعتگران پس از تهیه و رنگرزی نخ مورد نیاز ابتدا آن را چله دوانی کرده و هشت تار از بوبین‌های مختلف را گرفته و آن را به گرد چرخی استوانه‌ای پیچیده و از آن عمامه ایجاد می‌کنند و همزمان با این کارعمل ماسوره‌پیچی به وسیله چرخ‌هایی که با دست به حرکت درمی‌آید انجام و پس از آن چله کشی و طراحی آغاز می‌شود.
در این مرحله طبق نقشه، تارهای لازم از سوراخ میل میلک دستگاه به روش خاصی عبور داده می‌شود و عمامه‌های چله به وسیله وردنه‌هایی درانتهای دستگاه مستقر می‌شود و به نسبت پیشرفت تولید، با خارج کردن قلمبک، مقداری از نخ عمامه باز شده و تولید ادامه می‌یابد.
در زیر پای بافنده، پدال وردهای دستگاه قرار داد که در ارتباط با طرح پارچه‌ها، دو به دو به بالا و پایین رفته و دو دسته تار را از هم باز می‌کند که به اصطلاح دهنه ایجاد می‌شودو در این حال با عبور ماکو از وسط دهنه، پود گذاشته می‌شود و با عوض کردن پاها، دو ورد دیگر را به حرکت درآورده و بافت را مانند آنچه گفته شد ادامه می‌دهند.
در صورتی که پود پارچه از چند رنگ باشد، به موقع از ماسوره‌های رنگارنگ استفاده می‌شود.
اما در میان دست بافته‌های یزدی که به آنها شعربافی نیز اطلاق می‌شود ترمه از شکوه و جذابیت فراوانی برخوردار است.
ترمه یا تیرمه واژه‌ای است هندی به معنی درخت سروی که خمیده باشد، این پارچه هفت رنگ که فقط در یزد ایران تولید می‌شود، زادگاه اولیه‌آن را کشمیر می‌دانند و برخی دیگر معتقدند که این هنر از ایران به کشمیر راه یافته و در آنجا کامل شده است.
از پیشینه ترمه تا قبل از سال ‪ ۹۰۰هجری قمری اطلاع چندانی در دست نیست و نشانه‌های این هنر و صنعت را از دوره صفویه به بعد شاهد هستیم.
این هنر در بدو ورود به ایران در انحصار زرتشتیان قرار داشت و از آن تنها برای دوخت شلوار گبری که نوعی تن‌پوش مخصوص مجالس جشن و سرور بود استفاده می‌کردند، اما سایر مردم یزد و پاره‌ای از سکنه کرمان نیز با این هنر آشنایی یافته و سبب بالندگی آن شدند.
ترمه در گذشته توسط انگشتان دست بافته می‌شود که به آن "انگشت باف" می‌گفتند که کار بسیار سخت و طافت فرسایی بود و ترمه باف برای بافتن یک تکه کوچک از این پارچه مدتها وقت صرف می‌کرد.
به گفته کارشناسان پایگاه میراث فرهنگی یزد، در اوایل قرن سیزدهم میلادی در جهت پیشرفت و بازدهی بیشتر،تحولاتی در این کار صورت گرفته و ترمه انگشت باف توسط شخصی به‌نام رضا ترک منسوخ شد وبافت ترمه با دستگاههای سنتی توسط این شخص عملی شد. بافت ترمه در بین سایر دست‌بافته‌های شعربافی بسیار سخت و دقیق‌تر است.

دستگاه ترمه بافی از چهار ورودی تشکیل شده و در گذشته بافت ترمه توسط دو نفر استادکار و گوشواره‌کش انجام می‌شد به طوری که استاد کار در پایین و پشت دستگاه و گوشواره کش در بالای دستگاه بودند و این کار موجب ایجاد نقوش زیبابرروی پارچه‌های ترمه می‌شد ولی نقش اصلی را "نقش بند"برعهده داشت.

به مجموع مشاغل شعربافي سنتي از قبيل دارايي بافي ـ احرامي بافي ـ‌ ترمه بافي بافت دستمالهاي سنتي و شال و غيره را كه به وسيله دستگاه سنتي بافندگي بافته مي شود  نساجي قديم اطلاق مي شود .مثلأ شهر يزد در اين صنعت پيش قدم ترين و قديميترين شهر ايران بوده است و اگر ما امروز شهر يزد را به خاطر خانه هاي گلي و بادگيرهاي زيبايش مي شناسيم قطعاً در گذشته اين شهر را به خاطر پارچه هاي زيبا و فاخرش مي شناختند . شهري كه از شرق تا غرب همه آوازه اين را داشتند از هند گرفته تا شمالي ترين شهرهاي دریای كاسپين از ترمه هايي بسيار زيبايي كه براي مردم كشميربافته مي شده تا كارخانه هايي نساجي كه در شمال ايران ساخته شدند همه وامدار هنر صنعتگران يزديند . شعر بافی سنتی که با دستگاه سنتی پارچه بافی صورت می گیرد همکنون در یزد منسوخ شده واکثر صنعتگران با ماشین صنعتی مشغول کار می باشند. بر طبق كتيبه و سنگ نوشته قديمي موجود در دهليز درب اهلي مسجدجامع در گذشته شغل اكثر مردم يزد یا شعربافي بوده است و يا مشاغلي در رابطه با آن مثل نخ ريسي و رنگرزي و تهيه ابريشم و غيره . در مورد انواع پارچه هاي توليدي توسط اين شعربافان اطلاعات ما بسيار كم است و احتمالاً در گذشته تعداد زيادي از انواع توليدات شعربافي وجود داشته است كه هم اكنون فراموش شده و غبار روزگار نام و یاد آنها را از اذهان زدوده است .
در زمانهاي نه چندان دور قبل از مكانيزه شدن نساجي اين محصولات كه شرح آنها بطور كامل ارائه شد بطور دستي توسط تاجران خريداري مي شده بطور عمده و سپس بارهاي تجاري توسط نمايندگان فروشتاجران در اقصي نقاط دنيا اقدام به خرده فروشي و گاهژد عمده فروشي به مردم و يا اصناف خاصي همچون مريض خانه ها مي نمودند اما با گذر زمان و از شروع دوره قاجار كم كم انگليسي ها دستگاه هاي نساجي و چاپ پارچه را به ايران وارد كرده و اين صنعت دچار توليد انبوه شد و كمك كم شركت هاي نساجي شكل گرفت.
اين شركت ها اقدام به توليد در سطح انبوه كرده و محصولات خود را بطور عمده به بازار وارد مي كنند.سپس اين محصولات توسط بازاريان بطور خرده به مردم فروخته مي شود.​​​​​​​

ليست انواع توليدات صنايع نساجي
زری بافی ، مخمل ، پارچه قلمکار ، دارایی، احرامی، پتو، ترمه، روتختی، رویه‌لحاف، شال،پلاس،سفره، شمد، جیم، کرباس، قناویز، روفرشی، دندانی، بقچه، لنگ،کیسه‌حمام، پرده،اومک،چادرشب، دستمال یزدی و دستمال مرسریزه از محصولات شعربافی در صنعت نساجي است است.
انواع الياف، پارچه، انواع نخ در ضخامتها رنگها و جنس هاي مختلف، توليد نايلكس هاي پارچه اي ، گوني، انواع بنرهاي پارچه اي ، چادرهاي مسافرتي و ماشين و.... هزاران هزار محصول ريز ديگر توسط صنعت گران نساجي امروزه توليد مي شود.

مهارتهاي نيروي كار مشغول بكار در صنعت نساجي
در اين بخش به شرح و بسط مهارتهايي كه بايد يك نساج دارا باشد مي پردازيم.اين مهارتهاي مراحل مختلفي دارد كه اصولا در هنرستانها بطور كامل آموزش داده مشود تا نيروي كار متخصص بتواند پس از اتمام تحصيل وارد بازار كار شود.
يك نساج بايد رده بندی الیاف در صنعت نساجی را بشناسد كه به اين شرح است:
در صنعت نساجی الیاف به سه دسته تقسیم می‌شوند که عبارتند از:
الیاف طبیعی "Natural fibers" الیاف طبیعی شامل دو بخش الیاف نباتی و الیاف حیوانی می‌باشند.

انواع تکمیل
تکمیل موقت

در این نوع تکمیل ، کالا را به منظور خاصی تحت عملیات تکمیلی قرار می‌دهند بطوری که اثر تکمیلی آن در عملیات بعدی مثل شستشو و غیره از بین می رود، مانند آهار دادن پارچه‌های پنبه‌ای برای عملیات بافندگی و شستشوی آهار پس از خاتمه عملیات بافندگی.

تکمیل دائم
در این نوع ، اثر تکمیلی تا زمانی که پارچه حالت خود را از دست ندهد (مخصوصا در مقابل شستشو و پوشش) باقی خواهد ماند، مانند رسوب دادن رزینهای مصنوعی مثل استرها و اترهای سلولز در روی پارچه و یا کلرینه کردن کالای پشمی یا تکمیل با فرمالدئیدها.

تکمیل ثابت
در این نوع ، اثر تکمیل مادام العمر در روی کالا باقی می‌ماند و حتی بعد از اینکه پارچه حالت و ماهیت خود را به عنوان پارچه خارجی از دست بدهد، آثار تکمیل در آن باقی خواهد ماند. مانند پلیمریزه کردن بعضی از منومرهای اکریلیکی در روی زنجیرهای اصلی مولکولهای پارچه‌های سلولزی و یا پروتئینی

شستشوی کالای نساجی 
عمل شستشو ، اولین عمل تکمیل مرطوب می‌باشد و به منظور بر طرف کردن مواد خارجی مانند روغنهای ریسندگی ، واکسها و ناخالصیهای قابل حل در محلولهای شستشو انجام می‌گیرد. عملیات شستشو عبارتست از عمل کالا با پاک کننده‌های مناسب همراه با مواد قلیایی و یا در غیاب مواد قلیایی. در صورت استفاده از صابون برای عملیات شستشو ، احتیاج به آب نرم می‌باشد. ولی برای پاک کننده‌های مصنوعی چگونگی سختی آب اهمیت ندارد. همچنین برای اصلاح سفیدی پارچه و شفافیت رنگ الیاف آن عمل شستشو انجام می‌گیرد.

آهار زنی و آهار گیری 
به منظور افزایش استحکام در برابر پارگی ، کاهش نیروی سایشی و خواباندن پرزهای سطحی الیاف نخهای تار را آهار می دهند. مواد آهاری ، ماکرومولکولهایی هستند که ممکن است بر اثر پیوند بین خود و یا با الیاف تشکیل پوششی به دو نخ دهند. آهار طبیعی عبارتند از: نشاسته‌ها و مشتقات آنها ، مشتقات سلولزی و (پروتئینها)). آهارهای مصنوعی عبارتند از: انواع پلی وینیل الکلها ، انواع پلی اکریلات و انواع کوپلیمراستایرین و مائیک اسید.
قبل از انجام عملیات تکمیل مرطوب لازم است آهار نخ تار پارچه با اندازه کافی بر طرف شود تا در مراحل شستشو ، سفیدگری و رنگرزی یا چاپ ، مزاحمت و نایکنواختی ایجاد نکند و در ضمن مقداری از مواد در تکمیل رنگ را به خود جذب نکند. روشهای آهارگیری عبارتند از: آهار گیری با اسید ، آهار گیری با روش تخمیر ، آهار گیری با اکسید کننده‌ها ، آهار گیری با آنزیمها.

مرسریزاسیون 
یکی از عملیاتی که روی پنبه انجام می شود، عمل مرسریزه می‌باشد که شامل تماس پنبه (اعم از الیاف نخ یا پارچه) با محلول سود سوزآور و سپس شستشوی محصول در محلول رقیق اسید و سپس آب سرد به منظور خنثی کردن قلیایی و سرانجام خشک کردن محصول است. بر اثر مرسریزاسیون درخشندگی و جلای پنبه افزایش می‌یابد و ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی آن تغییرات زیادی پیدا می‌کند. معمولا پارچه‌های مرغوب پنبه‌ای پیراهنی ، رومیزی ، ملحفه‌ای و همچنین نخهای قرقره مرسریزه می‌شوند.

سفیدگری 
هدف از سفیدگری ، از بین بردن رنگدانه‌ها و ناخالصیهای دیگر و در نتیجه سفید جلوه دادن الیاف می‌باشد. البته سفیدگری پنبه بسیار مهم تراز سفیدگری پشم می‌باشد، چون درصد بالایی از پشم بصورت کالای رنگی به بازار عرضه می‌شود. ولی در مقابل ، مقدار زیادی از پارچه‌های پنبه‌ای بصورت سفید و یا پارچه‌های چاپ شده با زمینه سفید مورداستفاده قرار می‌گیرد. پارچه‌های ملحفه‌ای ، رومیزی و پیراهنی نمونه‌هایی ازپارچه‌های پنبه‌ای هستند که احتیاج به سفیدگری دارد.
سفیدگری پنبه بیشتر بامواد اکسید کننده مثل کلریت سدیم و هیپوکلریت سدیم و آب اکسیژنه و مواد احیا کننده مانند هیدروسولفیت و سفیدگری پشم با اکسید کننده آب اکسیژنه همراه با آمونیاک یا سیلیکات قلیایی و مواد احیا کننده ، اکسید گوگرد و یا بی سولفیت سدیم و اسید سولفوریک و سفیدگری الیاف مصنوعی با اکسید کننده آب اکسیژنه ، کلریت سدیم و هیپوکلریت سدیم و احیا کننده ، هیدروسولفیت و در صورت لازم مواد سفید نوری به همراه سفید کننده قبلی انجام می‌گیرد.

تکمیل ضد آب و دور کننده آب 
تکمیل ضد آب پارچه به دو صورت امکان پذیر می‌باشد.
پوشش کل سطح پارچه توسط مواد هیدروفوب (موادی که آب را به خود جذب نمی‌کنند) است، به نحوی که تمام منافذ پارچه مسدود گردد. این روش تکمیل ضد آب نام دارد. پارچه با کاربردهای خیمه و چادر ماشین با این روش تکمیل می‌گردد.
الیاف و یا نخ از مواد ضد آب پوشیده می‌شوند، به این ترتیب فضای بین نخها در پارچه کاملا باز می‌ماند و امکان انتقال هوا وجود دارد. این روش تکمیل دور کننده آب نام دارد و بیشتر پارچه‌های لباس مثل بارانی ، لباس ورزشی و کاربردهای مشابه با این روش تکمیل ضد آب می‌گردند. بعضی از مواد ضد آب و دور کننده آب عبارتند از: مواد هیدرولیز کننده نمکهای زیرکونیوم ، استره کردن سطح الیاف با اسیدهای چرب ، استفاده از رزینهای هیدروفوب مثل رزین کاربومید ، Permel ، Paraf fion و غیره ، ترکیبات آلی سیلیکونی و اسیدهای چرب کمپلکس گرم. ​​​​​​​

تکمیل ضد آتش 
یکی از روش های تکمیل ضد آتش کالای نساجی ، پوشش آن بوسیله نمکهای آمونیوم می‌باشد که در گرما تولید آمونیاک نموده و بدین ترتیب با محبوس کردن آتش در خود باعث خاموش شدن و عدم پیشرفت آن می‌گردد. مناسبترین نمکهای آمونیوم ، دی آمونیوم فسفات و کربنات آمونیوم می‌باشد. سایر تکمیل کننده‌های ضد آتش عبارتند از: اکسیدهای نامحلول قلع ، آنتیموان و تیتان ، استره کردن سطحی سلولز با اسید فسفریک و یا دی آمونیوم در حضور اوره هیدروکسی متیل فسفونیوم کلراید (THPC) و غیره.

تکمیل ضد باکتری و ضد قارچ 
مواد تکمیل کننده ضد باکتری بعنوان محافظت کننده از عرق عمل کرده و از تاثیر باکتریها و یا قارچها بر آن جلوگیری می‌کنند لذا چنانچه لباسهای ورزشی و یا لباس زیر با این مواد تکمیل گردند، از تخمیر عرق بدن توسط باکتریهای موجود در هوا و در نتیجه تجزیه و بوی بد آن جلوگیری می‌کنند. برخی از این تکمیل کننده‌ها عبارتند از: ترکیبات آمونیوم چهارتایی ، Irgasan DP300 ، Dodigen 226 ، پیوند زدن سلولز با نمکهای مس و نقره توسط گروههای کربوکسیل اسید آکریلیک و یا اسید متاکلریلیک و غیر
ه.

تکمیل ضد باکتری و ضد قارچ در نساجی

نرم کننده‌ها را بشناسد
نرم کننده‌ها مایه لطافت و نرمی زیر دست پارچه می‌شوند و در اثر بیشتر کارهای چاپ و رنگرزی و عملیات تکمیل مانند ضد آتش کردن و ضد چروک کردن پارچه زیردست، حالت خشک و شکننده‌ای پیدا می‌کند که آنها را بوسیله نرم کننده‌ها ، نرم و لطیف می‌نمایند.
متداولترین نرم کننده‌ها عبارتند از: استرهای اسیدفتالیک و بنزیل فتالاتها برای نرم کردن اغلب رزینها بویژه PVC ، تری ملیتانها برای نرم کردن رزینهای مصرفی در ساخت کابلهای سیم و برق و ساخت سایر عایقها ، هیدروکربنهای نفتی با وزن زیاد که دارای اتم N , S , O می‌باشند در ساخت لاستیکها بکار می‌روند، نرم کننده‌های مقاوم در برابر آتش سوزی مانند فسفاتهای آلی و پارفینهای کلردار ، نرم کننده‌های اپوکسی و پلی اورتان و غیره

استاداردهاي نيروي مشغول بكار
رنگرزی:.رنگ همیشه انسان را مجذوب خود کرده و بشر نیز به خاطر برآوردن نیازهای روانی و ذوق زیبایی شناسی خود به طور مداوم از رنگ استفاده کرده است .
: اسامی تجاری مواد رنگزا و مواد کمکی ، روش رنگرزی ( الیاف طبیعی و مصنوعی ) چگونگی استفاده از نمودار و نسخه رنگرزی، ماشین های خشک کن و … را فرا می گیرند.
کارگاه رنگرزی: به این دلیل که در صنعت از ماشین های رنگرزی استفاده می کنند برای فراگیران در این درس چندین آزمایش که با ماشین آلات رنگرزی انجام می شود در نظر گرفته شده است . آزمایشها طوری طراحی شده اند که بتوانند بین تئوری های ارائه شده در کتاب رنگرزی و کارهای تجربی ارتباط نزدیکی ایجاد کنند در ضمن اثرات غلضت ماده ی رنگزا، دما ، زمان و اثر مواد کمکی نیز ذکر شده است.

الیاف نساجی و آزمایشگاه : الیاف ماده اولیه صنعت نساجی است با توجه به خواص الیاف می توان پارچه هایی با مشخصات معین تولید کرد . بنابراین شناخت خواص الیاف طبیعی و مصنوعی از اهمیت زیادی برخوردار است . در این درس مهم ترین خواص فیزیکی و شیمیایی الیاف که در کشور ما بیشترین مصرف را دارند طبقه بندی و بررسی شده است

ریسندگی و کارگاه ریسندگی : ریسندگی ماشین های سیستم پنبه ای از ابتدای کار یعنی حلاجی تا تهیه نخ شرح داده شده در ضمن از آنجایی که در محاسبات مربوط به این ماشینها لازم است فراگیران با سیستم های نمره گذاری نخها نیز آشنایی داشته باشند مطالبی در مورد سیستم های نمره گذاری نخ آورده شده است . کارگاه ریسندگی ، کاربرد ماشین آلاتی که برای ریسندگی الیاف استفاده می شود مورد بحث قرار می گیرد  (ماشینهای قسمت حلاجی ، شانه زنی تمام تاب و.

تأسیسات نساجی : از آنجائی که دستگاه های نساجی با انرژی الکتریکی کار می کند و از طریق مدارهای فرمان الکتریکی فرمان می گیرد لذا فراگیری مبانی برق به لحاظ آشنایی با این سیستمها ضروری است و لازم است هنرجویان این رشته اصول الکتریسیته ، حفاظت و ایمنی در صنعت برق ، اصول کار ماشین های الکتریکی و محاسبات آنها ، تصفیه پساب و روشهای تولید گرما و انتقال آن و … را فرا گیرند

فیزیک نساجی و آزمایشگاه : از آنجایی که اساس تولید همه منسوجات الیاف و نخ می باشد از این جهت بررسی خواص فیزیکی الیاف در نظر گرفته شده است . در این واحد درسی هنرجویان مطالبی نظیر طول الیاف ، ظرافت الیاف ، جرم مخصوص الیاف ، ناخالصی و جذب رطوبت الیاف ، مقاومت پارچه در مقابل عوامل مختلف نظیر هوا ، آب و … را فرا می گیرند .

طراحی و تجزیه پارچه : امروزه علم کامپیوتر با وسعت چشم گیری در طراحی منسوجات به کار گرفته می شود. در این درس مراحل اولیه و چگونگی بافتـــن پارچه های تاری و پودی شامل بافت های اصلی ، تجزیه ی پارچه با محاسبات مربوطه و …. جهت فراگیری هنرجویان آورده شده است
​​​​​​​
در دنیای امروز با گسترش روز افزون هنر یا فن چاپ درنساجی از مرزهای سنتی پا فراترگذاشته و بیش از گذشته برتعداد شیوه های چاپ و روشهای نوین آن افزوده شده است. فراگیر باروشهای سنتی چاپ و ماشینهای چاپ پارچه، شابلون سازی سطح، مواد غلظت دهنده و روشهای چاپ کالای سلولزی ، شیمی ، ابریشمی و همچنین دستگاه های تثبیت کننده بخار آشنا میشوند .

ایران کیسه
​​​​​​​عرضه کننده انواع گونی هاي پلاستیکی به صورت رول، کیسه هاي ساده، لمينت دار، لاينردار، پاكت هاي كامپوزيت روكش كاغذ ، پاكت هاي روكش boppصدفي-مات-متالایزر- چاپ تصویری و چاپ تفکیکی، گوني هاي تك لا وعريض ، رول وكيسه هاي جامبوبگ ،گوني هاي ساختماني ضد آب وآفتاب uv دار ،كيسه هاي adstar و والودار، كيسه هاي سه لايه پلي اتيلن ،انواع نخ های پلی پروپیلن-نخ مولتی فلامینت-فلامینت-نخ BCF-نخ CF از دنیر 600 تا 3300​​​​​​​

رقباي مصرف كنندگان، واسطه ها و كانال هاي بازاريابي
چين بزرگترين بازار هدف كالا را داراست و از بزرگترين رقباي مصرف كنندگان صنعت نساجي در ايران بحساب مي آيد.
از رهبر چین در دهه هفتاد میلادی نقل شده‌است که در جلسه‌ای با حضور اقتصاددانان و مسوولان عالی رتبه این کشور، ایشان به ناگاه پنجره اتاق را باز می‌کند و می‌گوید: «اگر می‌خواهید هوای سنگین حاکم بر اتاق عوض شود و باعث بیماری حاضرین در این اتاق نگردد باید پنجره‌ها را بازگذاشت و اجازه ورود هوای تازه را داد.»
به گفته کارشناسان از همان‌جا بود که چینی‌ها باور حرکت به سمت الگوی اقتصاد باز را پیدا‌کردند و درهای اقتصادی خود را به تمام کشورهای دنیا گشودند.
هم‌اینک چین برای اولین‌بار در تاریخ با پشت سر‌گذاشتن کشور های آلمان و آمریکا، به بزرگترین صادر‌کننده کالا در جهان تبدیل شده‌است و تمام بازارهای دنیا را به تسخیر خود در آورده‌است.
صادرات و روند پیشرفت اقتصادی چین اکنون حتی آمریکا و کشورهای اروپایی را به ستوه آورده‌است، گزارش انیستیتو سیاسی – اقتصادی کمیسیون مطالعات امنیتی و اقتصادی چین و آمریکا طی سال‌های ‌۱۹۸۹ تا سال‌۲۰۰۳ میلادی نشان‌می‌دهد که به‌دلیل گسترش صادرات کالاهای چینی به آمریکا بیش از ‌۵/۱ میلیون فرصت شغلی در این کشور از بین رفته‌است.
و اما محصولات چینی و صدور بی‌رویه کالاهای ارزان چینی به‌ویژه نوع درجه سه آن به ایران، اکنون به یکی از معضلات و مانع بزرگی بر تولید و باعث ورشکسته‌شدن صنایع مختلف بالاخص صنعت نساجي در ایران شده‌است.
محصولات چینی و صدور بی‌رویه پارچه و البسه ي ارزان چینی به‌ویژه نوع درجه سه آن به ایران، اکنون به یکی از معضلات و مانع بزرگی بر تولید و باعث ورشکسته‌شدن صنایع نساجيدر ایران شده‌است.
ورود بی‌رویه محصولات ارزان‌قیمت چینی به کشور به‌ویژه در بخش پوشاک و البسه، کفش، لوازم صوتی و تصویری و نساجی، تولیدکنندگان ایرانی و بازارهای این محصولات را با رکود غریبی مواجه ساخته‌است.
این درحالی‌است که مسوولان ذیربط معتقدند: «۹۹درصد صادرات کالاهای چینی اعم ازپوشاک و البسه  و پارچه به‌صورت قاچاق و غیر قانونی وارد کشور می‌شود.»
به‌گفته «محمد‌خوش‌چهره» بدین سبب نه‌تنها بازار ایران بلکه بازارهای کشورهای اسلامی مانند سوریه و مصر نیز مورد هجمه واردات کالاهای چینی قرار گرفته‌است.

غرب واسطه كالاهاي نساجي چيني
نائب‌رییس اول اتاق بازرگانی مشترک  ایران و چین در زمینه کیفیت واردات محصولات نساجي کالا از چین به ایران می‌گوید: «با افزایش فشار اقتصادی غرب به ایران طی سال‌های اخیر، نگاه به واردات از شرق نظیر چین شروع‌شد که در هرسال به طور متوسط بین ۳۰ الی ۴۵ درصد افزایش حجم واردات از این کشور داشته‌ایم اين موضوع را در خصوص صنايع نساجي و ورشكستي آنها در ايران بيشتر مشاهده ميكنيم.
گلایه تولیدکنندگان و فروشندگان داخلی
یکی از فروشندگان نساجي با انتقاد از قاچاق و ورود بی‌رویه کالاهای چینی و رکود فروش تولیدات داخلی می‌گوید: «درحال‌حاضر بازار محصولات نساجي به دلیل ارزان‌تر بودن مشابه داخلی آن به تسخیر کالاهای چینی درآمده است.»
وحید غلامی با انتقاد از بی‌اعتنایی دستگاه‌های مسوول در قبال قاچاق و واردات کالاهای چینی درمورد نحوه توزیع این کالاها معتقداست : «عمده  این اجناس به صورت قاچاق وارد کشور شده و به صورت کانتینری وارد بازار می‌شود و سپس توسط چتربازها به خرده‌فروشان عرضه می‌گردد.»
این فروشنده  ورود کالاهای چینی نامرغوب به کشور را به زیان تولیدکنندگان نساجو مصرف کنندگان داخلی می‌داند و می‌گوید: «در این میان سودهای هنگفت و میلیاردی حاصل از ورود کالاهای چینی به کشور نصیب قاچاقچیان، واسطه‌ها و واردکنندگان می‌شود.»
سودهای هنگفت و میلیاردی حاصل از ورود کالاهای چینی به کشور نصیب قاچاقچیان، واسطه‌ها و واردکنندگان می‌شود
رییس اتحادیه پیراهن‌دوزان مشهد نیز در این رابطه می‌گوید: «به‌دلیل ورود بی‌رویه و بی ضابطه محصولات چینی و به خاطر ارزان‌تر بودن آنها نسبت به نمونه‌های داخلی، هم‌اکنون اکثر پیراهن‌دوزهای سطح شهر ورشکست شده‌اند و یا در شرف ورشکستگی هستند.»
مدیرکل دفتر واردات گمرک ایران واردات بی‌رویه کالاهای چینی  را به‌ضرر تولیدکنندگان داخلی می‌داند و می‌گوید: «۹۹درصد لباس و پارچه هاي چینی به صورت قاچاق وارد کشور می‌شود و در برخی موارد که کالایی از طریق گمرک وارد می‌شود دارای تعرفه پایینی است. به گزارش اکونیوز  «ناصر ابراهیمی» با بیان اینکه ایران به‌لحاظ منابع چیزی از کشور چین کم ندارد،‌ گفت: «باید با کاستن از هزینه‌های زاید، قیمت تمام‌شده تولیدات را به حد مطلوب برسانیم تا کالاهای ایرانی توان رقابت بیشتری را در بازارهای جهانی پیداکنند.»
رئیس سابق سازمان توسعه و تجارت با اشاره به واردات بی‌رویه کالاهای‌چینی دراین خصوص گفت: «نیروی‌انتظامی باید مبادی غیر رسمی واردات را کنترل و بر آنها نظارت‌کند.»
«خسرو تاج» راه مقابله با واردات کالاهای چینی را روی‌آوردن به تولید کالاهای رقابتی دانست و افزود: «مشکل این است که این کالاها به صورت رسمی وارد کشور نمی‌شود.»
مدیرکل صنایع نساجی و پوشاک وزارت صنایع و معادن نیز گفت: «ورود بی‌رویه کالاهای چینی با قیمت بسیار کم در مقایسه با تولیدات داخلی ،سرمایه‌گذاری در صنعت نساجی را با مشکل روبرو خواهد کرد.»
«نصراللهی» با بیان اینکه بازار فروش صنایع نساجی با مشکل روبروست،افزود: «پیشنهاد شده است قیمتی حداقل برای واردات صنایع نساجی تعیین‌شود و  بر اساس پیشنهادی که به گمرک شده‌است باید قیمتی حداقل برای واردات صنایع نساجی تعیین‌شود به طوری‌که برای هرکیلوگرم پارچه قیمت حداقل پایه را ۵,۵ دلار در نظر بگیرند و ۴۰ درصد سود بازرگانی حقوق وارداتی را بر آن اعمال‌کنند.»
در پایان بر این باور تاکید می‌شود که رکود در صنایع داخلی و نابودی تدریجی آن از عوارض ادامه واردات کالاهای چینی است و از طرف دیگر هر کالای بی‌کیفیتی که وارد می‌شود به منزل اتلاف سرمایه و بودجه کشور می‌باشد، آیا تصمیم‌گیران تبعات مختلف این وضعیت را چاره‌اندیشی کرده‌اند؟​​​​​​​

مشتريان و نحوه اجراي CRM در صنعت نساجي
CRM مخفف عبارت Customer Relationship Management است و به روش نرم افزاري اطلاق مي شود كه به سازمان كمك مي كند به شيوه اي سازمان يافته ارتباط با مشتريانش را مديريت كند. نمونه ساده اي از CRM ، يك بانك اطلاعاتي حاوي اطلاعات مربوط به مشتريان يك سازمان است كه مديريت و كاركنان فروش يا خدمات سازمان به كمك آن مي توانند نيازهاي مشتريانشان را با محصولات خود تطبيق دهند، نيازهاي خدماتي آنها را يادآور شوند و غيره.
صرف نظر از اين تعريف ساده، بايد بدانيم كه CRM راهبردي است كه به كمك فناوري به اجرا درآمده است؛ CRM تنها يك ابزار نرم افزاري نيست كه باعث شود كارتان را بهتر انجام دهيد، CRM فلسفه اي است كه سعي دارد راهبردي خلق كند كه تمام اجزاي يك سازمان را يكپارچه كرده، اطلاعات را در بين تمام كاربران به اشتراك بگذارد و مانع از تكرار بيهوده كارها شود. اين فلسفه، فضايي را در سازمان ايجاد مي كند كه در آن اطلاعات به اشتراك گذاشته شده، در زمان لازم در اختيار افرادي كه به آن نياز دارند قرار مي گيرد، يعني همه كاركنان و همه چيز به يكديگر مرتبط و متصل هستند و خروج يك نفر از سازمان باعث از هم پاشيدن هيچ چيز درسازمان نخواهد شد.

معيارهاي موفقيت CRMدر صنعتهاي نساجي
عوامل موفقيت يك برنامه CRM در هر سازمان و بازاري مثلأ صنعت نساجي، به واسطه قابل دسترس بودن و سطح كيفيت اطلاعات مشتريان تعيين مي شود. هر چقدر بيشتر در مورد نيازها، مشكلات، انتظارات و شكايات مشتريان بدانيد، بهتر مي توانيد يك برنامه مديريت ارتباطات پايدار بسازيد.
امروزه براي فعاليت هاي بازاريابي در هر فعاليت تجاري، نتايج قابل اندازه گيري وجود دارد. براي مثال براساس تحقيقات انجام شده،66 درصد مديران معتقدند بزرگترين نياز بازاريابي، تحليل واقعي بازگشت سرمايه (ROI) است. برخي معيارهاي مورد استفاده در سنجش موفقيت CRM عبارتند از:
رضايت مشتري: افزايش وفاداري مشتري به سازمان را مي توان در تكرار خريد در يك دوره زماني معين و افزايش ضريب نفوذ محصول مشاهده كرد.
منفعت مشتري: منفعت مشتري را مي توان از طريق افزايش درآمد به ازاي خريد مشتري، افزايش ارزش دوره عمر محصول و كاهش هزينه خدمات رساني سنجيد.
سهم بازار: ميزان نفوذ در بازار را مي توان به كمك مقايسه عملكرد سازمان نسبت به ساير رقبا سنجيد.
تحليل مالي: معيارهاي مالي كمي برنامه CRM سازمان، مانند هزينه كل مالكيت، بازگشت سرمايه، ارزش فعلي خالص، نرخ بازگشت داخلي و نسبت درآمد به سهم است.
حاشيه درآمد و سود: ميزان افزايش سود و درآمد هر سه ماهه را نسبت به سه ماهه قبل و همچنين ميزان افزايش سود و درآمد در هر سال نسبت به سال قبل را سنجيد.
صرفه جويي در هزينه: ميزان صرفه جويي هاي ناشي از كنترل بهتر و افزايش كارايي عملياتي و غيره را مي توان سنجيد.
از آنجا كه ممكن است اين معيارها تصوير كاملي از موفقيت برنامه CRM ارايه نكند، بايد يك راهبرد اندازه گيري جامع طراحي كنيم تا ارزيابي مناسب تري نسبت به عملكرد CRM به دست آوريم.
فرايند و مسير تكوين CRM موفق:
مرحله اول؛ آگاهي: اگر سازمان شما به سختي مي تواند مشتريان خود را در بيرون سازمان بشناسد، در مرحله اول قرار دارد. چنين سازماني محصول گراست و داراي نظام ارزيابي و فروش خاصي است. گام بعدي براي چنين سازماني، تعريف فرايندهاي بازاريابي و فروش و تهيه يك بانك اطلاعاتي است.
مرحله دوم؛ تمركز: در اين مرحله، سازمان شناخت مشتريانش را آغاز كرده و به دنبال راههايي براي يافتن سودآورترين آنها مي گردد. سازمان سعي مي كند فرايندها و ارتباطات خوبي با مشتريان داشته باشد، اما هنوز نگرش جامعي نسبت به آنها ندارد.گام بعدي براي چنين سازماني، هماهنگ كردن فرايندها، يكپارچه سازي اطلاعات و بهبود ارتباط و همكاري بين بخش هاي مختلف سازمان است.
مرحله سوم؛ رضايتمندي: در اين مرحله سازمان رضايتمندي را اندازه گيري مي كند و سعي دارد از رقباي خود پيشي بگيرد. اين شركت ها سطح رضايتمندي را به مدل هاي جبراني درون سازماني مرتبط مي كنند. گام بعدي براي اين سازمان ها، تعريف سيستم هاي انگيزشي براي تمركز روي مشتريان و ادامه روند بهبود فرايندهاي بازاريابي و فروش است.
مرحله چهارم؛ ارزش: چنين سازماني مراقب شيوه ارزش گذاري براي يك مشتري خاص است و مي داند چرا مشتريان خريد مي كنند و مي داند چگونه براساس نياز مشتري برخورد كند تا به رضايتمندي آنها منجر شود. در اينجا نگرش جامع مشتري مدار وجود دارد، اما هنوز به طور كامل به كار گرفته نمي شود. گام بعدي، تحليل شرايط بهترين مشتري، پالايش ابزارهاي بازاريابي و فروش، فناوري ها و فرايندهاست.
مرحله پنجم؛ وفاداري: چنين شركتهايي از تمديد معاملات خود لذت مي برند و سطح تقاضاي مشتري را افزايش مي دهند، آنها مي توانند هزينه چيزهايي را كه از ديدگاه مشتري اهميت ندارد، كاهش داده و محصولات و خدمات مهم براي مشتري را با قيمت خوب بفروشند. آنها براي درك و هدايت رفتار مشتري از اطلاعات استفاده مي كنند. گام بعدي براي اين سازمانها، تحليل مستمر معيارهاي كليدي مشتري، پالايش انگيزه هاي مشتري و طراحي محصولات و خدمات منطبق بر نيازهاي هر مشتري است.

پنج اصل براي موفقيت CRMكه مهندس نساج  بايد در نظر بگيرد

اصل اول: CRM خريد نرم افزار نيست
همان گونه كه قبلاً نيز اشاره شد،CRM يك راهبرد است كه فناوري، آن را به عمل در آورده است. هيچ فناوري (هر چقدر هم كه پيچيده باشد)، بدون وجود يك راهبرد هدايتگر، نمي تواند موفق باشد. راهبردهاي تجاري و فناوري با كمك يكديگر باعث مي شوند برنامه هاي مشتري مدار، ثمر بخش باشد.
راهبرد CRM نمي تواند مستقل از ساير برنامه هاي راهبردي سازمان عمل كند و بايد همخوان و همسو با ساير اهداف كلان و راهبردهاي سازمان باشد. پيش از اجراي هر برنامه CRM ، ابتدا بايد نيازهاي سازمان و به دنبال آن راهبرد CRM تعريف شوند.
در اين زمينه بايد همواره در نظر داشت كه مشتريان تنها كساني هستند كه بهتر از ما سازمان را مي شناسند. اگر به درستي از آنها سئوال شود، حرف هاي زيادي در مورد كارايي و اثربخشي بازاريابي، فروش و خدمات خواهند داشت كه مي تواند اثري مستقيم بر روي شيوه اداره سازمان داشته باشد. بنابراين بهتر است سازمان و تجارت خود را براساس مفاهيمي كه مشتريان بيان مي كنند، هدايت كنيم. اگر هدف سازمان اين است كه در زمان مناسب، پيشنهادي مناسب به مشتري مناسب بدهد، بايد نيازهاي مشتري را به طور كامل درك كند.
نكته مهم ديگر در تببين راهبرد CRM ، نگرش كل نگر است. سازمان بايد نگرش جامع و كل نگر داشته باشد و اين نگرش را در عملكرد محدود خود به كار گيرد. سازمان هاي بزرگ بين المللي بايد بتوانند به كمك CRM اطلاعات خود را با مشترياني كه در محدوده جغرافيايي بزرگي پراكنده هستند، به اشتراك بگذارند. ممكن است سازمان هايي شعب متعددي در شهرهاي مختلف داشته باشند، اما همواره بايد به خاطر داشت كه مشتري در محدوده جغرافيايي محل سكونتش خريد را انجام مي دهد.
همچنين بايد به خاطر داشت كه در دنياي امروز، قدرت در حال انتقال از سازمان ها به سمت مصرف كننده نهايي است، يعني هر چقدر هم كه برنامه CRM براي سازمان مناسب باشد، اما در نهايت مصرف كننده است كه بايد كارايي و عملكرد برنامه شما را پذيرفته و از آن رضايت داشته باشد. اين نكته به اين معناست كه مصرف كننده از قدرت زيادي براي ايجاد تغيير در سازمان شما برخوردار خواهد بود.
 
اصل دوم: CRM بايد با اولويت هاي تجاري منطبق شودبا هر نوع تغيير در محيط خارجي سازمان ممكن است نياز به حركت و تغيير در فرايندها و راهبرد درون سازماني به وجود آيد.
سازمان براي تغيير سريع، به زيرساخت هاي فناوري نياز دارد. همان گونه كه براي يك مجموعه مبلمان، انعطاف پذيري براي تطبيق با فضاهاي مختلف يك امتياز محسوب مي شود، براي سازمان ها نيز توانايي تغيير سريع فرايندها به كمك فناوري هاي انعطاف پذير، يك امتياز رقابتي محسوب مي شود.
يك ساختار مناسب CRM بايد امكان انتخاب ايجاد كند و براي اينكه برنامه CRM بتواند به قابليت تغيير سريع و تطبيق با ساير راهبردها و نيازهاي مشتري دست پيدا كند، بايد داراي معماري و ساختار پايه متناسب باشد.
از سوي ديگر براي اينكه سازمان بتواند انتخاب و رقابت كند، بايد انعطاف پذير باشد. خدمات به مشتري كليدي ترين عاملي است كه تفاوت بين سازمان ها را ايجاد مي كند. خدمات عالي به مشتري نيازمند يك برنامه CRM سريع و انعطاف پذير است.

اصل سوم: CRM منافع قابل اندازه گيري به وجود مي آورداگر سازمان توانايي لازم براي جمع آوري اطلاعات صحيح را نداشته باشد، شناسايي معيارهايي مانند نرخ بازگشت سرمايه، به هدفي متحرك تبديل خواهد شد كه دستيابي به آن چندان ساده نيست.
اگر معيارهاي كمي براي CRM تعريف نشود، امكان ارايه تحليل هاي كمي نيز وجود نخواهد داشت. پيش از اجراي برنامه CRM ، ابتدا بايد معيارهاي قابل اندازه گيري براي آن تعريف شود. براي اين كار بايد اطلاعات را به دقت بررسي كرده و در زمان طراحي سيستم، نيازهاي اطلاعاتي و فرايندهاي جمع آوري اطلاعات را تعريف كرد.
در اين زمينه بايد به اين نكته توجه داشت كه بازاريابي به كمك فناوري هاي جديد، كارايي بازاريابي را افزايش خواهد داد. اين افزايش كارايي نسبت به روش هاي سنتي بازاريابي با هزينه اي اندك انجام خواهد شد CRM ارايه خدمات سريع تر و بهتر را تسهيل مي كند، يعني درآمد بيشتر با هزينه كمتر، ضمن اينكه با ارتقاي سطح توقع مشتريان، نياز به ارايه سريع تر خدمات نيز بيشتر احساس مي شود.

اصل چهارم: قيمت و هزينه كل مالكيت را به دقت در نظر داشته باشيددر اغلب سازمان ها معمولاً يك دوره3 ساله را براي اجراي CRM در نظر مي گيرند و نتايج حاصل از اجراي آن نيز پس از راه اندازي قابل مشاهده خواهد بود. از سوي ديگر، بودجه همه سازمان ها محدود است و هزينه راه اندازي CRM هزينه اي نيست كه يك بار انجام شود. حدود60 درصد سرمايه گذاري مورد نياز CRM ، در سال اول انجام مي شود و با توجه به عدم مشاهده نتايج قابل اندازه گيري، اين سرمايه گذاري ريسك بزرگي به شمار مي آيد. بدين ترتيب در طول دوره اجراي CRM بايد هزينه كل مالكيت به دقت زيرنظر باشد. بدين منظور بايد چهارچوب شفافي براي اندازه گيري نتايج پروژه تعريف شود.
در اين زمينه بايد در نظر داشت كه اگر در يك سازمان بتوان برنامه CRM ويژه آن نوع سازمان را اجرا كرد، هزينه كل مالكيت كاهش خواهد يافت. يك برنامه CRM كه براي يك سازمان يا صنعت خاص طراحي شده است، حداقل75 درصد نيازهاي آن سازمان يا صنعت را برآورده مي كند.

اصل پنجم: تجارت شما منحصر به فرد است، پس معيارهاي انتخاب نيز همين گونه هستند.CRM مي تواند در هر سازماني متفاوت از سازمان هاي ديگر باشد. به طور كلي سازمان ها به كمك CRM اطلاعات، افراد و فرايندها را دربخش هايي مانند فروش، بازاريابي و خدمات (كه با مشتري سر و كار دارند)، به يكديگر مرتبط مي كنند. اما توانايي هاي مورد نياز هر سازمان براي پشتيباني از جريان كار و اهداف تجاري، با سازمان هاي ديگر تفاوت دارد.
هر سازمان براي اندازه گيري موفقيت CRM معيارهايي را انتخاب مي كند كه بيشترين ارتباط را با آن سازمان دارد. همچنين اولويت اين معيارها توسط هر سازمان تعيين و متناسب با نيازهاي آن انجام مي شود. بنابراين تنها الگوبرداري از معيارهاي سازمان هاي مشابه يا رقيب ممكن است سازمان را با نتايج غلط مواجه سازد.

روابط بازارهدف  با مولفه هاي سياسي و اقتصادي
بررسي وضعيت صنايع نساجي و كارآمدي سياست هاي حمايتي دولت
بررسي پرونده صنايع نساجي، بررسي پرونده عدم لياقت مديران در برخورد با اين صنعت مادر، اساسي و اشتغال زا ست. مديران ارشد تصميم  گير در وزارت صنايع كه با عدم برنامه ريزي صحيح ، وضعيت كنوني صنعت نساجي ايجاد شده و متأسفانه هنوز هم اين روند ادامه دارد.
به عنوان نماينده مردم در مجلس، دولت را به شكل يك سيماي كلي مي بينيم كه نحوه عملكرد و تعامل بين وزارت صنايع و بازرگاني بخشي از اين مجموعه است .بايد پرسيد جلوگيري از قاچاق پارچه هايي با تنوع رنگ در طرح هاي مختلف و قيمت بسيار پايين برعهده چه كسي است؟!
در سال هاي اخير تعطيلي كارخانه هاي نساجي و بيكاري كارگران موجب بروز چالش هايي در صنعت نساجي كشور شد كه سياستگذاران اين بخش را بر آن داشت تا با اعمال سياست هاي حمايتي سعي در جلوگيري از گسترش بحران ايجاد شده در صنايع نساجي كشور نمايند. با تصويب قانون بازسازي و نوسازي صنايع نساجي كشور، تخصيص ۵۰۰ ميليون دلار اعتبار براي تحقق اين امر در سال ۸۱ از محل حساب ذخيره ارزي و پرداخت جوايز صادراتي، اميد مي رفت تا مشكلات اين صنعت مرتفع شود اما با گذشت چند سال از تصويب اين قانون هنوز صنايع نساجي كشور با مشكلاتي در زمينه تأمين مواد اوليه، بازار فروش، ناكارآمدي سياست هاي خصوصي سازي و برنامه هاي بازسازي و نوسازي، قاچاق محصولات نساجي و ورود منسوجات چيني، پرداخت عوارض و... دست به گريبان هستند، گويي بحران صنايع نساجي را پاياني نيست. ديدگاههاي برخي منتقدين و دست اندركاران در خصوص مسائل و مشكلات اين صنعت و تأثير اقدامات انجام شده دولت را مي خوانيد.
آغاز بحران
وضعيت كنوني صنايع نساجي كشور و چالش هايي كه در زمينه ادامه فعاليت و رقابت در بازارهاي داخلي و خارجي پيش روي اين صنعت است ريشه در عوامل داخلي و خارجي دارد كه صنعت نساجي كشور در مواجهه با اين عوامل درگير مسائل و مشكلاتي شده و آينده نه چندان روشني را براي اين صنعت ترسيم كرده است. برخي، سياستگذاريهاي غلط گذشته و حمايت هاي غير اصولي و گاه و بيگاهي كه از صنعت نساجي كشور صورت گرفته را علت پيدايش وضعيت كنوني اين صنعت مي دانند و برخي ديگر، مشكلات اين صنعت را در ارتباط با مسائل جهاني مانند افزايش قيمت پنبه، تغييرات نرخ ارز و ناكامي صنايع نساجي در راهيابي به بازارهاي جهاني جستجو مي كنند كه در صورت پذيرش ديدگاه دوم باز هم اتخاذ تصميم جامع و اصولي براي هدايت اين صنايع ضروري مي نمايد.
سيد محمود ابطحي عضو كميسيون صنايع و معادن هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي، مشكلات صنايع نساجي را ريشه اي مي داند و عدم برخورد اصولي و منطقي با اين صنعت طي سال هاي گذشته و ادامه اين روند در سالهاي اخير را در بحران كنوني صنايع نساجي دخيل مي داند. وي مي گويد:« با سياست غلطي كه در سال هاي بعد از انقلاب در وزارت صنايع شكل گرفت و بر اساس آن متوليان امر، ورود ماشين آلات نساجي را ممنوع و مشروط به اقدام ماشين سازان بزرگ بين المللي براي انتقال تكنولوژي ساخت اين ماشين آلات به كشورمان كردند، عملاً از ورود تكنولوژي روز ممانعت و با اين سياست غلط سال ها از ورود ماشين آلات نساجي به كشورمان جلوگيري شد و موجب گرديد تا كارخانه ها به مرور زمان فرسوده شده و ماشين آلات نساجي بازده مثبت اقتصادي خود را از دست دهند. اين در حالي بود كه روند توسعه، گسترش و نوآوري صنعت نساجي در سطح جهان هر روز بهبود مي يافت، اما با اين سياست  غلط توقف ۱۰ ساله اي به صنايع نساجي كشورمان تحميل شد.»
وي مي افزايد:« در ادامه اين روند پس از همه كارهاي غلطي كه صورت گرفت سرمايه گذاري بزرگي در استان يزد براي احداث كارخانه ماشين سازي غدير انجام شد كه حتي در زمان راه اندازي آن نيز صنعت ساخت ماشين آلات حاكم بر اين كارخانه، سال ها از تكنولوژي روز غرب عقب تر بود. هنگامي كه سياستگذاران وزارت صنايع سياستهاي خود را تغيير دادند تا به سمت بازسازي ماشين آلات صنايع نساجي پيش روند، قيمت اين ماشين آلات كه قصد واردات آن از ديگر كشورها را داشتيم به دليل كاهش ارزش ريال بسيار افزايش يافته بود كه اين امر نيز ناشي از سياست هاي غلط اقتصادي بود.»
عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس شوراي اسلامي، مي افزايد: «با طي اين فرآيند صنعتگران صنايع نساجي كه اكثراً از بخش خصوصي بودند ديگر قادر به خريد ماشين آلات جديد نساجي نبودند كه متعاقب آن فاجعه كنوني صنايع نساجي به وجود آمد و ادامه يافت. بررسي پرونده صنايع نساجي، بررسي پرونده عدم كفايت مديران در برخورد با اين صنعت مادر، اساسي و اشتغال زا ست. مديران ارشد تصميم  گير در وزارت صنايع كه با عدم برنامه ريزي صحيح و بي لياقتي آنان، وضعيت كنوني صنعت نساجي ايجاد شده و متأسفانه هنوز هم اين روند ادامه دارد.»
در مقابل گلناز نصراللهي مدير كل دفتر صنايع نساجي و پوشاك وزارت صنايع و معادن سياست تك نرخي شدن و يكسان سازي نرخ ارز كه موجب افزايش قيمت ارز مورد استفاده صنايع نساجي شده را نقطه آغاز بحران صنايع نساجي مي داند و مي گويد:« صنعت نساجي تا سال ۱۳۷۶ از ارزهاي يارانه اي استفاده مي كرد اما از اين سال تغيير ناگهاني نرخ ارز از ۳۰۰ تومان به ۸۰۰ تومان و همچنين محدود كردن روش هاي ريالي (تا سال ۷۶ براي ارز هايي كه گشايش اعتبار مي شد، معادل ريالي ارز گشايش شده، پول كارخانه ها را در بانك ها مسدود مي كردند) تا حدودي موجب كاهش نقدينگي در اين صنعت گرديد و از اين سال مشكلاتي كه به صورت پنهان در صنعت نساجي كشور وجود داشت آشكار شد. مشكلاتي كه قبلاً در سايه توليد اين كارخانه ها با استفاده از ارزهاي يارانه اي، وجود واردات كنترل شده و نبود قاچاق به شكل كنوني آن، چندان آشكار نبود. در سال ۷۶ با قطع ارز يارانه اي و رقابت بسيار شديدي كه در بازار صنعت نساجي وجود داشت اين مشكلات بروز كرد و انعكاس بسيار زيادي در جامعه داشت چرا كه تعداد واحدهاي مشكل دار زياد و اين واحدها در زمره كارخانه هاي بزرگ و با تعداد كارگر زياد بودند.»
از سوي ديگر جمشيد بصيري، دبير انجمن صنايع نساجي ايران علت اصلي مشكلات كنوني صنايع نساجي را در عدم اطلاع و تخصص تصميم گيرندگان صنايع نساجي كشور مي داند و مي گويد: «مشكل صنايع نساجي از آنجا ناشي مي شود كه كساني براي صنعت كشور تصميم گيري مي كنند كه حتي يك روز نيز براي صنعت كار نكرده، حقوق  كارگر نداده و جنس فروش نرفته روي دستشان نمانده است. مشكل صنايع نساجي با وزارت امور اقتصادي و دارايي در زمينه بالا بودن سود بانكي، ضعف بازار پول و سرمايه و نبود قانون تشكيل بازار پول و سرمايه است. مسائل ناشي از انجام نادرست روند خصوصي سازي در كشور و ناتواني در جذب سرمايه گذاري خارجي به دليل ضعف قانوني و اين كه عنوان شد، هيچ شركت خارجي نمي  تواند بيش از ۵۱ درصد سهام را داشته باشد از ديگر مشكلات است. همچنين تغييرات قانون ماليات هاي مستقيم نيز واقعاً صورت نگرفته و مميز مالياتي هميشه با ديد منفي به اين صنايع مي نگرد، مشكل تجميع عوارض كه توسط دولت ايجاد شده و سبب نابودي توليدكنندگان مي گردد و هيچ توليدكننده اي نتوانسته  سهم ۳ درصدي ذكر شده در زير فاكتور فروش را از مردم دريافت كند نيز وجود دارد. اين مسائل دست به دست هم داده تا صنعت نساجي كشور رو به نابودي برود.»
بصيري مي افزايد: «در زمينه ارتباط با بانك مركزي، گمرك، قانون كار، تأمين اجتماعي و پرداخت بيمه بيكاري كارگران نيز مشكلاتي وجود دارد. وزارت كار و تأمين اجتماعي از بيمه بيكاري به ديوان عدالت اداري شكايت كرده و از اين ديوان براي لغو اين قانون حكم گرفته اند و با وجود دريافت ۳ درصد بيمه بيكاري از كارخانجات آن را به مردم پرداخت نمي كنند.»

روابط بازارهدف در صنعت نساجی با مولفه های سیاسی و اقتصادی

مواد اوليه صنايع نساجي (مولفه اقتصادي)
از ديگر عوامل مؤثر در شكل گيري بحران صنايع نساجي تأمين مواد اوليه مورد نياز اين صنعت است كه با وجود همه تلاش هاي صورت گرفته هنوز براي تأمين پنبه و الياف مصنوعي مورد مصرف صنايع نساجي كشور با مشكل مواجه هستيم. بر اساس آخرين آمار ارائه شده از سوي اداره كل پنبه و دانه هاي روغني ايران ميزان پنبه وش توليد شده در دوره بهره برداري (از ابتداي شهريور ماه ۸۲ لغايت پايان فروردين ماه ۸۳) مقدار ۲۸۸ هزار و ۳۶۳ تن بوده كه از اين ميزان ۸۶ هزار و ۵۰۳ تن پنبه محلوج استحصال شده است. اين در حالي است كه نياز صنعت نساجي كشور بين ۱۵۰ تا ۱۷۰ هزار تن برآورد مي شود و برخي از صنايع مدرن نساجي نيز نيازمند اليافي با طول بالاتر از ۲۹ ميليمتر هستند كه اين نياز نيز بايد از طريق واردات تأمين شود. در زمينه اكريليك و ساير مواد پتروشيمي مورد مصرف در صنايع نساجي نيز وابسته به خارج از كشور هستيم.
علاوه بر اين با وجود آن كه ۸۵ درصد نياز صنعت نساجي كشور به پنبه هايي با طول الياف ۲۹ ميليمتر بوده و اكثر پنبه توليد شده در كشورمان نيز از اين تيپ است به دليل رعايت نشدن استانداردهاي لازم و ماشين آلات قديمي كارخانه هاي پنبه  پاك كني، پنبه استحصال شده كيفيتي نامطلوب پيدا مي كند. برخي معتقدند اين كارخانه ها با بالا نگه داشتن رطوبت پنبه و بستن سيم هاي اضافي، استفاده از گوني هاي فرسوده و... موجب مي شوند تا ۲۶ درصد پنبه تحويلي به آنها ضايع شود و وجود رطوبت در پنبه تحويلي به صنايع نساجي نيز زنگ زدگي و از بين رفتن ماشين آلات اين صنايع را در پي داشته است.
از ديگر موضوعات مطرح در تأمين پنبه مورد نياز صنايع نساجي كشور تعرفه ۱۵ درصدي واردات براي الياف پنبه اي با طول كمتر از ۲۹ ميليمتر است. اين در حالي است كه الياف پنبه اي با طول بيشتر از ۲۹ ميليمتر با تعرفه ۴ درصدي وارد كشور مي شود و برخي خواستار اعمال تعرفه ۴ درصدي براي واردات پنبه با طول الياف مختلف هستند. همچنين فراهم كردن تسهيلات در گمرك براي آزمايش و بهبود شرايط واردات اين محصول مي تواند زمينه ساز تأمين بهتر پنبه مورد نياز اين صنايع باشد. گرچه هم اكنون شرايط قرنطينه عام براي واردات پنبه توسط وزارت جهاد كشاورزي اعلام شده اما به نظر مي رسد تأمين پنبه با كيفيت مطلوب و قيمت مناسب نيازمند نظارت و همكاري بيشتر وزارتخانه هاي جهاد كشاورزي و صنايع و معادن است.
محمود ابطحي مشكل تأمين پنبه و الياف مصنوعي مورد نياز صنايع نساجي را از ديگر عوامل مؤثر در ايجاد بحران اين صنايع مي داند و مشكلات كنوني براي تأمين مواد اوليه را ناشي از سياست هاي غلط گذشته ارزيابي مي كند. وي مي گويد: «بخش ديگري از مشكلات صنايع نساجي ناشي از آن است كه با وجود آن كه از پنبه به عنوان طلاي سفيد نام برده مي شود توليد اين محصول بعد از انقلاب خصوصاً در منطقه گرگان با مشكلاتي مواجه شد و به دليل آن كه نظم و انضباط موجود براي بهره برداري از زمين هاي زيركشت پنبه از بين رفته و قادر نبوديم تا سيستم عادلانه اي براي بهره برداري از زمين ها ايجاد كنيم، زمين هاي زيركشت پنبه براي مدت مديدي بلااستفاده ماند، ميزان توليد پنبه كاهش پيدا كرد، قيمت تمام شده اين محصول در سال هاي مختلف افزايش يافت، توليد مكانيزه پنبه صورت نگرفت و داستان غم انگيز پنبه نيز به آشفتگي صنعت نساجي كمك كرد. چرا كه قيمت ورودي هاي اين صنعت به شدت افزايش يافت و در زمينه تأمين پنبه و الياف مورد نياز شاهد رشد قيمت ها بوديم.«
عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس شوراي اسلامي با اشاره به مشكلاتي كه در زمينه توليد الياف در كشور وجود دارد، مي گويد: «در زمينه توليد و عرضه الياف نيز گرچه كارخانه پلي اكريل اصفهان راه اندازي شد اما تكنولوژي آن مربوط به سه دهه قبل بوده و در سالهاي بعد از انقلاب نيز توجهي به نو كردن تكنولوژي اين كارخانه و اقتصادي كردن ظرفيت هاي آن نشده است. در اين سال ها با حمايت هاي بي رويه از كارخانه هاي توليد الياف و گماردن مديراني كه با منابع اين مجموعه ها حاتم بخشي كردند در واقع قيمت ورودي هاي اين كارخانه ها به صنايع نساجي افزايش پيدا كرد به نحوي كه حتي در بسياري از موارد با قيمت هاي جهاني نيز همخواني نداشت.»
در مقابل مدير كل دفتر صنايع نساجي و پوشاك، ايجاد شرايط بازار رقابتي را موجب بهبود مواد اوليه مورد نياز صنايع نساجي مي داند و با تكيه بر توليد داخلي محصول پنبه و لزوم حمايت از اين محصول مي گويد: «همان طور كه براي توليدات صنايع نساجي نگران هستيم توليد پنبه نيز براي ما داراي مزيت است چرا كه مزيت سيستم پنبه اي به توليد پنبه داخلي است. معتقديم بايد توليد پنبه از نظر كمي و كيفي افزايش پيدا كند.
پنبه توليد داخلي توسط كارخانه ها مصرف مي شود اما برخي از كارخانه ها كه پنبه با كيفيت بهتري مي خواهند مي توانند با پرداخت حقوق و سود متناسب نسبت به واردات آن اقدام كنند. بر اساس توافقي كه در پايان سال گذشته با وزارت جهاد كشاورزي صورت گرفت اكنون اين وزارتخانه شرايط قرنطينه عام را اعلام كرده و مشكلات قبلي واردات تا حدودي حل شده است.»
نصراللهي با تأييد مشكلات موجود در كارخانه هاي پنبه پاك كني مي افزايد: «گرچه كارخانه هاي پنبه پاك كني كشور تا حدودي داراي ماشين آلات قديمي هستند اما به نظر مي رسد ما هنوز شرايط بازار رقابتي را درك نكرده ايم تا همه به شرايط كيفيت كالا توجه كنند و تحقق اين امر نيازمند زمان است. اگر كارخانه هاي پنبه پاك كني شرايط بازار رقابتي را درك كنند در شرايط فعلي نيز مي توانند پنبه مناسب تحويل صنايع نساجي دهند. بايد صنايع ما احساس وابستگي بيشتري با هم داشته باشند و نبايد صنايع پنبه پاك كني گمان كنند كه هر آنچه توليد مي كنند توسط صنايع نساجي خريداري مي شود. با آسان تر شدن شرايط واردات نسبت به گذشته، كارخانه هاي پنبه پاك كني نيز متوجه مي شوند كه بايد كالاي با كيفيت بالاتر را عرضه  كنند. گرچه معتقدم هر نوع تسهيل در واردات پنبه بايد با حمايت از كشت داخلي اين محصول همراه باشد.»
بر خلاف مدير كل دفتر صنايع نساجي و پوشاك وزارت صنايع و معادن، جمشيد بصيري مشكل عمده موجود براي تأمين مواد اوليه صنايع نساجي را ناشي از ضعف تكنولوژي و قدمت دستگاه هاي كارخانه هاي پنبه پاك كني مي داند و در حمايت از كيفيت پنبه توليد داخلي مي گويد: «پنبه  واريته هاي مختلف دارد و در ايران سه نوع واريته پنبه توليد شده تا زماني كه در مزرعه است بهترين پنبه دنيا است جداي از توليد كم پنبه در مزرعه كه به دليل نبود بذر اصلاح شده و استفاده نشدن به موقع از كود و سم است، پنبه ايران از بهترين انواع پنبه دنيا ست اما از زماني كه اين محصول براي كارخانه هاي پنبه پاك كني ارسال مي شود اولاً به جاي گوني صددرصد پنبه اي براي حمل وش پنبه از گوني هاي پروپوپلين استفاده مي كنند كه الياف اين گوني ها با پنبه مخلوط شده و گرفتاري بزرگ پنبه غريبه را به وجود مي آورد. ثانياً ۹۰ درصد كارخانه هاي پنبه  پاك كني كشور خارج از استاندارد كار مي كنند و داراي ماشين آلات و مديريتي كهنه و رقم زني خارج از استانداردهاي داخل و خارج از كشور هستند و درصد رطوبت الياف بسيار بالا بوده و در نتيجه اليافي از اين كارخانه ها استحصال مي شود كه حدود ۲۳ الي ۲۶ درصد الياف خيلي خوب قبلي آن شكسته شده، در چرخه توليد به صورت ضايعات درآمده و قيمت تمام شده كالا را افزايش مي دهد.»
دبير انجمن صنايع نساجي با تأكيد بر اهميت تأمين پنبه مورد نياز صنايع نساجي كشور، مي افزايد: «هم  اكنون صنايع نساجي كشور نيازمند۱۵۰ الي۱۸۰ هزار تن پنبه هستند و هر چه در زمينه پنبه مورد نياز اين صنايع ناتوان باشيم مجبور به استفاده از الياف مصنوعي يا ويسكوز هستيم. در شرايط موجود كه تنها ۹۰ هزار تن از الياف توليدي داخل با طول ۲۹ ميليمتر است مجبور به واردات الياف از خارج كشور هستيم كه با توجه به بالا بودن قيمت پنبه، صنايع نساجي كشورمان به سمت استفاده از الياف مصنوعي و ويسكوز سوق داده مي شود. حال اينكه استفاده از الياف مصنوعي در كشور گرمسير و كم رطوبتي مانند ايران مي تواند چه اثرات بدي براي سلامتي مردم داشته باشد، بحث ديگري است.»
بصيري در خصوص موانع و مشكلات موجود براي واردات پنبه مي گويد: «چندي پيش ۷۰۰ تن پنبه از كشور ازبكستان و از گمرك سرخس وارد كشور شده بود كه كاميون حامل پنبه در سرخس براي تحويل بار خود با دو مشكل نبود ليفتراك براي تخليه پنبه در گمرك و نبود آزمايشگاه در گمرك سرخس مواجه بود تا پنبه آزمايش، طول الياف آن مشخص و براساس تعرفه گمركي از اين محموله، سود بازرگاني و گمركي دريافت شود. در نتيجه با سختي بسيار پنبه مذكور به گمرك سمنان منتقل و پس از ۱۰روز و با پرداخت هزينه نگهداري كاميون (حداقل روزانه ۵۷ هزار تومان براي هر كاميون) اين محموله وارداتي تخليه شد.»
وي مي افزايد: «موضوع قرنطينه پنبه و آفت كرم سرخ نيز بهانه اي بود كه مدت يك سال و نيم تأمين پنبه مورد نياز صنايع نساجي را با مشكل مواجه كرد چرا كه اكنون ديگر كرم سرخ روي كره زمين وجود ندارد و از سوي ديگر كرم سرخ در پنبه دانه وجود دارد نه در الياف و پنبه دانه نيز مورد مصرف كارخانه هاي روغن كشي بوده و به صنايع نساجي ارتباطي ندارد.»​​​​​​​

قاچاق و ورود منسوجات چيني
قاچاق منسوجات ارزان قيمت به كشورمان از ديگر عوامل مؤثر در نابساماني صنايع نساجي است. با سياست هايي كه كشور چين از طريق كاهش هزينه ها و تنظيم نرخ ارز به گونه اي كه محصولات توليدي داراي قيمت پاييني باشند در اقتصاد جهاني اعمال مي كند، روند قاچاق پارچه و پوشاك چيني به كشورمان افزايش چشمگيري يافته است. استفاده از طرح هاي متنوع در اين منسوجات نگراني تغيير سليقه مصرف كننده ايراني را در پي خواهد داشت. برآوردها حاكي از آن است كه نزديك به دو پنجم تا نصف محصولات قاچاق كشور را پوشاك تشكيل مي دهد و سالانه حداقل يك ميليارد دلار كالاي نساجي قاچاق مي شود. در تازه ترين خبرها عنوان شده است كه قاچاق پارچه چيني به كشورمان موجب تعطيلي ۱۸۰۰ كارگاه توليدي محصولات نساجي شده و بازار پارچه و لباس ايران را با ركود مواجه ساخته است. معضل ورود پارچه هاي چيني به كشورمان و بحراني تر شدن وضعيت صنايع نساجي با كمبود بازار فروش محصولات آنها، موضوعي است كه اكثر دست اندركاران اين صنعت به آن اذعان دارند اما به راستي چه اقدامات اصولي براي جلوگيري از قاچاق منسوجات چيني به بازارهاي داخلي انجام شده يا خواهدشد؟!
ابطحي شكل گيري قاچاق و گسترش ورود منسوجات چيني به كشورمان را ناشي از سياستگذاري هاي غلط مي داند و معتقد است: «ممنوعيت ورود پارچه به كشور، شكل گيري قاچاق و حاكم شدن مافياي اقتصادي را به دنبال داشت. اين در حالي است كه قبلاً مردم مجبور بودند تا منسوجات داخلي را با هر قيمت و كيفيتي كه عرضه مي شد، خريداري كنند و با وجود آنكه در آن زمان كارخانه هاي نساجي سرمايه هنگفتي را در اختيار داشتند اما گامي در جهت تصحيح ظرفيت، بهبود كيفيت، نوآوري جديد و هماهنگ شدن با توليدات بين المللي اين محصول برنداشتند و نتيجه آن وضعيت كنوني بازار محصولات نساجي در كشورمان است.»
وي مي افزايد: «به عنوان نماينده مردم در مجلس شوراي اسلامي دولت را به شكل يك سيماي كلي مي بينيم كه نحوه عملكرد و تعامل بين وزارت صنايع و بازرگاني بخشي از اين مجموعه است بايد پرسيد جلوگيري از قاچاق پارچه هايي با تنوع رنگ، در طرح هاي مختلف و قيمت بسيار پايين برعهده چه كسي است؟! در شرايط فعلي صنعت نساجي كشور در حال نابودي است و ما پيگير اين معضل و مشكلات صنايع نساجي خواهيم بود.»
بصيري نيز ورود منسوجات چيني را عامل از بين رفتن صنايع نساجي كشور در آينده مي داند و مي گويد: «با يارانه اي كه اكنون دولت چين به صنايع صادراتي خود مي دهد قيمت منسوجات چيني بسيار پايين بوده و توليدات صنايع نساجي كشورمان به هيچ وجه قادر به رقابت با محصولات چيني نخواهد بود.»
مدير كل دفتر صنايع نساجي و پوشاك وزارت صنايع و معادن نيز گرچه معتقد است در زمينه توليد محصولات نساجي در كشورمان از كيفيت و رشد بيشتري برخوردار شده ايم اما نبايد در اين مرحله متوقف شويم. نصراللهي مي گويد: «در دنيا آنچه درخصوص محصولات نساجي مهم است مد و طراحي است و با وجود اقدامات انجام شده در اين خصوص، هنوز ضعيف هستيم. معتقدم توليدات صنايع نساجي كشورمان با انجام برخي حمايت ها و كمك ها قادر به رقابت با محصولات چيني خواهد بود.»
وي مي افزايد: «اگر محصولات چيني با قيمت هايي كه در فصل مصرف دارند وارد بازار شوند مشكلي را براي صنايع نساجي كشورمان به وجود نمي آورد، اما هم اكنون اين محصولات در خارج از فصل مصرف و با قيمت هاي بسيار ارزان وارد مي شود. به طور نمونه وقتي پارچه چيني با ۳۰سنت قيمت وارد بازار مي شود، اين قيمت از پول نخ پرداخت شده براي توليد آن كمتر است. در صورتي كه كالاهاي با كيفيت خوب و قيمت مناسب وارد بازارهاي كشور شود مشكلي به وجود نخواهد آمد و قادر به رقابت هستيم.»

 

روش هاي فروش محصولات نساجي و وضيعت اين صنعت
روشهاي فروش محصولات
وزير صنايع و معادن گفت: با اجراي طرح تحول اقتصادي به دنبال فضاي رقابتپذير و بهرهور هستيم ،چرا كه رقابتپذيري لازمه توسعه صادرات در كشور است. به گزارش روابط عمومي سازمان توسعه تجارت ايران، علياكبر محرابيان روز دوشنبه در ادامه نشست چالشهاي صادرات غيرنفتي با محوريت صادرات كالاهاي صنعتي و معدني در سازمان توسعه تجارت ايران، افزود: رقابت در دنيا در دو نقطه جغرافيايي صورت ميگيرد، يكي كشور مبدا و ديگري كشور مقصد، و كشورهايي كه اقتصادشان توليدمحور است رقابت را در كشورشان مجاز نميدانند. وي افزود: كشورهايي كه اقتصادشان توليدمحور است اصل رقابت را در بازارهاي هدف و كشورهاي مبدا دنبال مي‌كنند. محرابيان اجراي مديريت واردات را در رشد صادرات موثر دانست و گفت: گروه اقتصادي دولت دهم بسيار هماهنگ است و نگاهي كه بر اين بخش حاكم است نگاه توليدمحور است.
وزير صنايع و معادن تاكيد كرد، در كشورهاي توليدمحور، مديريت واردات توسط مجموعه استاندارد انجام مي‌شود، به طوري كه در اين كشورها اگر استاندارد كالايي مردود شد يعني اين كالا متروكه و بايد به نصف قيمت وارد بازار شود.
وي گفت: بر اين اساس بايد واردكنندگان كالايي را كه وارد ميكنند تحويل موسسه استاندارد دهند و در فرم ثبت سفارش كالا كد استاندارد ذكر شود و گمرك تنها اقدام به بررسي تطبيقي آن كند كه اين امر ميتواند در مديريت واردات در كشور موثر باشد.
صنعت نساجي ماشيني ايران كه در سال ۱۲۸۰ با تأسيس اولين كارخانه نساجي به ظرفيت ۱۲۰۰ دوك در تهران متولد شد هم اكنون با بيش از ۷۸۰۰ واحد توليدي و حدود ۴۵۰ هزار كارگر شاغل به حيات خود ادامه مي دهد و مي توان گفت صنعت نساجي ايران به صورت مستقيم و غير مستقيم براي بيش از ۳ ميليون نفر اشتغالزايي كرده است.
اين صنعت در برخي موارد تا ۸۰۰ درصد ارزش افزوده دارد. گرچه برخي معتقدند با وجود نقش و اهميت صنايع نساجي در ايجاد اشتغال و توسعه صادرات غيرنفتي هنوز ۹۰ درصد صنايع نساجي كشور براي ادامه حيات خود وابسته به ماشين آلات خارجي بوده و ۷۰ درصد مواد اوليه مورد نياز صنايع نساجي مانند پنبه، اكريليك و ساير مواد پتروشيمي وابسته به واردات خارج از كشور است.
ضعف مديريت، فقر تكنولوژي در تعداد زيادي از واحدهاي نساجي، بهره وري و راندمان بسيار پايين، ضايعات زياد و عدم اقبال به نوسازي و مدرنيزاسيون در اكثر كارخانه هاي نساجي در شرايطي كه ۹۰ درصد ماشين آلات ريسندگي كشور بيش از ۲۰ سال عمر دارند از جمله مسائل و مشكلاتي است كه گريبانگير صنعت نساجي كشور است.
همچنين نبود استراتژي كوتاه و درازمدت در اين صنعت كه با وجود تدوين استراتژي صنعتي كشور هنوز جايگاه مناسبي براي صنايع نساجي در نظر گرفته نشده است، دوگانگي بافت مديريت و مالكيت بخش دولتي و خصوصي در اين صنايع، قاچاق محصولات نساجي به كشور، ورود كالاهاي ارزان قيمت چيني، مسائل قانون كار و تأمين اجتماعي و ... صنعت نساجي كشور را با بحراني مواجه ساخته كه اگر سياستگذاري اصولي و بر مبناي واقعيت هاي موجود اين صنعت و ارائه راهكارهاي اجرايي مناسب براي اعمال اين سياست ها از سوي دست اندركاران ارائه نشود، تعطيلي بيش از پيش صنايع نساجي كشور را نظاره گر خواهيم بود.
گرچه مدير كل صنايع نساجي و پوشاك وزارت صنايع و معادن اين فرآيند را چنين عنوان مي كند: «در واحدهاي كشوري نساجي كه در اولويت بازسازي قرار داشته اند از ۷۵ واحد مورد بازسازي قرار گرفته در اين چارچوب، واحدهايي كه سهامداران آن تصميم به متوقف ساختن خطوط توليد گرفته اند ۸ واحد را شامل مي شود.»

 

فروشگاههاي محصولات نساجي
با وجود ارزش افزوده بالا در صنایع نساجی، متاسفانه اهمیت این صنعت از سوی مسوولان دستگاه های اجرایی كشور جدی گرفته نشده و رشد اقتصادی صنعتی در این بخش را كمرنگ جلوه می دهند.
جمشید بصیری تهرانی دبیر انجمن صنایع نساجی ایران، با بیان این مطلب افزود: ارزش افزوده نسبتا بالا در بسیاری از تولیدات نهایی صنایع نساجی در مقابل صادرات مواد اولیه و پایین بودن هزینه ایجاد اشتغال صنعت نساجی در مقایسه با سایر صنایع، و وجود بازارهای مصرف داخلی و بین المللی از جمله مزایای مهم این صنعت به شمار می روند.وی كه در جریان افتتاح فروشگاه و نمایشگاه مركزی شركت لایكو سخن می گفت، اظهار داشت: در صورت رونق صنعت نساجی و تقویت پتانسیل های موجود و سرمایه گذاری های انجام شده، ارزآوری ناشی از صادرات محصولات نساجی به بیش از ۵/۱ میلیارد دلار خواهد رسید، اما متاسفانه هم اكنون بسیاری از بازارهای ارزنده كه می توان در آنها درخشید توسط سایر رقبا كه در گذشتهنه چندان دور كالایی برای عرضه نداشته اند در حال تسخیر است.بصیری با اشاره به نقش مهم صنعت نساجی در تحقق اهداف اشتغال زایی دولت، تصریح كرد: هم اكنون ۱۸ درصد از اشتغال كل بخش صنعت ایران مربوط به واحدهای نساجی است و این واحدها ۷/۱۳ درصد تمام واحدهای صنعتی كشور را تشكیل می دهند كه با وجود شرایط نامناسب فعلی بیش از ۳۰۰ هزار نفر در این بخش مشغول به كار هستند.دبیر انجمن صنایع نساجی ایران ادامه داد: هم اكنون با وجود بسیاری از موانع و مشكلات برخی از واحدهای نساجی كشور با استقرار پیشرفته ترین تكنولوژی های دنیا اثبات كرده اند كه صنعت نساجی ایران هنوز هم از مزیت های نسبی بسیار بالاتری در مقایسه با سایر صنایع برخوردار است.وی با اشاره به اقدامات انجام شده در شركت ایران لایی و تنوع گسترده محصولات این واحد، بیان كرد: بدون شك صدور محصولات این واحد صنعتی به سایر كشورها ارزش كیفی تولیدات ایرانی را اثبات خواهد كرد و چنانچه دولت حمایت های ویژه ای از این واحدها داشته باشد اعتماد بازارهای جهانی نسبت به محصولات ایرانی افزایش خواهد یافت.
در ادامه این مراسم، محمود زینی عضو هیات مدیره انجمن صنایع نساجی و مدیرعامل شركت ایران لایی(لایكو)، گفت: در صورتی كه قوانین، مقررات و سیاست های اقتصادی كشور به نفع بخش صنعت و صادرات تدوین شود، بازارهای منطقه آسیا، امریكای شمالی و حتی اروپا برای تولیدكنندگان ایرانی قابل دسترسی خواهد بود و در عین حال فرصت های مناسبی برای انتقال خطوط تولید پیشرفته از كشورهای صنعتی به ایران و بهره گیری از فناوری های نوین فراهم خواهد شد.وی با بیان اینكه شركت ایران لایی نیز فعالیت های صادراتی خود را در محدوده بازارهای مهم اروپا متمركز كرده است، بیان كرد:در سال های گذشته تاكنون همواره در معتبرتریننمایشگاه های اروپایی حضور پیدا كرده ایم و به رغم اینكه اتحادیه اروپا استانداردهای دشواری را برای ورود كالا از سایر نقاط جهان به ویژه ایران به كشورهای عضو خود اعمال می كند، توانسته ایم با بالابردن كیفیت، محصولات ایرانی را در این كشورها عرضه كنیم.زینی با اشاره به اینكه دولت با تدوینسیاست های حمایتی می تواند به این روند سرعت بیشتری دهد، تاكید كرد: ما موفق به ورود آخرین تكنولوژی جهانی برای این صنعت شده ایم به طوری كه در حال حاضر به عنوان اولین واحد دارنده تكنولوژی پیشرفته منسوجات خانگی درخاورمیانه مطرح هستیم.مدیرعامل شركت ایران لایی(لایكو)، افزود: هم اكنون حدود ۵۰۰ نفر به صورت مستقیم در صنایع لایكو و كالاهای جنبی آن مشغول به كار هستند و متجاوز از دو هزار نفر نیز به صورت غیر مستقیم در فروشگاه ها و نمایندگی های این شركت اشتغال دارند.وی با بیان اینكه محصولات این شركت به صورت مستقیم به مصرف كنندگان عرضه می شود، اضافه كرد: رعایت حقوق مصرف كنندگان از جمله مسایلی است كه می تواند ابزار مهمی برای توسعه بازارها محسوب شود .

خلاصه نتایج و پیشنهادات
30 پيشنهاد براي توسعه و رونق صنعت نساجي :
1-    حمايت از صنايع نساجي و شناسايي روش هاي منطقي و كاربردي براي احياء و شكوفايي اين صنعت و پيگيري در مورد تحقق آنها با استفاده از دانش و تجربيات هيات امنا، اعضاء هيئت مديره ، صاحبان صنايع و پژوهشگران و اساتيد اين صنعت.
2- شناسايي نقاط ضعف صنعت نساجي در تامين مواد اوليه مورد نياز شامل: پنبه- كرك- ابريشم- پوست- چرم طبيعي و مصنوعي و صنايع پايين دستي آن - ريسندگي الياف طبيعي و مصنوعي كوتاه و بلند ( پلي استر- پلي آميد- پلي پروپيلن- اكريليك- ليوسل و ويسكوز و ساير الياف بازيافتي) – بافندگي تاري _ پودي و حلقوي - رنگرزي ، چاپ و تكميل - كيف و كفش- منسوجات نبافته و محصولات نهايي آنها مثل منسوجات بهداشتي - پزشكي- صنعتي - انواع كفپوش هاي نسجي ماشيني و دستي- منسوجات خانگي و در نهايت طراحي و توليد انواع پارچه و پوشاك و تشويق صنعتگران در جهت توليد آنها بر اساس سفارش هاي اخذ شده از بازارهاي هدف داخلي و خارجي و برنامه ريزي در جهت برطرف كردن آن نقاط ضعف از طريق مبادي قانوني، مشاورت و همكاري با صاحبان صنايع، مسئولين ذيربط و سياست گزاران اين صنعت.
3- شناسايي نقاط قوت صنايع مندرج در بند 2 و برنامه ريزي در جهت تقويت آنها با ارائه پيشنهادات سازنده و منطقي به مسئولين ذيربط و تلاش و پيگيري در مورد تحقق آنها با عنايت به اينكه صنعت نساجي اولين صنعت ماشيني در كشور است كه با قدمت 113 سال ايجاد شده است.
4- همكاري با مسئولين ذيربط در جهت ايجاد تعامل مناسب بين صنعت نساجي و مراكز آموزشي مرتبط ( دانشگاه ها – آموزشگاههاي فني و حرفه اي – آموزشكده هاي نساجي – پاركهاي علم وفناوري و . . .) در سطوح مختلف به منظور ايجاد تعادل بين نياز صنعت به متخصصين در گرايش هاي مختلف نساجي و برگزاري دوره هاي آموزشي لازم بر اساس تحليل آمارهاي نرم افزاري و سخت افزاري از جامعه آماري صنعت نساجي و پوشاك كشور.
5- شناسايي و انتقال نيازهاي پژوهشي صنايع به مراكز تحقيقاتي و پژوهشي كشور در جهت انجام فعاليت هاي تحقيقاتي آن مركز بر اساس سفارش محوري و رفع نياز اين صنعت مخصوصاً براي موضوع پايان نامه هاي كارشناسي و كارشناسي ارشد.
6- تعامل و ارتباط نزديك با مراكز دانشگاهي و تحقيقاتي مرتبط با اين صنعت در داخل و خارج كشور در حد توان و امكانات و تلاش در جهت توزيع دستاوردهاي آنها در بين صاحبان صنايع مرتبط و گسترش فرهنگ تحقيق و نوآوري و رفع نيازهاي آموزشي آنها در زمينه هاي تحقيقاتي ، مديريتي، بازرگاني پس از اخذ نيازهاي مدنظر مديران واحدهاي توليدي.
7- ايجاد زمينه لازم در خصوص برند سازي در صنعت نساجي مخصوصاً در زمينه پوشاك با توسعه مهندسي توليد، بازار سازي و بازاريابي اصولي در اين صنعت.
8- شناسايي بازارهاي بالقوه داخلي و خارجي از طريق وابستگان اقتصادي در سفارت خانه هاي جمهوري اسلامي ايران و استفاده از امكانات اتاق بازرگاني ايران- وزارت بازرگاني و بخش اقتصادي وزارت امور خارجه و ديگر مراكز مرتبط و معرفي آنها به توليد كنندگان داخلي.
9- رصد كردن مستمر نارسايي هاي مربوط به زير ساخت هاي اقتصادي و اجتماعي و قوانين موضوعه در ارتباط با اين صنعت و شناسايي راهكارهاي رفع آنها و اعلام به مسئولين ذيربط و پيگيري در جهت تحقق آنها.
10- همسو كردن اهداف صنعت و صنف پوشاك و كيف و كفش با هدايت آنها به سمت توليد با كميت و كيفيت استاندارد و استفاده از طرح هاي بديع و جديد كه توسط طراحان زبده داخلي و عندالزوم خارجي تهيه مي شود در توليدات آنها.
11- همكاري با ستاد مبارزه با قاچاق كالا به منظور جلوگيري از ورود پوشاك و منسوجات قاچاق و تشويق خريداران به مصرف منسوجات و پوشاك داخلي با بر شمردن مزاياي آن از طريق رسانه هاي جمعي.
12- همكاري با صاحبان صنايع در راستاي تشكيل خوشه هاي صنعتي و صنفي همسو با عنايت به گسترش روز افزون آنها در كشورهاي موفق صنعت نساجي و لزوم ايجاد و گسترش آن در كليه سطوح توليدي، مخصوصا صنوف و صنايع كوچك و متوسط.
13- تشويق صاحبان صنف به ايجاد و تبديل شركتهاي كوچك و صنايع كوچك به متوسط ، شركت هاي متوسط به بزرگ و شركت هاي بزرگ به برند براي حضور موثر در بازارهاي داخلي و خارجي. اين مراحل سير طبيعي براي يك برند بزرگ است كه در دنيا نيز جواب مثبت داده است.
14- معطوف نمودن توجه صاحبان صنف و صنعت به بازاريابي و برشمردن مضرات توليد بدون سفارش كه علاوه بر امحاء مواد اوليه و سرمايه ملي موجب وارد شدن ضرر و زيان قابل توجه به توليد كننده هم خواهد شد.
15 - اطلاع رساني جامع و مستمر در خصوص فعاليتهاي سازمان در جهت نيل به اهداف آن از طريق انتشار نشريه و وب سايت تخصصي.
16- ارتباط  با مراكز نمايشگاهي داخلي و خارجي به منظور ارائه برنامه واحدهاي توليدي و خدماتي مرتبط و تلاش در جهت برگزاري نمايشگاههاي تخصصي در داخل و خارج كشور مخصوصاً در زمينه هايي كه كشورمان مزيت هاي نسبي لازم را دارد نظير انواع كفپوشهاي نسجي دستباف و ماشيني ،‌چرم و پوست طبيعي و مصنوعي و صنايع پائين دستي آنها و مواد پتروشيمي با كاربرد نساجي
17- همكاري با مراكز تحقيقاتي و بخش هاي توليدي در خصوص ريشه يابي در مورد علل كاهش كميت و كيفيت مواد اوليه طبيعي مثل پنبه- پشم- كرك- پوست و ابريشم و شناسايي راه هاي برطرف كردن آنها و ارائه نتايج آن به مسئولين ذيربط در وزارت جهاد كشاورزي و پيگيري در مورد تحقق آنها
18- ارتباط با نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مخصوصا اعضاء كميسيون صنايع  و كشاورزي به منظور  انتقال نارسائيها و جلب حمايت آنها در جهت شناسايي راهكارهاي برطرف كردن آنها و پيگيري تا حصول نتيجه.
19- همكاري با دفتر نساجي و پوشاك وزارت صنايع در جهت تعيين تعرفه هاي مناسب براي ورود مواد اوليه واسطه اي و وضع عوارض مناسب براي صادرات كالا هاي مرتبط به خارج كشور.
20- عضو گيري از بين كارشناسان و كارفرمايان صنف و صنعت نساجي و عندالزوم دادخواهي به نيابت آنها در مراجع قضايي و شبه قضايي در خصوص احقاق حقوق تخصصي ايشان.
21- تشكيل كار گروههاي تخصصي از بين اعضاء سازمان و تدوين شرح  وظايف اعضاء هيات مديره و كار گروه ها و اجرا كردن موارد تصويبي هيات مديره و مجامع.
22-تعيين حق ورودي و عضويت اعضاء و جذب كمك هاي مردمي و عند الزوم دواتي به منظور پوشش هزينه هاي سازمان
23- تعيين استراتژي و راهكارهاي عملياتي به منظور تحقق اهداف سازمان پس از تصويب هيئت امنا و هيات مديره
24- پيگيري در مورد تصويب نظام مهندسي نساجي كه قبلاً با همكاري هاي انجمن كارشناسان نساجي استان اصفهان و جامعه متخصصين نساجي ايران تدوين گرديده است از طريق وزارت صنايع و معادن و مجلس شوراي اسلامي
25-همكاري با ساير انجمن ها و تشكل هاي تخصصي در زمينه تحقق اهداف سازمان
26- شناسايي نخبگان صنعت در زمينه هاي علمي و عملي و كار آفريني و خلاقيت و تلاش در جهت معرفي آنها به مسئولين ذيربط و استفاده از توانمندي هاي عملي و تجربي ايشان در راستاي رونق و شكوفايي بيشتر اين صنعت.
27- هدايت و تشويق صنعتگران به ايجاد موسسات تامين سرمايه به منظور جذب سرمايه هاي اندك مردمي و بكارگيري آن در تاسيس واحدهاي جديد و توسعه اصولي واحدهاي فعلي.
28- شناسايي منابع مالي داخلي و خارجي به منظور ارائه آن به صنعتگران مرتبط و پيگيري در مورد اخذ تسهيلات ويژه براي اين صنعت از مسئولين ذيربط مملكت با توجه به توانمنديها و ويژگيهاي مثبت آن از قبيل اشتغال زايي - ايجاد ارزش افزوده و مقابله با تهاجم فرهنگي در جهت ارائه پوشاك كه بر اساس موازين ملي و اسلامي و صادرات بالقوه اي كه مي تواند محصولات اين صنعت مخصوصا پوشاك در سراسر جهان علي الخصوص كشورهاي اسلامي داشته باشد.
29- شناسايي مسيرهاي طي شده توسط كشور هاي موفق در صنعت نساجي و پوشاك و انعكاس آنها به مسئولين ذيربط جهت الگو برداري و پياده كردن مواردي كه به نفع مملكت و صنعت كشور است.
30-انجام ساير امور در جهت تحقق اهداف مندرج در اساسنامه و مواردي كه در بهبود صنايع نساجي و پوشاك كشور ضرورت دارد با رعايت ضوابط و مقررات موجود. ​​​​​​​

کیسه adstar

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش