طراحی پارچه و لباس

مقدمه
کلمه ی لباس از مصدر لبس که در عربی به معنای ( شبهه و اشکال و عدم وضوح ) امده است . ( المنجد ) که در ذهن این معنی را می رساند که وسیله ایست برای از نظر دور داشتن شکل اصلی بدن و تغییر شکل دادن و آن را به شکل و گونه ای دیگر در اوردن و وسیله ایست برای از بین بردن وضوح و مشخصات بدن که این کلمه در فارسی واژه های پوشش ، تن پوش و پوشاک را تداعی می کند که با فعل پوشیدن و و پوشاندن به کار می بریم که مقصود همان پوشاندن تن و ننمایاندن ان است که برای هر طبقه ای قابل فهم است و منشا اصلی پیدایش لباس ، محفوظ ماندن ( از سرما و گرما و عوامل طبیعی ) عفت و پرهیزگاری و زیبا و با وقار بودن است . و اما اینکه انسان چه بپوشد و چگونه بپوشد بستگی به فرهنگ و جهان بینی جامعه ای دارد که در ان زندگی می کند باید دید فرهنگ ان جامعه جهان را به چه معنا می داند ؟ افراد انسان را چگونه موجودی می شناسد ؟ و چه سر نوشتی را برای انها تصور می کند .
لباس هر انسان پرچم کشور وجود اوست . پرچمی است که او بر سر در خانه ی وجود خود نصب کرده است و با ان اعلام می کند که از کدام فرهنگ تبعیت می کند . همچنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود ، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز می کند هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزش ها و بینش ها معتقد و دل بسته باشد ، متناسب با ان ارزش ها و بینشها را از تن به در نخواهد کرد . قبل از گسترش فرهنگ منحط غربی صرف نظر از اختلاف ظاهری و البسه اقوام مختلف بشر ، لباسهاس گوناگون وجه اشتراک داشتند که ان خاصیت پوشیدگی انهاست اما در پس گسترش فرهنگ استعماری ، لباس ابزاری شد برای امیال شیطانی بشر نظیر خود نمایی ، حسادت ، رقابت ، جاه طلبی و سلطه بر دیگران و با استفاده از ابزار مد انسان اسیر مطامع موسسات استعماری گردید که برای سود بیشتر هر روز او را به بازی می گیرند و انچه از بین رفته است انسانیت است و بس . در جامعه ای که ارزشهای والای معنوی و انسانی بی اعتبار باشد و عالم درون انسان حیثیت و معنایی مستقل از نمایش ها و جلوه های بیرونی نداشته باشد قهرا شخصیت انسان به کلی بر پایه ی توجه دیگران و اظهار نظر انان در باره وی شکل می گیرد . و پیداست که افراد در چنین جامعه ای سعی می کنند با هر وسیله ای و از جمله با لباسی که به تن می کنند برای خود نوعی تشخیص و تعین ایجاد کنند که نمونه ی این طرز فکر غلط را دیدیم و دیدید ...
در فرهنگ اسلامی از لباسی که برای شهرت و خودنمایی پوشیده شده باشد مضموم دانسته و نکوهش شده است .
از حضرت حسین ابن علی (ع) روایت کردند که من لبس ثوبا شهره کساه الله یوم القیامت ثوبا من نار .
هر کس برای مشهور شدن لباس به تن کند ، خدا در قیامت جامه ای از آتش بر او می پوشاند .
و این حدیث زیبای امام صادق (ع) را آویزه ی گوش قرار دهیم که می فرمایند : بهترین لباس تو آن لباسی است که تو را از یاد خدا و انجام وظایف لازم مانع نشود . بلکه تو را به یاد و سپاسگزاری و اطاعت پروردگار متعال نزدیک کند .و تو را واندارد به خودبینی و خود نمایی در زینت دادن به خود ، افتخار کردن و خودستایی ، زیرا این ها همه از آفات دینی و سبب قساوت و تیره بودن قلب است . ​​​​​​​

 تاریخچه ی طراحی لباس در ایران:
بشر از زمان های بسیار دور برای رفع نیاز خود به پوشش ، به فکر استفاده از امکانات محیط افتاد و پس از شناخت محیط افتاد و پس از شناخت محیط و نحوه ی استفاده از امکانات ان به تدریج در نوع پوشش خود تغییراتی به وجود آورد تا این که پس از گذشت سالیان متمادی  ، لباس به معنای امروزی و با فرم های مناسب ابداع شد .
در طول تاریخ تقریبا طو لانی ابداع لباس ، عوامل متعددی در تحول آن دخالت داشته است که به طور خلاصه به شرح زیر است .
دوره اول : دراپه ( drope) یا لابس های مواج که از پیچیدن پارچه به دور بدن تشکیل میشد ، لباس های شانتی (shenti) مصری که به صورت لنگ به دور کمر می پیچیدند ، هیماسیون (himaticn ) یونانی که به صورت چادر شب استفاده می شد . و پارئیو ( poreo ) تاهیتی نیز که یک تکه پارچه به صورت لنگ بود ، نمونه ی لباس های این دوره هستند .
دوره ی دوم : لباسهای دوخته یک پارچه از یک تکه پوست یا پارچه تشکیل می شد که این نوع لباس در وسط به صورت یک حلقه ی باز شده و از یک طرف بدن گذشته و بر روی شانه در طرف دیگر بدن قرار می گرفت. مانند :پانچو (poncho) . این نوع لباس ها به دو دسته تقسیم می شدند ، یک دسته لباس دوخته ی بسته که از چندین عرض چارچه ی نازک تشکیل شده و به دور بازوان پیچیده می شد .
دسته ی دیگر لباس های دوخته ی باز بود که از طول پارچه استفاده می شد . بدین طریق که پارچه را از طول روی هم جمع می کردند و بر روی لباس های دیگر می پوشیدند و لباس در قسمت جلو به صورت ضربدر روی هم قرار می گرفت . مانند کفتان (caftan ) اسپانیایی .
دوره ی سوم : در این دوره لباس های پوستی بیشتر مورد استفاده قرار می گرفت و به این صورت بود که این لباس به وسیله ی یک بند یا نوار چرمی به پاها وصل می شد . این لباس در طول زمان تغییرات بسیاری کرد و به شلوار چادر نشینان و اسب سواران صحرا نشین ، چابک سواران ، لباس های پوستی اسکیموها تبدیل شد .
دوران جدید :
لباس های این دوره از ترکیب لباس های 3 دوره ی قبل به وجود آمد . به طوری که لباس های این سه دوره هیچ کدام جانشین دیگری نبوده و در طول زمان برهم منطبق نشدند . ولی در نقاط مختلف جهان از قدیمی ترین روزگاران به وسیله ی افراد مختلف شباهت هایی در آنها به وجود آمده است .
 
ايرانيان از بيش از 10 هزار سال پيش داراي تمدن بوده‌اند. از اين رو، ريشه‌ي بسياري از دستاوردهاي بشر را در اين تمدن مي‌توان يافت. براي مثال، نخستين ابزار ريسندگي و بافندگي در غار كمربند، نزديك بهشهر، يافت شده است كه به 7 هزار سال پيش از ميلاد مسيح بازمي‌گردد. به علاوه، در قديمي‌ترين بخش‌هاي شهر باستاني شوش، كه در خوزستان قرار دارد، سوزن‌هاي سوراخ‌دار پيدا شده است.
اين دستاوردهاي و نوآوري‌هاي ديگري كه در دوران‌هاي بعدي رخ داد، صنعت پارچه و پوشاك ايران را پيشتاز و سرآمد جهانيان كرد. جالب است بدانيد اسكندر مقدوني، با آن‌كه به ايران حمله و آن را اشغال كرده بود، لباس ايراني مي‌پوشيد. در اين جا به برخي از نوآوري‌هاي ايرانيان در زمينه‌ي پوشاك و پارچه اشاره مي‌شود.

نوع شغل:
با توجه به کارکرد این رشته در سطح جامعه به خوبی میتوان تشخیص داد که این یک نوع شغل تولیدی خدماتی است.بدین صورت که طراح پس از ارائه الگوهای متعدد برای دوخت،طراحی و یا سایر زمینه ها اقدام به ابداع تصویری نو در این زمینه کرده است.
این طراح هنگامی که الگوی خود را در اختیار تولیدی ها قرار دهد و الگویش تبدیل به پارچه های نگارنگ وارد بازار شود شغل خود را در زمینه خدمات رسانی به مشتریان انجام داده است.

عمده فروشی یا خرده فروشی در این شغل
شغل طراحی پارچه متأسفانه بر خلاف بازار های وسیع جهانی بازار چشمگیری ندارد.ازینرو هنوز  در ایران این صنعت بطور عمده به صورت خرده فروشی به عرصه ظهور میرسد در حالی که در کشورهای اروپایی وامریکا وضعیت بر خلاف ایران است.
 
 
این را با مثالی توضیح می دهیم.
یک طراح پس از گذارندن مهارتها و دوره های لازم نقشی را طرح می کند اما هنگام فروش طرح خود بازارکاری ندارد.
طراح پس از صرف هزینه و وقت خود برای فروش طرح به یک مجتمع طراحی که مقبول واقع نمی شود ناچار است طرح را به یک خریدار جزیی بفروشد تا امرار معاش داشته باشد.
نداشتن ذوق اختلاف در طراحی علت ایجاد چنین بازار راکدی برای طراحان عزیز سرزمین ماست که این امر به یاری و توجه مسئولین محترم مربوطه نیازمند است.

نوع خدمات ارائه دهنده طراحان پارچه:
ـ ارائه خدمات مشاوره‌اي به نهادها، كارخانجات، مؤسسات آموزشي و توليدي و... ، در زمينه طراحي لباس مناسب براي عملكرد خاص مورد نظر آنها.
ـ خدمت در مؤسسات توليد و دوخت لباس، كارگاهها و كارخانه‌هاي نساجي دولتي و خصوصي كه با كار بافت و چاپ پارچه اشتغال دارند ، به عنوان طراح.
- تأسيس كارگاههاي بافت و چاپ پارچه (اعم از مفرح و تزئيني) و دوخت لباس.
- مشاوره تدريس و كار پژوهشي در نهادهاي دولتي و خصوصي مانند سازمان صنايع دستي ايران، اداره كل هنرهاي سنتي اسلامي، موزه‌هاي مختلف، هنرستانهاي هنري و... در زمينه لباس و پارچه.

 

معرفی استانداردهای لازم برای این شغل در بین نیروی کار
نیروی متخصص طراحان لباس و پارچه باید پیش از هر نیاز دیگر ابتدا با تصاویر اشکال و رنگها آشنا شوند که ما کمی وارد این حوزه می شویم:
ما برای نشان دادن جایگاه ویژه ی رنگ ها و هم چنین معرفی انواع انها از شکلی تحت عنوان دایره ی رنگی استفاده می کنیم . در مرکز این دایره مثلث متوازی الاضلاعی واقع است که سه رنگ اصلی را در بر می گیرد . رنگهای اصلی به زرد، ابی و قرمز اطلاق می شود ، که از ترکیب هیچ رنگ دیگر به دست نیامده اند به عبارت دیگر بیش از این نمی توان به تجزیه ی آنها پرداخت ، شخصی که از نعمت بینایی در حد طبیعی برخوردار است به راحتی می تواند قرمز را به عنوان رنگی که نه به آبی و نه به زرد متمایل باشد از سایر رنگ ها تمیز دهد . گفتنی است که به زرد قرمز و آبی رنگ های اولیه نیز اطلاق می شود . اما خود مثلثی که حاوی رنگ ها ی اصلی است توسط یک 6 ضلعی زیر پوشش می رود ، چنان که در راستای هر یک از اضلاع مثلث مزبور مثلث دیگری با رنگ جدید واقع می شود . رنگی که از ترکیب یک جفت از رنگ های اصلی با یکدیگر حاصل امده است ، این سه رنگ را که عبارت اند از : نارنجی و سبز وبنفش ( رنگ های ثانویه ) مکمل و متضاد می نامند . طرز تشکیل هر یک از رنگ های ثانویه به شرح زیر است :
حاصل ترکیب دو رنگ اصلی زرد و قرمز ، نارنجی است . حاصل ترکیب زرد و آبی ، سبز است . وحاصل ترکیب قرمز و آبی بنفش است . اما رسیدن به رنگ های ثانویه ی انچنان هم که گمان می رود ساده نیست . رنگ نادنجی دقیقا باید حدواسط قرمز و زرد باشد یعنی نه بیش از حد مشخص به قرمز تمایل داشته باشد و نه به زرد . در مورد دو رنگ ثانوی دیگر نیز این مساله صادق است . چنان که پیش از این گفته شد مثلث و 6 ضلعه مزبور نیز توسط حلقه ی نسبتا بزرگی احاطه می شوند . در این حلقه ، ما علاوه بر رنگ های اولیه و ثانویه به رنگ هایی بر می خوریم که از ترکیب یک رنگ اولیه و یک رنگ ثانویه پدید می ایند . ا زاین رو آنها را رنگ های در جه سوم می خوانیم .
این رنگ ها عبارت اند از :
زرد نارنجی که از ترکیب زرد و نارنجی به دست می اید و در حلقه ی حد فاصل دو رنگ زرد و نارنجی قرار می گیرد .
قرمز نارنجی که از ترکیب دو رنگ قرمز و نارنجی به دست می اید و در حلقه ی حد فاصل دو رنگ قرمز و نارنجی واقع می شود .
قرمز بنفش که از ترکیب دو رنگ قرمزو بنفش به دست می اید و در حلقه ی حد فاصل دو رنگ قرمز و بنفش واقع می شود .
ابی بنفش که از ترکیب دو رنگ آبی و بنفش به دست می اید و در حلقه ی حد فاصل دو رنگ ابی و بنفش است .
ابی سبز که از ترکیب دو رنگ آبی و سبز به دست می اید و در حلقه ی حد فاصل دو رنگ ابی و سبز است .
و بالاخره زرد سبز که از ترکیب دو رنگ زرد و سبز به دست می اید و در حلقه ی حد فاصل دو رنگ زرد وسبز است .
ترکیب و توالی رنگ ها در این نمودار ابتکاری ( دایره ی رنگی ) از یک رنگین کمان و یا منشوری طبیعی الهام گرفته است .

مهارت با گواش ( خصوصیات تکنیک گواش ) :
واژه ی گواش در اصل فرانسوی بوده و به معنای شستشو است ، گواش نوعی ابرنگ کدر و غلیظ است که رنگدانه های آن از نوعی صمغ چسبیده تشکیل شده است ، بتونه یا ماده ای که برای غلظت این رنگ دانه ها به کار می رود رنگ سفید کدری است همچون گل رس یا سولفات باریم طبیعی که حالتی مات و یکنواخت به رنگ های اثر نقاشی می بخشد ، از آنجایی که گواش و آبرنگ هر دو دارای ماده اولیه ( صمغ)یکسانی هستند لازم می دانیم ویژگی های آنها را با یکدیگر در این خصوص بسنجیم ، در آبرنگ یا نقاشی رنگ ها شفاف به نظر می رسند و شاید تفاوت عمده ی تکنیک گواش و آبرنگ در این باشد که در آبرنگ چنان که از نام آن بر می آید هنرمند برا ی ایجاد تونالیته ی رنگی رنگها را با آب ترکیب می کند و این ملایمت و شفافیت رنگها نیز از همین جا ناشی می شود حال این که در تکنیک گواش اصولا از رنگ ها برای پوشاندن سطوح استفاده می شود و به تعبیر عامیانه تر در گواش رنگها یک پارچه و تخته تخته به کار برده می شوند . در گواش برای تغییر درجه ی تاریکی و روشنی رنگها برخلاف آبرنگ معمولا از رنگ سفید استفاده می شود ( باید متذکر شویم استفاده مقادیز ناچیزی از آب در گواش نیز اجتناب ناپذیر است ) افزودن مقادیر متغیری از رنگ سفید در جه تاریک روشن رنگ گواش مورد نظر را تعیین می کند در این راستا توجه به نکات زیر الزامی است ، اولا در تکنیک گواش رنگ رانبایدبیش از حد غلیظ برداشت ، زیرا که در غیر این صورت رنگ مورد نظر ظرف مدت کوتاهی خرد شده و فرو میریزد (منظور از حد در سطر فوق حد آستانه یا اشباع رنگ گواش است ، شایان ذکر است که رنگهای سیاه و سفید در رساندن رنگ های گواش به مرحله ی اشباع بسیار حائز اهمیت هستند .)
ثانیا رنگ را نباید بیش از حد رقیق برداشت زیرا که در غیر این صورت ظهور لکه ها و بریدگی ها در سطح کار ما حتمی خواهد بود . امروز از تکنیک گواش در زمینه ها و ابعاد متعددی استفاده می شود ، مهمتر از همه کاربرد گواش در زمینه های گرافیکی به ویژه پلاکاتها هست . به عبارت دیگر تکنیک گواش را در تبلیغات هنری چون طراحی پوسترها ، افیشها ، تصویرسازی ( آپلوس تراسیون) و غیره به کار می بندند . دراین زمینه گواش به عنوان رنگ پلاکات معروف است .
 
در تکنیک گواش توصیه می شود که هنر اموزان عزیز از قلموهایی که دارای نوکی نرم و صاف هستند استفاده کنند . قلموهای آبرنگ و گواش بر حسب نوع استفاده و اندازه به درجات مختلفی از یک الی دوازده تقسیم بندی می شود . برای پوشاندن سطمح بزرگتر در گواش از قلموی درجه ی 6-8 استفاده می شود . برای سطوح کوچکتر و همچنین کنتورها ( مرزبندی ها) و یا خطوط برجسته نمای اشکال و فرم های یک اثر غالبا از قلموی درجه ی 2و 3 استفاده می شود و بالاخره برای قلمگیری ، ریزه کاری ها و نگاره های کار از قلموی صفر
، دوصفر (صفرصفر) استفاده می کنند .
علاوه بر قلموی نوع ، کاغذ مصرفی نیز از اهمیت خاصی برخوردار است . از مناسبترین انواع کاغذ در نقاشی با گواش یکی کاغذ فیل نشان است که نسبت به سایر انواع کاغذ کمی زبرتر است و دیگر کلیه کاغذهای مقوایی که فاقد لایه ی براق امولسیونی هستند .
تکنیکهای رنگ آمیزی گواش :
در دنیای رنگ ها استفاده از رنگ و تکنیک گواش نسبت به سایر انواع خود در اولویت قرار دارد . بدین منظور رنگ گواش را یک پارچه و تخته تخته در نمودارهای افقی_ عمودی و متناسب با مقوله مورد نظر پیاده می کنیم . البته برای انجام همان تمرین ها می توان رنگ گواش را بدون استفاده از نمودار و از طریق ترکیب آن با مقادیر متغیر آب نیز به کار برد . گواش صرفا رنگی نیست که در تمرینات ابتدایی به کار رود . گواش را می توان در خلق یک تابلوی نقاشی به کار برد . در برخی ازتمرینات شما می توانید بدون نمودار کار کرده ( نه به طریقه ی آبرنگ ) و واریاسیون های رنگی را با پهنای قلم پدید آورد .

گرايش طراحي لباس:
اين گرايش داراي دو شاخه اصلي تك دوزي يا مزون و صنعت است كه شاخه تكدوزي به طراحي و دوخت لباس براي افراد مختلف ميپردازد و شاخه صنعت كه كاربرديتر است به بخشهاي مختلفي تقسيم ميشود كه از آن جمله ميتوان به بخشهاي پارچه جين، پيراهن بچه، پيراهن زنانه، لباس مردانه و... اشاره كرد. به گفته ديگر گرايش طراحي لباس به آموزش طراحي كاربردي و طراحي مـُد ميپردازد كه در اين ميان طراحي كاربردي شامل طراحي لباس مشاغل و گروههاي مختلف جامعه مثل ورزشكاران، قواي سه گانه ارتش و مواردي از اين قبيل ميشود و طراحي مد نيز جنبه فانتزي دارد؛ در اين بخش، طراح با كار خود، خلاقيتش را نشان ميدهد تا افراد ديگر از اين طرح جديد ايده بگيرند و كارهاي تازهاي را به بازار عرضه كنند..

مهارتهای نیروی کار طراحي چاپ پارچه:
در طراحي چاپ پارچه، نیروی کار باید بداند كه چگونه براي پارچه هاي بافته شده طرح بدهند. در طراحي چاپ پارچه، از لحاظ رنگبندي، طراحي با راپورتبندي روبرو است. و منظور از راپورتبندي اين است كه طراح، طرح را بر روي پارچه به گونهاي تكرار كند كه اين تكرار چشم آزار نباشد، يعني طراح با توجه به نوع، تراكم تار و پود، رنگ و ميزان پذيرش رنگ يا آبي كه در پارچه وجود دارد و همچنين نوع چاپ پارچه كه ميتواند چاپ روتاري، سيلك، غلطكي يا چاپهاي مدرن باشد؛ طرح خود را ارائه ميدهد...

دروس تخصصي گرايش چاپ پارچه:
پارچه شناسي تخصصي، تاريخ پارچه و نساجي، كارگاه رنگرزي، تحول صنايع دستي در دنيا، كارگاه طراحي چاپ، تحقيق (چاپ پارچه)، طرح و رساله نهايي.

گرايش طراحي بافت پارچه:
گرايش بافت پارچه به طراحي و نفشبندي پارچه ميپردازد. به عبارت ديگر دانشجويان اين رشته با طراحي بافت پارچههايي كه ساختمان آنها از تاروپود تشكيل شده، آشنا ميشوند. دانشجوي طراحي بافت پارچه با تاروپود پارچه بازي ميكند تا طرح جديدي ارائه دهد و در اين راستا لازم است كه با انواع بافت پارچه آشنا باشد تا بتواند با توجه به نوع كاربرد، طرح مورد نظرش را ارائه دهد. براي مثال پارچهاي كه براي مبلمان اداري طراحي ميشود، جنس، طرح و رنگش با پارچه مبلمان منزل متفاوت است.
​​​​​​​
دروس تخصصي گرايش بافت پارچه:
پارچهشناسي تخصصي، تاريخ پارچه و نساجي، كارگاه رنگرزي، تحول صنايع دستي در دنيا، كارگاه طراحي بافت، تحقيق (بافت پارچه) ، طرح و رساله نهايي.
تواناييهاي لازم :
يك طراح پارچه و لباس بايد هنرهاي تجسمي را بشناسد و داراي خلاقيت و ديد هنري باشد. داوطلبان بايد بدانند كه رشته طراحي پارچه و لباس، يك رشته كاربردي است؛ يعني هدف اين رشته طراحي اصولي پارچه و لباس با حفظ خلاقيت هنري است و در نهايت بايد محصول هنرمند، به صورت توليد انبوه وارد بازار شود. به همين خاطر هنرمنداني كه فقط براي حس خودشان طراحي ميكنند، در اين رشته موفق نميشوند و بهتر است رشته نقاشي را انتخاب كنند..

استاندارد کاری در کنار نرم افزار CAD
در دهه 1980  برای اولین بار از تکنیک های طراحی و "کد" (CAD/CAM) در صنعت پوشاک استفاده شد.با گذشت زمان نرم افزارهای تخصصی مخصوص  هر بخش این صنعت نظیر  بخش تولید ، طراحی و تبلیغات پیشرفت نمود و در زمینه طراحی لباس و پارچه ، رسم و سایزبندی الگوها بکار گرفته شد. امروزه از نرم افزارهای گرافیکی در مراحل طراحی مد نظیر طراحی تخت (flat)، تصویرسازی مد و ارایه و نمایش طراحی استفاده می شود. این نرم افزارها  از یک سو مراحل طراحی سرعت می بخشد و از سوی دیگر یک ساختار ارتباط بصری استاندارد مشترکی را بین کشورهای جهان برای بخش های تولید و عملیات و بازاریابی ایجاد می کند.
 در واحد طراحی از نرم افزارهای کامپیوتری برای طراحی لباس به صورت تخت (دوبعدی)، تصویرسازی طراحی لباس و پارچه ، ارایه و نمایش مد ،تبلیغات  ،طراحی  وب سایت و طراحی لوگو و غیره  بکار گرفته می شود.لازم به ذکر است بین طراحی لباس به صورت تخت و تصویرسازی طراحی لباس تفاوت عمده ای وجود دارد. در طراحی لباس به صورت تخت ،طراح باید کلیه جزییات طرح را در ابعاد واقعی بدن انسان جهت تولید طرح ارایه کند. به عنوان مثال طراح حتی باید حتی اندازه دکمه ها و نوع بخیه دوخت را مشخص کند. اما در تصویرسازی طراحی لباس هدف تنها نمایش ایده طراحی است و معمولاً برای تأثیر بیشتر بر بیننده طراحی ها بصورت اغراق آمیز و در ابعاد غیر معمول به نمایش در می آیند.
امروزه اکثر کشورهای جهان به دلایل مختلف تولیداتشان را به صورت  برون سپاری انجام می دهند.برای تبادل اطلاعات طرح، طراح بوسیله نرم افزارهای گرافیکی، با طراحی تخت  که در آن کلیه جزییات طرح به روشنی و براساس استانداردها متداول طراحی می کند.پس از آن  طرح  برای کشور تولید کننده  بوسیله اینترنت فرستاده می شود . طراحی که طرح تخت را رسم می کند نه تنها باید اصول طراحی را بداند بلکه باید از  روند تولید پوشاک و نحوه دوخت آن اطلاعات کافی داشته باشد.
جهت سرعت بخشیدن به قدرت پاسخگویی به تقاضای بازار در واحد طراحی نرم افزارهای تخصصی نیز برای الگوسازی و سایزبندی بکارگرفته می شود.با بهره گیری از سیستم های کامپیوتری نه تنها زمان الگوسازی کاهش می یابد، بلکه با ذخیره الکترونیکی الگوها در کامپیوتر ؛استفاده مجدد و تغییرات و اصلاحات آن به آسانی و درکوتاهترین زمان امکان پذیر می شود. به طور مثال، شرکت "لی وایز" تولید کننده شلوار جین با استفاده از سیستم "کد"(CAD)  توانسته است زمان تولید یکی از محصولاتش به نام Red Tab از 53 هفته به 36 هفته کاهش دهد.
 
همچنین برخی از تولیدکنندگان بزرگ پوشاک با تکنولوژی مدیریت چرخه عمر محصول (Product Life cycle Management) یا (PLM) ارتباط بین زنجیره تأمین کالا را سرعت بخشیدند و زمان تولید  کالا را تا 30-25 درصد کاهش  داده اند.

استانداردهای لازم برای تشکیل کارگاه طراحی
برای آشنایی عملی به این بخش ما از خانم پدرام یکی از طراحان برجسته پارچه ایرانی که در سطح جهان شناخته شده اند مصابحه ای بعمل آورده ایم:
برای تشکیل یک کارگاه طراحی لباس و پارچه گذراندن مراحلی لازم است که این مراحل شهمل کسب مهارتهایی که به آنها اشاره شد است.همچنین استانداردهای تشکیل کارگاه نیز اگر رعایت شوند در داشتن محیط کاری مناسب و پیشرفت کننده تاثیر مستقیمی دارد.
این استانداردها را میتوان اینگونه معرفی کرد گذراندن دوره کامل آموزش الگوسازی مولر که توسط جناب آقای هاکوپیان تدریس می‌شد. (در اولین دوره‌ها در سال‌های 1367 و 1368)، دوره فشرده مدیریت اجرایی (MBA) در سازمان مدیریت صنعتی، گذراندن دو دوره آموزش تخصصی نرم‌افزارهای الگوسازی و طراحی، کلاس‌های بلند مدت و کوتاه مدت و میان مدت در زمینه‌های مختلف مدیریت تولید، برنامه‌ریزی تولید و...
دوخت:لطفا در مورد نحوه فعالیت خود در انجمن طراحان لباس توضیح دهید.
پدرام: از سال 1383 افتخار داشته‌ام که عضو هیأت موسس انجمن طراحان لباس و پارچه ایران باشم و هم‌اکنون نیز در دوره دوم نیز عضو هیأت مدیره این انجمن بوده و مسئول کمیته آموزش و دوره‌های آموزشی می‌باشم.
 
 
دوخت: بعد از برگزاری چندین نمایش لباس در چند سال اخیر، نظر شما در مورد روند این اجراها چیست؟ آیا برگزاری این نمایشگاه‌ها را در انگیزه دادن به طراحان مؤثر می‌دانید؟
پدرام: با این که نمایشگاه‌ها و برگزاری آن‌ها، صد در صد از نظر تخصصی رشته طراحی لباس و پارچه از سطح کیفی بالا نبوده ولی جای خوشحالی دارد که این روند رو به رشد بوده است، ولی باید سعی شود که این نمایشگاه‌ها هرچه بیشتر و با کیفیت بالاتر در سطح تخصصی برگزار شود و این زمانی اتفاق می‌افتد که برگزار کننده اصلی و یا حداقل در بخش تخصصی آن، خود طراحان و جامعه طراحی لباس باشد، تا کارها با کارشناسی درست داوری شوند و با برنامه‌ریزی درست با هدف این که این نمایشگاه‌ها در دو بعد هنری و کاربردی ارائه شوند تا هم بحث خلاقیت و رقابت در میان طراحان و هم بحث بازار کار و جذب طراحان به بازار کار تحقق یابد.
دوخت: نحوه و سطح عملکرد طراحان جوان و همچنین فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در زمینه پوشاک را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
پدرام: آن‌چه که مسلم است فقط طراحان هستند که می‌توانند بعد طراحی را در زمینه پوشاک و نساجی به خوبی انجام دهند ولی متأسفانه هنوز در جایگاه واقعی خود قرار نگرفته‌اند و از آن‌ها به خوبی استفاده نمی‌شود به چند علت که می‌توان به آن پرداخت:
 
1- عدم انطباق و هماهنگی طرح درس‌های دانشگاه با نیاز بخش صنعت
 
2- عدم آشنایی با تکنولوژی روز در این بخش
 
3- عدم انگیزه کافی طراحان و توجیه نشدن درست آنان از بازار کار و اشتغال
 
4- توجیه نبودن صنعت گران و کارفرمایان از چگونگی استفاده نیروهای طراح
 
البته باید خاطر نشان کرد که با وجود این مسائل و مشکلات، طراحان زیادی با تلاش و کوشش خود و اندوختن کسب تجربه از فرصت‌های داده شده استفاده کرده و به صورت حرفه‌ای در بخش‌های مختلف مشغول به کار هستند.
دوخت: با توجه به این که یکی از اهداف اصلی انجمن طراحان لباس و پارچه، حمایت از دست‌اندرکاران این حوزه است، بفرمایید در این خصوص چه کارهایی صورت گرفته است؟
پدرام: این بدیهی است که هر انجمن در بدو شروع تأسیس و سال‌های اولیه عمر خود نیاز به حمایت‌های مادی و معنوی زیادی دارد تا بتواند به بقای خود ادامه داده و به اهداف خود دست یابد. این انجمن هم از این قاعده مستثنی نبوده و ما هم با مشکلات زیادی دست به گریبان بوده و هستیم. اما با وجود این به نظر من توانسته‌ایم در عمر کوتاه این انجمن، عملکرد خوب و مثبتی داشته باشیم از جمله ارتباط با وزارت‌خانه‌ها، سازمان و همکاری با اتحادیه‌ها در جهت تثبیت جایگاه واقعی طراحان، برگزاری نمایشگاه‌ها و همکاری در برگزاری نمایشگاه‌ها و سمینارهای مختلف تخصصی، برگزاری کلاس‌های آموزشی جهت ارتقای سطح کیفی دانش طراحان در زمینه‌های مختلف، ایجاد پل ارتباط با بخش صنعت و تشکیل کمیته کار و اشتغال، و برنامه‌های زیادی با توجه به اهداف انجمن و حمایت از طراحان داریم که با حمایت‌های دست‌اندرکاران و حمایت خود طراحان و اعضا بهتر می‌توانیم به آن ها دست یابیم. مانند چاپ نشریه تخصصی، برگزاری نمایشگاه‌های دائمی تخصصی (حداقل به صورت فصلی) از آثار طراحان، ثبت آثار طراحان، ایجاد کتابخانه اینترنتی و.


بازارهای هدف کالا
مدل STP در بازاریابی طراحی  هدف دار شامل سه مرحله می باشد که عبارتند از:

۱- تقسیم بازار (Segmentation) :  در این مرحله کل مصرف کنندگان به گروههای خریدار جداگانه ای تقسیم شده که هریک با توجه به ویژگیهای الگوی مصرف و رفتار خرید خود به دنبال کالاهای مورد نظرشان بوده و لذا بازاریابان طراح پارچه باید با عنایت به خصوصیات مشتریان هر بخش بازار، ترکیب خاصی از عناصر بازاریابی را برای گروههای مختلف مصرف کننده و سن آنها در نظر بگیرند.
۲- هدف گیری در بازار (Targeting): به معنای ارزیابی قسمتهای مختلف بازار است که با توجه به جذابیت بخشهای مختلف بازار به عنوان بازار هدف نشانه گیری و انتخاب شده و بازاریابان بر این اساس استراتژی بازاریابی مورد نظر را برای هر بخش  طراحی و چاپ می کنند.
0- تعیین جایگاه در بازار (Positioning): منظور تعیین جایگاه رقابتی طرح برای هر بخش از بازار بوده و لذا ترکیب عناصر بازاریابی با توجه به برنامه تبلیغاتی و بازاریابی رقبای بازار هدف تهیه می گردد، یکی از مبانی تقسیم بازار توجه به سن و درآمد افراد است که به تناسب آن برای هر گروه مصرف کننده ،باید طراح طرح متناسب راتولید کند، فروشندگان با این روش معمولا بدنبال گروههای برجسته ای از خریدارانند که از نظر نیاز به پوشاک و واکنشهای خرید با یکدیگر تفاوت داشته باشند ، متغیرهای دیگر تقسیم بازار می تواند ناشی از پارامترهای جغرافیایی، جمعیت شناختی و روانشناختی نیز بوده که در جای خود باید مورد نظر کارشناسان تبلیغات و بازاریابی قرار گیرد. در تقسیم بازار بر اساس متغیرهای جغرافیایی،واحد های مختلفی مانند کشور، ایالت، ناحیه، استان ، شهر و منطقه شهری به عنوان بازار هدف در انواع تجارت بین المللی و داخلی بایستی ملحوظ شود که بر اساس هر کدام  الگوی بازاریابی جداگانه ای بکار گرفته خواهد شد. در تقسیم بازار بر اساس عوامل جمعیت شناختی، گروههای مختلف بر اساس سن، جنس، اندازه خانوار، درآمد، نوع شغل، میزان تحصیلات، مذهب، نژاد و ملیت مورد نظر قرار گرفته و انواع خواسته ها ، نیازها و لذا میزان مصرف مشتریان با توجه به ویژگیهای مذکور متفاوت خواهد بود. برای تقسیم بازار براساس عوامل روانشناختی،خریداران بر اساس طبقه اجتماعی،سبک زندگی و خصوصیات رفتاری در الگوی مصرف شخصی به گروههای مختلفی تقسیم شده ولذا این افراد دارای ساختارهای روانشتاختی جداگانه ای هستند و بازاریابان بر اساس سبک زندگی هر طبقه اجتماعی ،تولید و توزیع طبقات مختلف کالا را برای انواع مصرف کنندگان طراحی می کنند.در این تقسیم بندی ، شخصیت افراد دارای اهمیت خاصی است زیرا شخصیت کالا باید با شخصیت مصرف کننده تناسب داشته باشد. در تقسیم بازار بر اساس عوامل رفتاری،خریداران بر اساس سطح اطلاعات، عقاید ، مواردمصرف ، نوع رفتار و  واکنش نسبت به کالاهای مختلف در گروههای مختلف قرارمی گیرند. عوامل رفتاری مانند اوقات خرید مصرف کنندگان، مزایای مورد انتظار آنها، کیفیت انواع کالاها و خدمات، دائمی بودن یا موقت بودن مصرف و میزان وفاداری به کالا نیز در طرح برنامه بازاریابی بایستی مورد نظربازاریابان قرار گیرد.

نحوه طراحی فروشگاه های طراحی با روش  STP​​​​​​​

 
مراحل آمادگی برای خرید در بازار عبارتند از (مدل AIDA) :
آگاهی نسبت به کالا (Attention) ، علاقمندی به کالا (Interest)، ایجاد قصد خرید و نظر مثبت نسبت به کالا یا میل و اشتیاق داشتن (Desire) که نهایتا منجر به عمل خرید توسط مصرف کننده می شود (Action)، در بازارهای صنعتی ،متغیرهای تقسیم بازار بر اساس نوع صنعت، اندازه شرکت و محل جغرافیایی فعالیت آن شرکت ،مورد نظر بازاریابان قرار گرفته و لذا قابلیت مشتریان مربوطه بر اساس وضعیت مصرف در هر صنعت ارزیابی شده و بر این اساس می توان تصمیم گرفت که آیا به مشتریانی که از این صنعت زیاد استفاده میکنند توجه کنیم یا به سراغ کسانی برویم که اصلا از آن استفاده نمی کنند . در شیوه های خرید صنعتی ، تمرکز یا عدم تمرکز در زمان خرید و توجه به ساختار تخصصی موجود در شرکت خریدار با عنایت به ماهیت روابط بین بازاریابان صنعتی و صاحبان صنعت بسیار مهم است زیرا با در نظر گرفتن سیاستهای عمومی خرید در سازمان مربوطه می توان به تجزیه و تحلیل معیارهای خرید پرداخت و بر اساس آن برنامه بازاریابی صنعتی را با توجه به میزان کیفیت و قیمت مورد نظر صاحبان صنعت طراحی کرد. نکات دیگری در طراحی برنامه بازاریابی یک کالای صنعتی نظیر تحویل فوری کالا، کاربرد ویژه ،چند منظوره بودن کالا و میزان سفارش شرکتها نیز بایستی در نظر گرفته شود. در بازاریابی صنعتی شباهتهای موجود بین رفتار خریدار ، فروشنده ، میزان مخاطره ، پذیرش ریسک و وفاداری مصرف کنندگان به کالا را باید مورد نظر قرار داد، لذا بازار برای تقسیم باید قابل اندازه گیری ، در دسترس و سودآور باشد تا بتوان امکان خرید را ارزیابی کرد و با یک برنامه بازاریابی مناسب که از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه بوده وارد بازار شد و در آن نفوذ کرد ، لذا بازار باید قابلیتهای عملی برای جذب خدمات را داشته باشد تا برنامه بازاریابی بطور موثر عمل کند و برای ارزیابی قسمتهای مختلف بازار باید به بررسی اندازه و میزان رشد بخشهای مختلف آن پرداخته و با جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوطه به پیش بینی رشد فروش و سود مورد انتظار برای سازمان دست یافت،هر قسمت از بازار بایستی با توجه به رقبای بالفعل و بالقوه صنعت مربوطه، میزان جذابیت کالا در بازار، وضعیت کالاهای مکمل و جانشین، قدرت نسبی خریداران و فروشندگان مورد بررسی قرار گیرد و پس از انتخاب بازار هدف توسط کارشناسان بازاریابی با توجه به اندازه و جذابیت بازار ، همسویی آن با منافع بلند مدت شرکت در نظر گرفته شود و شرکت نیز باید تواناییها و امکانات خود برای ورود به بازار  هماهنگ نماید تا بتواند نسبت به رقبای خود در بازا رهدف از سود و منافع بیشتری برخوردار گردد، بازار هدف از نظر فروشندگان مجموعه ای از خریداران با نیازها و خصوصیات مشترکی هستند که شرکت می خواهد آن بازار را در اختیار گرفته و در آن حضور بلند مدت داشته باشد تا بتواند به بقای خود ادامه دهد.
اين نوع بازاريابي در مقايسه با بازاريابي مصرفي تفاوتهايي دارد كه اينگونه مي‌توان بدان اشاره كرد. اول اينكه گرچه در بازاريابي صنعتي همانند بازاريابي كالاهاي مصرفي، نياز به شناخت بازارهاي هدف و تشخيص نياز اين بازارها و طراحي محصولات و خدمات مناسب براي تامين خواسته‌هاي بازار وجود دارد، ولي بايد توجه كرد كه در مقايسه با بازاريابي مصرفي، بازاريابي صنعتي در حوزه مديريت عالي قرار دارد. در بازاريابي صنعتي نقش خصوصيات و ويژگيهاي محصول خيلي مهم و حياتي است و عرضه كنندگاني كه خصوصيات مورد نظر مشتريان را تامين نكنند مورد انتخاب قرار نخواهند گرفت. در مقايسه با بازاريابي مصرفي، قيمت در بازاريابي صنعتي نقش جداگانه‌اي دارد. در بعضي موارد مشتريان صنعتي حاضرند قيمت بيشتري دهند ولي در عوض از تحويل به موقع و كيفيت محصولات خدمات اطمينان حاصل كنند و حتي در موارد ديگري مثل مناقصه‌هاي خريد نقش قيمت پراهميت‌تر مي‌شود. در بازاريابي صنعتي، بازارياب بايد به اين نكته واقف باشد كه تقاضاي كالاهاي صنعتي از تقاضاي مصرف كننده نهايي ناشي مي‌شود، يعني تقاضا براي يك محصول بستگي به نحوه استفاده از آن در ارتباط با محصولات ديگر دارد. گاهي بازارياب صنعتي سعي مي‌كند با تبليغات، تقاضاي مشتري نهايي را تحريك كند تا تقاضا براي كالاهاي صنعتي خودرا افزايش دهد.​​​​​​​

کانال های بازاریابی صنعتی در رشته طراحی
اولين مشكل بازارياب و نيروي فروش صنعتي، تعيين اين مسئله است كه در سازمان مشتري، تلاشها و توجهات بايد به كدام سو معطوف شود؟ چه كسي تصميم خريد را مي‌گيرد؟ كدام فرد (يا گروهي از افراد) مشتري واقعي هستند؟ در واقع، به اين خاطر كه خريد سازماني روي بسياري از حوزه‌هاي عملكردي در سازمانها اثر مي‌گذارد، افراد زيادي از تصميمات خريد تاثير مي‌پذيرند. هزينه‌هاي مرتبط در بسياري از خريدهاي صنعتي و سازماني ممكن است باعث شود تا به عنوان مثال واحد مديريت‌مالي سازمان تشويق شود تا روي تصميمات خريد نظارت و اثر داشته باشد. در سازمان خريدار تصميمات واقعي هميشه در جاي ديگري گرفته مي‌شود، با اين حال بازارياب صنعتي نمي تواند نقش واحد خريد را ناديده بگيرد. ممكن است نمايندگان واحد خريد در انتخاب يك فروشنده اقتدار و اختيار كافي نداشته باشند ولي حداقل آنها اغلب مي‌توانند در مواردي از انتخاب شدن يك فروشنده خاص جلوگيري كنند.
سناريو و موقعيتهاي خريد صنعتي: فرايندهاي خريد بر پايه مقدار پول صرف شده و ريسك هاي مربوط به تصميمات، با هم تفاوت دارند. تشخيص و شناخت فرايند خريد با درك موقعيتها (سناريوهاي) خريد ممكن مي شود. رابينسون، فاريس، وايند(Robbinson، Farris،Wind)، يكي از معروفترين طبقه بنديها درباره موقعيتهاي خريد را بر پايه اين عوامل مطرح كرده‌اند :الف- بر اساس جديد بودن و تازگي مشكلات ومسائل و مقدار تجربه هاي موجود از قبل. ب- مقدار و نوع اطلاعات مورد نياز براي تصميم‌گيري خريد. ج - تعداد گزينه‌ها (آلترناتيوهاي) موجود. سناريوهاي خريد رابينسون و همكاران به سه دسته تقسيم مي شود:الف) خريد مجدد مستقيم(Straight rebuy) : در اين حالت، خريداران صنعتي به اطلاعات كمي نياز دارند و به طور روتين خريد قبلي را تكرار مي‌كنند. خريداران صنعتي و سازماني در اين حالت معيارهايي از قبيل تحويل سريع و كيفيت خوب و قيمت مناسب را در انتخاب عرضه كنندگان، مهم مي‌شمارند. ب) خريد مجدد اصلاح شده (Modified rebuy) : در اين حالت، تصميم گيرندگان سازمان مشتري احساس مي‌كنند كه با تعديل و تصحيح خريد قبلي مي توانند به سود بيشتري برسند و يا اينكه موقعيتي كه در آن شركت خريدار، از خريد قبلي خود رضايت ندارد. در اين حالت تصميم گيرندگان نياز به اطلاعات دارند اما نه به اندازه خريد جديد. ج) خريد جديد (new task): اين موقعيت وقتي پيش مي آيد كه شركت بخواهد خط توليد كالاي جديدي را افتتاح كند و يا اينكه به موادي جديد نياز داشته باشد. در اين حالت، تصميم گيرندگان در زمينه خريد تجربه قبلي ندارند و در اين موقعيت بيش از همه مواقع نياز به اطلاعات وجود دارد و مراحل زيادي هم بايد گذرانده شود. در موقعيتها و سناريوهاي خريد، درجه عدم اطمينان و ريسك هاي موجود، بستگي به نوع موقعيت خريد دارد. يعني هرچه مبالغ و هزينه‌هاي خريد و مجموع پيچيدگيهاي فني، تكنيكي و تجاري فرايند خريد بالاتر باشد، فرايند خريد دقت بالاتري رانيز طلب مي كند. 
رفتارخريدصنعتي و سازماني: رويهمرفته مشخص شد كه فرايند خريد صنعتي (سازماني) بسيار پيچيده است و هميشه بيش از يك نفررادربرمي‌گيرد.به عبارت ديگر يك گروه درآن تصميم گيري مي‌كنند. «وبستر»و«وايند»  ، گروهي را تحت عنوان واحد تصميم‌گيري مطرح كردند، كه طبق تعريف، گروه‌هايي هستند كه در فرايند تصميم‌گيري خريد شركت دارند و خود در بعضي اهداف و ريسك‌هايي كه از تصميمات ناشي مي‌شود، سهيم هستند. در داخل واحد تصميم گيري نقشهاي مختلفي وجود دارد كه به ترتيب زير است: 1- كاربران(users) : افرادي كه با محصول كار مي‌كنند و تجربه استفاده از آن را دارند. آنها اغلب پيش نويس خريد را آغاز و سپس خصوصيات محصول را تعيين مي‌كنند.2- نفوذگذارها (influencers): افرادي كه به واسطه مشاوره‌ها و راهنماييهايي كه مي‌كنند روي نتيجه فرايند خريد اثر مي‌گذارند. مثلا طراحان در انتخاب مواد مصرفي، و يا متخصصان نرم‌افزار در انتخاب عرضه كننده سخت افزار، نقش مهمي دارند.3- خريداران: افرادي كه اختيار و مسئوليت رسمي، در انتخاب عرضه كنندگان و تنظيم شرايط خريد دارند. 4- تصميم‌گيرندگان: در واقع انتخاب عرضه كنندگان با اين افراد است و افرادي هستند كه از قدرت رسمي خود براي دادن نظر مساعد نسبت به يك عرضه كننده استفاده مي‌كنند. بعضي وقتها كسي كه بودجه را در اختيار دارد، تصميم گيرنده است و بعضي وقتها هم يك طراح محصول به خاطر تجربه مثبتي كه در قبل، از استفاده محصولات يك عرضه كننده خاص دارد، تصميم گيرنده مي‌شود. 5- دروازه‌بان‌ها (gatekeepers) : افرادي كه جريان اطلاعات را از عرضه كننده تا رسيدن اعضاي واحد تصميم‌گيري كنترل مي‌كنند. مثلا منشي دفتر مدير فني. 
براي شناخت بازارهاي صنعتي، لازم است كه آن را از بسياري جنبه‌هاي متفاوت با بازار كالاهاي مصرفي، مورد بررسي قرار داد. در بازار صنعتي، هدف از خريد، تقويت خطوط توليد، ولي در بازار مصرفي هدف، برآورده شدن نيازهاي شخصي افراد است. بنابراين، مي‌توان انگيزه خريد را در بازار صنعتي، معقول و عقلايي و در بازار مصرفي تا حد زيادي از روي احساس دانست. در مقايسه با بازار مصرفي، حجم سفارشات در بازار صنعتي اغلب بالاتر است . در اين گونه بازارها، يافتن بيش از 20 شركت براي يك فروشنده يا عرضه كننده صنعتي كاري بسيار دشوار است. از طرف ديگر مشتريان صنعتي غالبا بر اساس نزديكي به منابع طبيعي و توليدي نزديك به هم و از لحاظ جغرافيايي متمركز هستند. به همين دليل مي‌توان روابط نزديك‌تر و استوارتري را در طول زمان، بين عرضه كنندگان و مشتريان در اين بازارها انتظار داشت. در مقايسه با مشتريان كالاهاي مصرفي، مشتريان صنعتي به خاطر پول و سرمايه بيشتري كه صرف خريد كالاها مي‌كنند، از دانش، تخصص و آگاهي بيشتري نسبت به مشتريان بازار مصرفي برخوردارند. بنابراين، تاكيد آگهيهاي بازرگاني و تبليغات در بازارهاي صنعتي بيشتر حول محور اطلاعات فني و واقعي است . در حالت كلي مي توان ادعا كرد كه امر ترفيع فروش در بازارهاي صنعتي، بيشتر از طريق نمايشگاه‌هاي تجاري و كاتالوگ هاي صنعتي، انجام مي‌پذيرد. در امر توزيع كانال هاي توزيع نيز بايد گفت كه در بازارهاي صنعتي، لايه‌هاي كمتري از واسطه‌ها وجود دارد و به اين خاطر كه تاخير در سفارشها مي‌تواند باعث توقف و تعطيلي خط توليد يك مشتري شود، توزيع فيزيكي در اين بازارها، مسئله‌اي بسيار مهم و قابل توجه است.

مشتري صنعتي
سازمانهايي كه در ارائه ارزش به مشتريان خود فعالتر هستند، سطح رضايت مشتريان آنها بالاتر خواهدبود و اين امر مي تواند براي آنها يك مزيت رقابتي تلقي شود.

روابط مشتري و عرضه كننده صنعتي: افزايش فشارهاي رقابتي، تغييرات سريع تكنولوژيك و سيكل‌هاي كوتاه‌تر عمر محصولات، در روابط بين خريدار و عرضه كننده صنعتي ديدگاه و رويكردي بلند مدت‌تر، با دوام‌تر، مشاركتي تر و تعاملي‌تر را طلب مي‌كند. اتخاذ ديدگاه رابطه‌اي نسبت به رويكرد مراوده‌اي (تعاملي) در بازارهاي صنعتي مي‌تواند براي خريداران و عرضه كنندگان (فروشندگان) صنعتي مزايايي داشته باشد.(Leonidos,c. leonidou) تاكنون در رابطه با وجود ارتباط بين جنبه‌هاي دو ديدگاه سنتي تعاملي و ديدگاه ارتباطي، هيچ تلاشي صورت نگرفته ولي در رابطه با تشخيص تفاوتهاي بين دو ديدگاه چندين مطالعه انجام گرفته كه اين دسته از مطالعات تفاوتها را از چهارجنبه بررسي كرده‌اند كه عبارتند از: الف: نقاط مورد توجه: در رويكرد تعاملي تمركز بر روي تصميمات فردي و جداگانه خريداز سوي خريدار صنعتي بدون تلاش در جهت ارتباط دادن آنها با مشكلات عرضه كننده صنعتي است.اما در رويكرد رابطه اي تاكيد روي اهميت ايجاد و حفظ روابط بين مشتريان و عرضه كنندگان صنعتي كه پديده‌اي پيچيده، پويا و بلند مدت است. ب: پوياييهاي مراوده: در رويكرد تعاملي بازارياب صنعتي متغيرهاي آميخته بازاريابي را به طور مداوم براي دستيابي به واكنشي مطلوب‌تر از بازاري كه عموما عمومي و غير فعال است، تغيير مي‌دهد.اما در رويكرد رابطه اي عرضه كننده و خريدار صنعتي هر دو در مراوده و تعامل نقش فعالي دارند، كه اين بستگي به درك بازارياب از قدرت خريد مشتري صنعتي و خواسته آن براي استفاده از مهارتهاي تكنيكي عرضه كننده و فرايند توليدي آن دارد. ج: ويژگيهاي بازار : در رويكرد تعاملي وجود تعداد زيادي از خريداران و عرضه كنندگان صنعتي در بازار و سهولت و سرعت تغيير خريدار در عرضه كنندگان توسط خريداران و سهولت ورود به بازار از جانب عرضه كنندگان صنعتي مشاهده مي شود اما در رويكرد رابطه اي ثبات در ساختارهاي بازار صنعتي وجود دارد و در آن خريداران و فروشندگان صنعتي همديگر را خوب مي‌شناسند و از هر حركتي در بازار صنعتي كاملا آگاه هستند.د: روش تجزيه و تحليل: در رويكرد تعاملي رفتار خريدار و عرضه كننده صنعتي به طور مجزا، مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرند، به اين عنوان كه آنها وظايفي غير وابسته به هم دارند.اما در رويكرد رابطه اي در بازار صنعتي، بين وظايف خريدار و فروشنده صنعتي شباهت وجود دارد. هر دو طرف درگير يافتن شركاي تجاري مناسب و سودمند هستند. هر دو طرف هزينه‌هاي تغيير شركا را به خوبي مي‌دانند و از مزايا و ريسك‌هاي وابستگي به ديگران در اين بازار به خوبي واقف هستند. (C.leonidou)
رضايت مشتري دربازارهاي صنعتي: ازحيث تاريخي،رضايت مشتري يكي از حوزه‌هاي اصلي مديريت بازاريابي در سطح آكادميك و بازرگاني است. رضايت مشتري در حوزه بازاريابي كالاهاي مصرفي و تحقيقات مربوط به مصرف كنندگان عادي بيشتر به عنوان «سطحي كه در آن انتظارات خريد مصرف كننده با محصول خريداري شده تامين مي‌گردد» تعريف شده است و يكي از دلايل رشد جايگاه رضايت مشتري اين است كه مشتريان راضي مي‌توانند به يك مزيت رقابتي قدرتمندي تبديل شوند كه به موجب آن سهم بازار و سود آوري افزايش مي‌يابد. در بازاريابي صنعتي رضايت مشتري با عناصر و نتايج محوري «فرايند تبادل بين سازماني» مرتبط است. با وجود اين، تا به حال به اين فرايند تبادل به طور سنتي به عنوان يك فرايند تعاملي و تبادل اقتصادي كوتاه مدت بين طرفين تبادل در بازارهاي صنعتي نگريسته شد. ( Henrikki Tikkanen, Kimmo Alajoutsijarui )
چالشهاي سنجش رضايت مشتري صنعتي: نظريه ها و ادبيات آكادميك موجود در رابطه با رضايت مشتري صنعتي، چندين محدوديت دارد، 1 - تحقيقات سازماني، مقدمتا روي فرايند تصميم خريد تمركز دارند و توجه كمي به تصميمات پس از خريد و رفتار بعد از مصرف دارند. 2 - بيشتر نگرشهاي اخير در مورد رابطه فروشنده - خريدار صنعتي، شبكه‌هايي را در ارزيابي رضايت مشتري نشان مي‌دهند كه از تعاملات ساده، تنها كمي فراتر رفته‌اند. 3- بسياري شركتهاي صنعتي ، مشتريان صنعتي كمي دارند و به اين دليل، اعتبار استفاده از مدل ها و تكنيك هاي آماري كه نياز به نمونه‌هاي كافي دارند، زير سوال مي‌رود و به علاوه ميانگين‌هاي آماري با گذشت زمان ثابت هستند و در بازخورد مشتريان صنعتي هيچ تغييرات مهمي را نشان نمي‌دهند. 4 - جداي از نظريه ها و ادبيات آكادميك، بسياري از شركتهاي صنعتي به كاربردي بودن سنجش رضايت مشتري، در توانايي ارزيابي نقاط ضعف و قوت رابطه با يك مشتري، به ديده شك مي‌نگرند. بدين ترتيب نياز به ايجاد مدلي جامع‌تر در مورد سنجش رضايت مشتري صنعتي با تمركز بر روي چالشهاي ويژه ارزيابي رضايت مشتري در محيط صنعتي، وجود دارد. چالش اول به ارزيابي جامع از رضايت يك مشتري صنعتي بر مي‌گردد. روشهاي سنجش سنتي در محيط صنعتي ريشه در رفتار مصرف كننده دارند كه بر ارزيابيهاي فردي از يك محصول متمركز هستند و همچنين بيشتر تحقيقات صنعتي روي گزارشها و پاسخهاي يك منبع خبري كليدي يا مشتريان مهم، به عنوان نمايندگاني از سازمان مشتري، تكيه كرده‌اند. بنابراين، در سنجش رضايت مشتري در حيطه صنعتي، شناخت چنين اعضايي، عاملي مهم و حياتي محسوب مي‌شود. چالش دوم، به تعاريف خود رضايت مربوط مي‌شود: «رضايت، واكنش مثبت و احساس خوب مشتري است و قضاوتي است كه درباره ويژگيهاي يك محصول، صورت مي‌گيرد و سطح قابل قبولي از كاميابي از مصرف را نشان مي‌دهد،». در استفاده از اين تعريف در محيط صنعتي دو مسئله وجود دارد، اولا : خيلي از كارمندان در سازمان مشتري، هيچ تجربه مستقيمي با محصول ندارند كه درباره آن قضاوت كنند. دوما: به علاوه بعد روان شناختي و شخصي كه در اين تعريف وجود دارد مشتريان صنعتي، اهداف معقول و واقعي خود را قضاوت در مورد رضايتبخش بودن رابطه تجاري در نظر مي‌گيرند. چالش نهايي: اين است كه بايد مدلي جامع‌تر از سنجش رضايت مشتري در حيطه صنعتي طراحي شود كه انواع ارتباطهاي مشتري و عرضه كننده را در برگيرد.

تفاوت بين ارزش ادراكي و رضايت مشتري
در بازاريابي مقوله رضايت مشتري نقش مهمي را ايفا مي‌كند و محققان آن را به عنوان يك تعيين كننده (predictor) قوي براي متغيرهاي رفتاري از قبيل مقاصد مربوط به تكرار خريد، تبليغات دهان به دهان و وفاداري مورد قبول قرار دادند. با وجود اين، نكته مبهمي در بين محققان وجود دارد . از يك طرف رضايت از يك فرايند شناختي (cognitive) نشات مي‌گيرد كه به وسيله آن عملكرد درك شده، با بعضي استانداردها مقايسه مي‌شود و از سوي ديگر، احساس رضايت ضرورتا نشان دهنده بيان عقيده‌اي احساسي است. بنابراين، بعضي شاخصهاي رضايت، بعد شناختي و بعضي ديگر طبيعت احساسي و تاثير پذير آن را نشان مي‌دهند. ولي در اكثر تحقيقات به عمل آمده، ديدگاه عاطفي پذيرفته شده است. به عنوان نمونه، رضايت مدير خريد از يك عرضه كننده صنعتي حالتي ذهني و عاطفي است كه از ارزشيابي تمام جنبه‌هاي مربوط به رابطه تجاري نشات مي‌گيرد. با اين حال اخيرا، نقش محوري رضايت در تحقيقات بازاريابي صنعتي مورد سوال قرار گرفته است. به عنوان مثال، بين نتايج نظرسنجي‌ها و سنجشهاي رضايت مشتري كه امتيازات بالايي را نشان مي‌دهند و كاهش در سهم بازار تناقض وجود دارد. بعضي محققان اعتقاد دارند كه در مدل هاي معمول رضايت مشتري، عملكرد شركتها بر اساس ادراكات مشتريان فعلي سنجيده مي‌شود و در تجزيه و تحليل نتايج، نقش مشتريان بالقوه و همين طور غير مشتريان، در نظر گرفته نمي‌شود (Andreas Eggert , Wolfgang Ulaga ).
گراس (Gross) مقوله ارزش را جايگزين مقوله رضايت كرد، با اين توجيه كه ارزش تعيين كننده (پيش بيني كننده) مناسب‌تري براي متغيرهاي مربوط به بازده در بازارهاي صنعتي است. عقيده «گراس» اين بود كه مقوله رضايت در بازارهاي صنعتي، از بازارهاي مصرفي تبعيت مي‌كند. مي توان به طور خلاصه تفاوتهاي رضايت مشتري و ارزش ادراكي مشتري را اينگونه برشمرد كه
1-رضايت مشتري ساختاري تاثير پذير و عاطفي دارد در حالي كه ارزش ادراكي مشتري ساختاري شناختي دارد. 2- ارتباط رضايت مشتري با مرحله بعد از خريد است اما ارزش ادراكي مشتري با فرايند قبل / بعد از خريد ارتباط دارد. 3- جهت گيري رضايت مشتري فني و تكنيكي است در حالي كه جهت گيري ارزش ادراكي مشتري استراتژيك است 4- رضايت مشتري تنها مشتريان فعلي را مي سنجد ولي ارزش ادراكي علاوه بر مشتريان فعلي، مشتريان بالقوه را نيز مي‌سنجند 5- در رضايت مشتري محصولات عرضه كننده در حالي كه در ارزش ادراكي مشتري، محصولات عرضه كننده و رقبا سنجيده مي‌شود. (Andreas Eggert , Wolfgang Ulaga)
مدل مفهومي سنجش رضايت مشتري صنعتي: خوشبختانه پايه علمي مقوله روابط صنعتي، بسيار غني است. در آغاز دهه 1950 بسياري از محققان و صاحبان مشاغل صنعتي نياز به طراحي مدل هاي رفتار خريد سازماني را به عنوان چيزي جداي از رفتار خريد مشتري احساس كردند. در اين مدل مفهومي، چارچوبي براي توصيف چگونگي رخ دادن خريد سازماني و افراد درگير در خريد سازماني ارائه مي‌شود. «پرده نفوذ influence screen» يا مقدار نفوذي كه نقاط برخورد با خريدار، روي فرايند خريد دارد، نقاط قوت اين رشته‌هاي تماس را با توجه به سنجش رضايت مشتري تعيين مي‌كند. (Rossomme)بنابراين هدف سنجش رضايت مشتري در محيط صنعتي، اين است كه رابطه بين عرضه كننده و مشتريان به طور كلي سنجيده شود و نياز مبرمي وجود دارد كه از رويكرد و روش منبع خبري كليدي به يك درجه بالاتري از ساختار شبكه‌اي مثلا «يك جفت بين سازماني» انتقال صورت گيرد. اين جفت خريدار-فروشنده از طريق نقشهاي هر يك در فرايند خريد، بهتر ديده مي‌شوند، تا اينكه به آنها در عنوانهاي سازماني خاص نگريسته شود. بنابراين، مناسب تر اين است كه در ابتدا نقش عرضه كننده و نقش مشتريان بررسي گردد و سپس تعيين افراد و سنجش آنها در هر يك از نقشها، صورت گيرد. نقشهاي عرضه كننده: از جانب عرضه كننده در اين مدل مفهوم نقشهاي مرزي يا كارمنداني كه در مرز بين سازمانهاي ديگر و بيروني خود كار مي‌كنند، لحاظ شده است و در اين مدل نقشهايي كه تعامل قابل توجه‌تري با مشتري دارند، متمايز شده است. همچنين اين نقشها با برچسبها و عناوين بخشي معمول مثل فروش، منابع فني، زنجيره عرضه ، خدمات مشتريان و پشتيباني بعد از فروش نشان داده مي‌شوند. نقشهاي مشتري: دراين مدل،نقشهاي كليدي مركزخريد، با هم تركيب شده‌اند كه اين نقشها قبلا در بخش رفتار خريد سازماني شرح داده شده‌اند و عبارتند از: كاربران – نفوذگذارها – خريداران – تصميم‌گيرندگان و دروازه‌بان‌ها. در اين مدل نقشهاي مشتري، به ترتيب تداوم ارتباط با ابتدا نقشهايي كه مربوط به فرايند قبل از خريد مي‌شوند (تصميم‌گيرنده – نفوذگذار – دروازه‌بان) و سپس با نقشهايي كه با فرايند خريد و بعد از خريد سرو كار دارند (خريدار – كاربر)، تنظيم مي‌شوند. با اين حال، بعضي محققان صنعتي ، تمركز كمتري روي تصميم گيرنده، خريدار و كاربر دارند و معتقدند كه بايد به نفوذگذار و دروازه‌بان كه رضايت آنها در تصميم خريد عاملي حياتي است، بيشتر پرداخته شود. با اين حال، با اينكه در ادبيات رفتار خريد سازماني، اين نقشها از نظر تاثير در تصميم خريد تعريف مي‌شود، مدل مفهومي رضايت مشتري روي نقاط برخورد و ارتباط آنها با رخدادهاي قبل از خريد – خريد – و بعد از خريد تاكيد مي‌كند. در مقوله رضايت مشتري مهم، اين ارتباطات و برخوردها مهم هستند كه به طريق آنها جفت اصلي (ارتباط) يك نقش با همتاي خود در سازمان عرضه كننده تعريف مي‌شود. (Jeanne Rossomme).
الف) تعيين نقاط برخورد كليدي در سازمانهاي فروشنده و خريدار: به مجرد اينكه جفتهاي مهم (important dyads)، كه شبكه رابطه بين دو سازمان را شكل مي‌دهند، تعريف شدند، افرادي كه در دو سازمان عرضه كننده و خريدار، عهده‌دار اين نقشها هستند، بايد شناسايي شوند. در مجموع، در تحقيقات رفتار خريد سازماني مشخص شده كه چندين متغير فردي روي عملكرد افراد واحد تصميم گيري تاثير مي‌گذارند كه اين متغيرها عبارتند از : اول‌: جايگاه هر فرد در گروه و نفوذ آن روي ديگر افراد واحد تصميم گيري دوم : سطح بالاي ذينفع بودن هر فرد در گروه خريد و يا ريسك شخصي در نتايج خريد كه مي‌تواند متوجه هر فرد در گروه تصميم گيري باشد. سوم : ريسك يا درك پيامدهاي نامطلوب كه هر فرد در صورت تصميم اشتباه در گروه تصميم گيري احساس مي‌كند. (دو بعد از متغير ريسك، غير قابل پيش‌بيني هستند اول، شانس و احتمالي كه محصول مطابق انتظار كار نكند و ديگري تعهد مالي قابل توجه و اهميت خريد براي فرد). چهارم : كنترل اطلاعات هر عضو در واحد تصميم گيري، چرا كه در فرايند خريد نقشي محوري ايفا مي‌كند. (Jeanne Rossomme ). در مدل رضايت مشتري، اين متغيرها پرده نفوذ نام دارند كه در واقع مهمترين افراد در سازمان خريدار كه مي‌توانند در فرايند رضايت مشتري مشاركت داشته باشند را معرفي مي‌كند. نظر سنجي مربوط به رضايت مشتري كه از كارمندان نقاط برخورد در سازمان عرضه كننده با مشتريان كليدي سازمان مشتري مي توان به عمل آورد را مي توان به صورت مقياس ليكرت در مقابل پرسشهايي ارائه داد. در واقع افراد سازمان عرضه كننده كه در نقاط برخورد قرار دارند، با توجه به چهار متغير پرده نفوذ، مي‌توانند فهرست مشتريان رضايت مشتري خود را بر اساس درجه‌بندي و اولويت هر نقطه برخورد، اولويت بندي كنند.ابتدا بايد نام كارمند سازمان عرضه كننده و سازمان مشتري به همراه نام نقطه تماس كليدي و عنوان آن وظيفه در سازمان مشتري، از كارمند مربوطه سئوال شود. و سپس پرسشها را بدين ترتيب مطرح كرد: 1- اين واحد ارتباطي، در گروه تصميم گيري چه جايگاهي دارد و چه درجه‌اي از تاثير و نفوذ روي اعضاء ديگر واحد تصميم گيري دارد؟2- فكر مي‌كنيد اين واحد ارتباطي چه سطحي از پيامدهاي شخصي را در رابطه با بازخوردهاي نهايي تصميمات خريد، متوجه مي‌شود ؟ 3- فكر مي‌كنيد اگر اين واحد ارتباطي در تصميم خريد اشتباه كند، چه درجه‌اي از ريسك يا نتايج نامطلوب براي او قابل تصور است؟ 4- به نظر شما اين واحد ارتباطي چه مقدار روي اطلاعات واحد تصميم گيري و جريان اطلاعات روي افراد ديگر واحد تصميم گيري، كنترل دارد ؟

تبلیغات صنعتی برای طراحی
در بازار صنعتي هدف از خريد، تقويت خطوط توليد ولي در بازار مصرفي هدف، برآورده كردن نيازهاي شخصي مشتريان است.
ب) تعيين عناصر رضايت: هر عنصر رضايت در فرايند و چرخه خريد، با آن مرحله (سيكل) خاصي از چرخه خريد هماهنگ و مرتبط مي‌شود كه بر قضاوت و رضايت نهايي اثر شديد تر و زيادتري دارند. در واحد خريد در عين اهميت تمامي نقشها، آن دسته نقشهايي از مشتريان كه بيشتر تحت تاثير يكي از اين عناصر رضايت قرار داشته باشند، مورد توجه قرار مي‌گيرند :
الف) رضايت اطلاعاتي: رضايت ناشي از اطلاعاتي است كه توسط عرضه كننده براي انتخاب محصول به خريدار ارائه مي‌شود و هميشه مربوط به واحد تبليغات و واحد فروش عرضه كننده است. اين اطلاعات مي‌تواند روي انتظارات قبل از خريد تاثير بگذارد و همين‌طور در ارزيابي عملكرد پس از خريد براي نقشهايي كه اطلاعات، اولين بازده و نتايج كار آنها را تعيين مي‌كند، مهم باشد. نقشهايي كه تحت تاثير اين عنصر رضايت قرار دارند عبارتند از :
تصميم‌گيرندگان، دروازه‌بان‌ها و نفوذگذارها.
ب) رضايت عملكردي (كلي): اين نوع رضايت، به عنوان يك متغير كليدي در رابطه، توسط ويلسون=مطرح شد و مقياس و درجه‌اي است كه مشخص مي‌كند در چارچوب تجاري بين طرفين، انتظارات عملكرد تجاري در ذهن يكي از شركاي تبادل تجاري تا چه حد برآورده شده است. اين رضايت معني جامعي از عملكرد بعد از خريد، كه عملكرد كلي سازمان عرضه كننده طبق آن منعكس مي‌شود، را ارائه مي‌دهد. نقشهايي كه تحت تاثير اين عنصر رضايت قرار دارند، عبارتند از : تصميم‌گيرندگان و خريداران.
ج ) رضايت از خصوصيات محصول: قضاوتي ذهني در مورد رضايت است كه از نظارت بر عملكرد و ويژگيهاي محصولات و خدمات يك عرضه كننده به دست مي‌آيد. اين شاخص در تعريف و شناخت حوزه‌هاي مسئله ساز مرتبط با محصولات و خدمات بسيار اهميت دارد. كاربران در واحد تصميم گيري از اين عنصر رضايت زياد تاثير مي‌پذيرند.
د) رضايت شخصي: منعكس كننده تعاريف سنتي و معمول از رضايت است كه به قضاوتهاي روان شناسانه اعضاي نقاط تماس در سازمان مشتري مربوط مي‌شود و ناشي از مطلوبيت در محيط برقراري ارتباط با يك عرضه كننده است. تمامي نقشها تحت تاثير اين عنصر رضايت قرار دارند (Jeanne Rossomme =).
معيار INDSAT: مباحث نقشهاي چندگانه در رضايت مشتريان صنعتي : در سال 2001 دو محقق به نامهاي «كريستين‌ هامبورگ» «بتينارادولف» براي سنجش رضايت مشتريان صنعتي معياري به نام INDSAT طراحي كردند طراحي اين معيار بر اساس مصاحبه‌هاي ميداني و تجزيه تحليلهاي آماري از بيش از 2500 نفر از مديران صنايع مختلف در 12 كشور اروپايي صورت گرفته است.
اين دو محقق پس از نظرسنجي و بررسي نظرات مديران در صنايع مختلف، معيار هفت بعدي INDSAT را طراحي كردند و يك مقياس سنجش 29 گزينه‌اي را ارائه دادند كه كل زير مجموعه‌هاي اين ابعاد را در بر مي‌گيرد. نهايتا، از نگاه اين دو محقق، معيار INDSAT مي‌تواند كاربردهاي مديريتي را براي مديران بازاريابي صنعتي به همراه داشته باشد كه عبارتند از : الف- معيار INDSAT، حكم يك راهنما را براي مديران صنعتي دارد. به عنوان مثال INDSAT مي‌تواند در سنجش رضايت مشتري به توسط ميانگين درآوردن امتيازات عواملي كه هر بعد را تشكيل مي‌دهند و محاسبه اين نمرات ميانگين سودمند واقع شود. ب- INDSAT فعاليتهايي كه نياز است در رابطه با افزايش رضايت مشتري در سازمانهاي صنعتي صورت بگيرد، را معرفي كند.ج – INDSAT مي‌تواند به ارزيابي رضايت مشتريان يك سازمان در برابر رقباي اصلي كمك كند.د-INDSAT مي‌تواند به مديران در ارزيابي پاسخ دهندگان مختلف كه معيارهاي متفاوتي دارند، كمك كند. (Hambourg-Rudolph )
مدل عوامل تعيين كننده رضايت وتعهد رابطه مند دربازارهاي صنعتي : با ظهور رويكرد بازاريابي رابطه‌مند، بعضي محققان به بررسي محركهاي رضايت از رابطه‌ پرداخته اند كه عبارتند از : متغيرهاي مرتبط با عملكرد عرضه كننده، برنامه بازاريابي، طيف محصولات، خدمات وپشتيباني پس از فروش ،قيمت گذاري، نيروي فروش وترفيع فروش عرضه كننده . اين‌ محرك‌ها، به فاكتورهاي ابزاري اشاره دارند .
از سوي ديگر، برخي ديگر، به طبيعت روابط بين فردي پرسنل عرضه كننده و مشتري پرداختند كه متغيرهاي بررسي شده در اين رابطه عبارتند از : اعتماد ، دوستي ، ارزشهاي مشترك، هنجارهاي اجتماعي رابطه‌اي كه اشاره به فاكتورهاي ارتباطي دارند. بنابراين، مدل هاي رضايت رابطه‌مند كه شامل فاكتورهاي ابزاري و ارتباطي مي‌شوند، درحوزه ادبيات بازارهاي صنعتي سابقه‌اي طولاني دارند. با اين حال نيازبه مطالعاتي كه همزمان اثرات مشترك اين دو مجموعه عوامل را با هم ، در يك مدل تركيب كند ،به چشم مي خورد . (Abdul-Muhmin ) . عبدالمهمين (Abdul-Muhmin) از دانشگاه سلطنتي فهد، در اين رابطه مدلي ارائه داده كه در آن همزمان اثرات هردو دسته فاكتورهاي ابزاري و ارتباطي، به عنوان عوامل تعيين كننده مشترك ،بررضايت وتعهد رابطه مند ، مطرح شده وسپس اثررضايت از رابطه و تعهد به رابطه در تمايل مشتريان به خاتمه دادن رابطه باعرضه كننده بررسي مي‌شود.
الف) متغيرهاي تعيين كننده ابزاري دراين مدل عبارتند از : رضايت ازمحصول، قيمت، توزيع وارتباطات بازاريابي(Marketing communication) عرضه كننده كه در حقيقت ، همان آميخته بازاريابي معمول در متون بازاريابي هستند. به لحاظ تفاوت بين رضايت ناشي از ويژگيهاوخصوصيات يك موضوع (گزينه) ورضايت كلي، اين مدل بين رضايت از متغيرهاي ابزاري و رضايت از متغيرهاي ارتباطي، تفاوت قائل مي‌شود. «فاكتورهاي تعيين كننده ارتباطي» به اين دليل انتخاب شده‌اند كه عوامل مهم تعيين كننده اعتماد بين طرفين به حساب مي‌آيند . اعتماد ساختاري چند وجهي دارد ودرتوسعه وحفظ روابط بلند مدت بين عرضه كننده-خريدار نقشي اساسي ايفا مي‌كند. ب) فاكتورهاي ارتباطي در اين مدل عبارتند از: دست ودل بازي قابليت اعتماد وفرصت طلبي عرضه كننده. «دست ودل بازي» مقوله اي است كه طي آن ، يك شركت وطرف معتمد، به بهترين وجه طبق خواسته شركت وطرف اعتماد كننده عمل مي‌كند، كه اين فراتر از انگيزه سود شخصي براي اوست. درحقيقت عرضه كننده اي كه دست ودل بازي ودرستكاري خود را نشان مي دهد، علاقه مند به رفاه وآسايش شركت مقابل است و اعمالي كه اثر منفي روي اين مسئله بگذارد را انجام نمي‌دهد . «قابليت اعتماد عرضه كننده» بيانگر اين مسئله است كه طرف رابطه روي حرف و وعده‌هاي خودش مي ايستد وبه آنها عمل مي‌كند. «فرصت طلبي» يعني «جستجوي منفعت و سود شخصي باحيله ونيرنگ». رفتار فرصت طلبي عرضه كننده يعني نقض وعده‌هاي داده شده با حيله ونيرنگ كه نمونه‌هاي آن، تحريف اطلاعات، قصور در عملي كردن وعده‌ها، كوتاهي ازتعهدات وعلاقه مندي به تحريف واقعيات براي منفعت مادي هستند. (Abdul-Muhmin)

روشهای جاری فروش محصولات در بازار صنعتی
مهمترين وجه تمايز بين رضايت مشتري در بازارهاي صنعتي طراحی پارچه نسبت به بازارهاي مصرفي در اين است كه عرضه كننده صنعتي طراحی براي سنجش رضايت با يك گروه و سيستم خريدار روبه رو مي‌شود، نه يك فرد. در حقيقت او با سازمان مشتري (customer organization) طرف است، نه مشتري. بنابراين هر يك از آنها (اعضاء سازمان مشتري) معيارهاي متفاوتي براي نشان دادن رضايت يا عدم رضايت خود از يك عرضه كننده دارند و اين كار را براي سنجش رضايت مشتري در بازارهاي صنعتي مشكل مي‌كند. به همين خاطر تا به حال در تحقيقات و مقالات ارائه شده پيرامون موضوع رضايت مشتري موارد كمي مي‌توان پيدا كرد كه در بازارهاي صنعتي رضايت مشتريان را مورد ارزيابي قرار دهند. در اين مقاله، كوشش شده تا مدل ها، شاخصها و روشهاي سنجش رضايت مشتريان صنعتي طراحی پارچه كه تا به حال توسط محققان مورد بررسي قرار گرفته است گردآوري شود، تا بدين وسيله تفاوت بين مشتريان در دو بازار مصرفي و صنعتي پارچه و روشهاي ارزيابي رضايت آنها بيش از بيش مورد توجه قرار گيرد.
سازمانهايي كه در ارائه ارزش به مشتريان خود، فعال تر هستند، سطح رضايت مشتريان آنها بالاتر خواهد بود و احتمال بيشتري وجود دارد تا اين امر براي آنها تبديل به يك موقعيت رقابتي شود. بنابراين، يكي از متداول‌ترين روشها جهت تعيين ميزان ارضاي نيازها و خواسته‌‌ها از طريق كالاها وخدمات ارائه شده توسط سازمانها سنجش رضايت مشتري است. با وجود اين، در مقايسه با ادبيات بازاريابي محصولات مصرفي، ادبيات بازاريابي صنعتي به دلايلي مثل محيط بزرگ و رو به رشد و آشفتگي و پيچيدگي بازار رشد زيادي نداشته و در متون مديريتي بدان كمتر پرداخته شده است. بنابراين، نياز به درك جامع‌تري از مديريت بازاريابي صنعتي در حال حاضر احساس مي‌شود.(Micheal H.Morris)
حقيقت اين است كه نيروي فروش در بازارهاي صنعتي نمي‌تواند تنها در جستجوي يك تصميم‌گيرنده كليدي در سازمان خريدار باشد. غالبا كار آنها اين است كه بر يك مبناي منظم، محصولات را به تعدادي از افراد در سازمانهاي مشتري بفروشند. براي اين كار بايد علائق، خواسته‌ها و انتظارات هر يك از آنها مد نظر قرار گيرد. در روابط بين سازماني چندين هدف نسبتا متعارض بين طرفين رابطه وجود دارد. نتيجتا نمي‌توان ادعا كرد كه در يك محيط صنعتي، ادراكي واحد در مورد رضايت مشتري وجود دارد. علاوه بر اين بايد توجه داشت كه ممكن است بيان سطح رضايت از سوي منبع خبري سازمان مشتري، هدف مند باشد. نكته دوم به اين دليل كه هر جفت در رابطه كاري، تعريف خاص خود را از رضايت دارند، بايد ادراكات مربوط به هر يك از نقشهاي سازمان مشتري شناخته شود. بنابراين بايد يك نظرسنجي كمي و ساختارمند مربوط به هر جفت متقابل در رابطه كاري صورت بگيرد. نكته سوم اينكه در سنجش رضايت مشتري صنعتي فقط آن دسته از نقاط تماس مهم و كليدي در سازمان مشتري كه در حفظ و افزايش فروش در آينده نقشي محوري و مهم دارند بايد ارزيابي شوند و به همين خاطر اين روش نسبت به ارزيابي از تمام كارمندان شركت اولويت دارد.چهارم اينكه ، علي رغم اينكه بسياري شركتهاي توليد كننده صنعتي معتقدند كه محصول مهمترين منبع در رضايت مشتري است. ولي طي اين تحقيق بررسي و مشخص شد كه فرايندها و مراودات همگام با محصول پتانسيل زيادي براي بالا بردن سطح رضايت مشتري صنعتي دارد. به علاوه آگاهي يافتن نسبت به اهميت اين ابعاد از رضايت مشتري، مديريت را در تعريف اولويتها، براي بهبود تصميمات مرتبط با تخصيص منابع ياري كند. نهايتا اينكه، به عنوان مثال اگر يك نيروي فروش در رابطه با اينكه هر يك از اعضاء گروه خريد خيلي به پردازش سفارشات توجه دارند (مديران خريد) و يا بيشتر با خود محصول مرتبط هستند (كاربران) آگاهي داشته باشد. به طور كاراتر و اثر بخش‌تري خواهد توانست با اعضاي مختلف اين واحد تعامل داشته باشد. بنابراين، استفاده از طيف وسيعي از رويكردهاي فروش صنعتي كه به موقعيتهاي خاص و مختلف مربوط مي‌شوند و همين طور آموزش نيروي فروش براي اعمال تغيير در رويه‌هاي فروش در صورت درخواست مشتري مي‌تواند مسئله بسيار مهمي در محيط صنعتي باشد.

نحوه طراحی فروشگاه
برای ایجاد یک فروشگاه طراحی پارچه و ارائه طرح های طراحان باید سه پارامتر را بخوبی در نظر گرفت:
آينده شغلي ، بازار كار ، درآمد:
يكي از دلايل مهم ورود به دانشگاه براي هر داوطلب آزمون سراسري يافتن شغلي مناسب پس از فارغ‌التحصيلي از دانشگاه است. اما امروزه در بسياري از رشته‌هاي دانشگاهي، بازار كار بطور نسبي اشباع شده است و تنها تعداد معدودي از دانشجويان پس از فارغ‌التحصيلي جذب شغلي متناسب با رشته تحصيلي خود مي‌شوند.
در اين ميان هستند رشته‌هايي كه با وجود گمنامي، فرصت‌هاي شغلي گسترده‌اي دارند. از جمله اين رشته‌ها مي‌توان به رشته طراحي پارچه و لباس اشاره كرد كه حتي بازار كار براي دانشجويان اين رشته نيز فراهم است. البته شك نيست كه در همين رشته نيز اگر دانشجو مستعد و علاقه‌مند نباشد، موفق نخواهد شد.
خانم فروغي در همين زمينه مي‌گويد:
«روزانه اكثر تلفن‌هايي كه به دفتر گروه طراحي پارچه و لباس زده مي‌شود از سوي سازمانها و يا صاحبان كارخانه‌ها است كه متقاضي كار دانشجويي در هر سه گرايش اين رشته هستند. چون امروزه صاحبان صنايع متوجه شده‌اند كه بايد اصول علمي طراحي و رنگ‌بندي را رعايت كنند تا كارشان توان رقابت در بازار را داشته باشد. براي مثال شركت ايران خودرو از ما خواسته است كه الگوساز و طراح بافت پارچه براي روكش صندلي خودرو به آنها معرفي كنيم يا سازمان آتش‌نشاني پس از دو سال مراجعه به مراكز مختلف، اكنون به سراغ ما آمده است تا طرح جديدي را براي لباس آتش‌نشان‌ها ارائه دهيم.
در كل مي‌توانم بگويم كه فارغ‌التحصيل اين رشته اگر خلاقيت و پشتكار لازم را داشته باشد، بيكار نمي‌ماند.»
خانم دكتر طالب‌پور نيز در مورد فرصت‌هاي شغلي طراحي بافت پارچه مي‌گويد:
«نياز بازار كار به فارغ‌التحصيلان اين گرايش تا جايي است كه تعداد قابل توجهي از طراحان چاپ پارچه نيز در زمينه طراحي بافت پارچه فعاليت مي‌كنند.»
خانم پدرام مي‌گويد:
«بازار كار طراحي لباس بسيار خوب است و حتي اگر فارغ‌التحصيل اين گرايش جذب سازمانها و مراكز خصوصي و دولتي نشود، مي‌تواند با يك سرمايه اندك براي خودش كار بكند.»
لذا افراد هنگام ارائه طرح های خود برای ایجاد یک نمایشگاه و با در نظر گرفتن این خصوصیات می تواند فروشگاهی طراحی کند که موجب جلب رضایت مشریان شده و آنها را به بازدید و اقدام به خرید طرح ها برای مراکز خود تشویق نماید.

جایگاه طراحی پوشاک
براي بزرگداشت و ارج گذاشتن به مقام شاعران، نويسندگان، دانشمندان و وزيران، به آنها جامهاي دوخته ميبخشيدند كه به آن خلعت ميگفتند. براي مجازات مقصران نيز لباس ناموزون بر تنشان ميكردند و كلاهي مضحك بر سرشان ميگذاشتند و او را پياده يا سواره در شهر ميگرداندند. حتي وقتي ميخواستند از قديميترين و مجربترين پهلوانها سخن بگويند، ميگفتند كه فلاني پيشكسوت است، يعني كه او يك پيراهن بيشتر پاره كرده و يا در زورخانه لنگ و اِزار را زودتر گرفته است.به عبارت ديگر در طي تاريخ هميشه لباس بيانگر فرهنگ، قوميت، شخصيت و مقام يك فرد بوده و به همين دليل ارزش و اهميت بسياري داشته است و باز به همين دليل بايد براي رشته طراحي پارچه و لباس، ارزش بسياري قائل شد چرا كه اين رشته از يك سو در حفظ فرهنگ و مليت يك كشور نقش به سزايي دارد و از سوي ديگر ميتواند بهترين، راحتترين و كاربرديترين لباسها و پارچهها را براي مردم جامعه به ارمغان بياورد. رشته طراحي پارچه و لباس يك رشته هنري كاربردي است كه داراي سه گرايش طراحي لباس، طراحي چاپ پارچه و طراحي بافت پارچه ميباشد.
موقعيت شغلي در ايران :
امروزه صاحبان صنايع متوجه شدهاند كه بايد اصول علمي طراحي و رنگبندي را رعايت كنند تا كارشان توان رقابت در بازار را داشته باشد. براي مثال شركتهاي خودروسازي به دنبال الگوساز و طراح بافت پارچه براي روكش صندلي خودرو هستند. بازار كار طراحي لباس نيز بسيار خوب است و حتي اگر فارغالتحصيل اين گرايش جذب سازمانها و مراكز خصوصي و دولتي نشود، ميتواند با سرمايهاي اندك براي خود، كار كند.
طراحي پارچه و لباس
هدف:
براي بزرگداشت و ارج گذاشتن به مقام شاعران، نويسندگان، دانشمندان و وزيران، به آنها جامه‌اي دوخته مي‌بخشيدند كه به آن خلعت مي‌گفتند. براي مجازات مقصران نيز لباس ناموزون بر تنشان مي‌كردند و كلاهي مضحك بر سرشان مي‌گذاشتند و او را پياده يا سواره در شهر مي‌گرداندند. حتي وقتي مي‌خواستند از قديمي‌ترين و مجربترين پهلوان‌ها سخن بگويند، مي‌گفتند كه فلاني پيشكسوت است، يعني كه او يك پيراهن بيشتر پاره كرده و يا در زورخانه لنگ و ازار را زودتر گرفته است.
به عبارت ديگر در طي تاريخ هميشه لباس بيانگر فرهنگ، قوميت، شخصيت و مقام يك فرد بوده و به همين دليل ارزش و اهميت بسياري داشته است، و باز به همين دليل بايد براي رشته طراحي پارچه و لباس، ارزش بسياري قائل شد چرا كه اين رشته از يك سو در حفظ فرهنگ و مليت يك كشور نقش بسزايي دارد و از سوي ديگر مي‌تواند بهترين، راحتترين و كاربردي‌ترين لباسها و پارچه‌ها را براي مردم جامعه به ارمغان بياورد.
گرايش طراحي لباس
طراحي لباس‌هاي شب و ميهماني، طراحي لباس آقايان، بانوان، كودكان و نوجوانان، طراحي لباس‌هاي مشاغل مختلف و حتي طراحي پرده و يا روكش صندلي خودرو بخشي از تخصص گرايش طراحي لباس است.
خانم فروغي مدير گروه و استاد طراحي پارچه و لباس دانشگاه الزهراء نيز در معرفي اين گرايش مي‌گويد:
«دانشجويان طراحي لباس، طراحي لباسهاي متداول مردم اعم از كودكانه، مردانه، زنانه و مشاغل مختلف را فرا مي‌گيرند. طراحي‌اي كه بايد بر طبق نياز جامعه باشد تا بتواند به توليد انبوه برسد چرا كه هدف اين گرايش طراحي لباس براي توليدات انبوه است. هرچند كه در كنار آن دانشجو آموزش مي‌بيند كه به صورت تخصصي و نمونه نيز كار بكند.»
يك دانشجوي طراحي لباس دانشگاه الزهراء در همين زمينه مي‌گويد:
«گرايش طراحي لباس به آموزش طراحي كاربردي شامل طراحي لباس مشاغل و گروههاي مختلف جامعه مثل ورزشكاران، قواي سه‌گانه ارتش و مواردي از اين قبيل مي‌شود و طراحي مد نيز جنبه فانتزي دارد. يعني طراح با كار خود، خلاقيتش را نشان مي‌دهد تا افراد ديگر از اين طرح جديد ايده بگيرند و كارهاي تازه‌اي را به بازار عرضه بكنند.»
گرايش طراحي چاپ پارچه
در يكي غنچه‌ها و گلهاي صورتي رنگ، بهار را به ارمغان آورده است. در ديگري طرحي از يك روستا به چشم مي‌خورد و سومي با بوته‌ها و اسليمي‌ها تزئين شده است. نه! صحبت از تابلوهاي يك نمايشگاه نقاشي نيست بلكه سخن پارچه‌هايي است كه هر يك به نوبه خود مثل يك تابلوي نقاشي، تماشايي هستند و مي‌توان مدتها از تماشاي طرح و رنگ آنها لذت برد و بر خلاقيت، ابتكار و نوآوري طرح آنها آفرين فرستاد. خانم فروغي در معرفي اين گرايش مي‌گويد:
«در طراحي چاپ پارچه، دانشجويان آموزش مي‌بينند كه چگونه براي پارچه‌هاي بافته شده طرح بدهند. چون در اين نوع طراحي، از لحاظ رنگ‌بندي، طراح با و راپورت‌بندي روبرو است و منظور از راپورت‌بندي اين است كه طراح، طرح را بر روي پارچه به گونه‌اي تكرار كند كه اين تكرار چشم‌آزار نباشد. يعني طراح بايد با توجه به نوع ، تراكم تار و پود، رنگ و ميزان پذيرش رنگ يا آبي كه در پارچه وجود دارد و همچنين نوع چاپ پارچه كه مي‌تواند چاپ روتاري، سيلك، غلطكي و يا چاپ‌هاي مدرن باشد؛ طرح خود را ارائه بدهد.
براي مثال به بعضي از پارچه‌ها بايد يكسري مواد تكميلي اضافه شود تا پارچه رنگ را بپذيرد و يا بايد قبل از چاپ، پارچه زيرسازي شود و گاهي اوقات نيز لازم است كه رنگ را از روي پارچه برداشت و سپس طرح را چاپ كرد كه به اين چاپ، چاپ برداشت مي‌گويند.
خانم فروغي در ادامه مي‌گويد: البته دانشجويان اين گرايش علاوه بر طراحي چاپ‌ پارچه ، توانايي طراحي روي تي‌شرت، سرويس‌هاي آشپزخانه و يا چيني را دارند اما فعاليت اصلي آنها طراحي پارچه در متراژ بالاست.
گرايش طراحي بافت پارچه
آيا مي‌دانيد كه طراحي پارچه‌هاي مطرح (نقش سرخود) با طراحي پارچه متفاوت است و حتي نياز به تخصص جداگانه‌اي دارد؟
خانم دكتر طالب‌پور استاد طراحي بافت پارچه دانشگاه الزهراء در معرفي اين گرايش مي‌گويد:
«گرايش بافت پارچه به طراحي و نقش‌بندي پارچه مي‌پردازد. به عبارت ديگر دانشجويان اين رشته با طراحي بافت پارچه‌هايي كه ساختمان آنها از تاروپود تشكيل شده آشنا مي‌شوند. همچنين طراحي انواع پارچه‌هاي دولا ، دورو ، حوله ، مخمل و حتي فرش ماشيني را فرا مي‌گيرند و در ترم‌هاي آخر نيز با طراحي انواع تريكوي حلقوي شامل تريكوي تاري و پودي آشنا مي‌شوند.
در ضمن دانشجوي اين رشته به طراحي رنگ‌بندي نيز مي‌پردازد چون عامل رنگ‌بندي حتي طرح را نيز تحت‌تاثير قرار مي‌دهد.»
وي در ادامه در مورد تفاوت دو گرايش طراحي چاپ پارچه و طراحي بافت پارچه مي‌گويد:
«در طراحي چاپ پارچه، طراح ابتدا ايده خود را روي كاغذ طراحي كرده و سپس با توجه به به نحوه بافت پارچه، همان طرح را با همان رنگ‌بندي بر روي كاغذ طراحي كرده و سپس با توجه به پارچه، خود پارچه را هنگام بافت، طراحي مي‌كند. يعني پارچه در ذات خودش ، داراي نقش و نگاري مي‌شود كه از جمله اين پارچه‌ها مي‌توان به انواع فاستوني، پيراهن مردانه و پارچه‌هاي توري اشاره كرد.
خانم فروغي نيز در معرفي اين گرايش مي‌گويد: «دانشجوي طراحي بافت پارچه با تاروپود پارچه بازي مي‌كند تا طرح جديدي ارائه بدهد و در اين راستا لازم است كه با انواع بافت پارچه آشنا باشد تا بتواند با توجه به نوع كاربرد، طرح مورد نظرش را ارائه دهد. براي مثال پارچه‌اي كه براي مبلمان اداري طراحي مي‌شود، جنس، طرح و رنگش با پارچه مبلمان منزل متفاوت است. چون ميزان استفاده از مبلمان اداري متفاوت است و در نتيجه كشش و تراكم نخ پارچه اين مبلمان نيز تفاوت دارد. همچنين رنگ و طرح مبلمان اداري نيز بدون شك با رنگ و طرح مبلمان منزل تفاوت مي‌كند و يا براي ارائه طرح لوردراپه در آغاز طرح بايد نوع كاربرد آن را بداند تا بر اساس آن بافت و رنگ مناسب را تعيين كند.»
ماهيت :
«گرايش طراحي لباس داراي دو شاخه اصلي تك دوزي يا مزون و صنعت مي‌باشد. كه شاخه تك‌دوزي به طراحي و دوخت لباس براي افراد مختلف مي‌پردازد و شاخه صنعت نيز كه كاربردي‌تر است به بخش‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شود كه از آن جمله مي‌توان به بخش‌هاي پارچه جين، پيراهن بچه، پيراهن زنانه، لباس مردانه و يا خط تريكو اشاره كرد. كه هر يك از اين بخش‌ها را مي‌توان در دوره كارشناسي ارشد به طور تخصصي‌ آموزش داد هرچند كه متاسفانه در كشور ما مقاطع كارشناسي ارشد و دكتراي اين رشته وجود ندارد. در حالي كه در كشورهاي ديگر گرايش طراحي لباس در مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا با توجه به نوع بافت و طرح پارچه به شاخه‌هاي متعددي تقسيم مي‌شود»
واحدهاي تخصصي گرايش طراحي لباس در 4 شاخه اصلي خلاصه مي‌شود كه عبارت است از : طراحي لباس خانم‌ها ، طراحي لباس كودك در رده‌هاي سني مختلف، طراحي لباس مشاغل و طراحي لباس صحنه ، كه دانشجو هر يك از شاخه هاي فوق را به صورت ابتدايي اما آكادميك آموزش مي‌بيند تا بتواند پس از فارغ‌التحصيلي به صورت تخصصي در يكي از زمينه‌هاي فوق فعاليت كند.»
گرايش‌هاي مقطع ليسانس:
رشته طراحي پارچه و لباس يك رشته هنري - كاربردي است كه داراي سه گرايش طراحي لباس، طراحي چاپ پارچه و طراحي بافت پارچه مي‌باشد و دانشجويان از ترم چهارم و پس از گذراندن حدود 50 واحد، اقدام به انتخاب يكي از گرايشهاي فوق مي‌كنند.
توانايي‌هاي مورد نياز و قابل توصيه:
بدون شك در تمام رشته‌هاي هنري داشتن خلاقيت و ديد هنري اهميت بسياري دارد. براي مثال در رشته طراحي پارچه و لباس، دانشجويي موفق است كه ايده‌هاي تازه داشته باشد و بتواند طرح‌هاي جديدي براي پارچه و لباس ارائه دهد.
خانم فروغي در همين زمينه مي‌گويد:
«يك دانشجوي طراحي پارچه و لباس بايد هنرهاي تجسمي را بشناسد و داراي خلاقيت و ديد هنري باشد اما متاسفانه به دليل اينكه آزمون سراسري گروه هنر، يك آزمون هنري نيست؛ داوطلبان هنرمند جذب اين رشته نمي‌شوند. تا جايي كه بعضي از دانشجويان طراحي پارچه و لباس در ابتداي ورود به دانشگاه حتي قلم طراحي را نمي‌شناسند و استاد طراحي بايد كلاسش را از زيرصفر شروع كند و اين به ضرر دانشجويان واقعي رشته‌هاي هنري است چون مجبورند شاهد درسهاي تكراري و ابتدايي باشند و از سوي ديگر دانشجويي كه بدون استعداد و علاقه لازم وارد اين رشته شده است، در نهايت نيز به عنوان يك هنرمند فارغ‌التحصيل نخواهد شد. به همين دليل من به داوطلبان آزمون سراسري توصيه مي‌كنم كه اگر هنرمند نيستند و از طراحي اطلاعي ندارند، وارد اين رشته نشوند چون موفق نخواهند شد.
همچنين داوطلبان هنرستاني و يا علاقه‌مند به رشته‌هاي هنري نيز بايد بدانند كه رشته طراحي پارچه و لباس، يك رشته كاربردي است يعني هدف اين رشته طراحي اصولي پارچه و لباس با حفظ خلاقيت هنري مي‌باشد و در نهايت بايد محصول هنرمند، به صورت توليد انبوه وارد بازار شود.
به همين خاطر هنرمنداني كه فقط براي حس خودشان طراحي مي‌كنند و مي‌گويند ما مي‌خواهيم به ياري طراحي، احساساتمان را بيان كنيم، در اين رشته موفق نمي‌شوند و بهتر است وارد رشته نقاشي بشوند. چون هنرمند طراح پارچه يا لباس نمي‌تواند تمام احساسات دروني خود را مطرح كند و بگويد اين حس و برداشت من است بلكه بايد بر اساس اصول دوخت، الگو و طراحي كارش را ارائه دهد.
براي مثال يك طراح لباس بايد طرحش به گونه‌اي باشد كه الگوساز يا دوزنده بتواند آن را پياده كند و يا از طرح يك دانشجوي چاپ پارچه بايد بتوان شابلون سازي كرد.»
خانم پدرام نيز معتقد است كه دانشجوي گرايش طراحي لباس را بايد در يك آزمون دو مرحله‌اي انتخاب كرد. تا در مرحله دوم آزمون، دانشجوياني كه واقعا علاقه‌مند هستند و با اصول اوليه طراحي، الگوسازي و خياطي آشنا مي‌باشند،‌گزينش شوند. چون اين گرايش ريزه‌كاري‌هاي بسياري دارد و بايد دانشجو علاقه، خلاقيت ، پشتكار و حوصله داشته باشد.»
غزاله جزيره دانشجوي گرايش‌ طراحي لباس نيز مي‌گويد:
«دانشجوي گرايش طراحي لباس بايد با طراحي ، مباني هنر و رسم فني آشنا باشد. زيرا براي الگوسازي بايد ديد حجمي داشت و در ضمن يك آشنايي ابتدايي نيز با دوخت و خياطي لازم است.
وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر:
متاسفانه اين در داخل كشور فقط در مقطع كارشناسي ارائه مي‌شود و براي تحصيل در مقاطع بالاتر، اين امكان در داخل كشور موجود نيست و فقط بايد به خارج از كشور سفر كرد.
 
وضعيت نياز كشور به اين رشته در حال حاضر :
«امروزه با پيشرفت تكنولوژي ، نياز جامعه به افرادي متخصص در زمينه طراحي لباس بيش از هر زمان ديگر احساس مي‌شود. چرا كه دانشجويان در دانشگاه به صورت علمي در هر زمينه‌اي آموزش مي‌بينند. براي مثال براي طراحي لباس مشاغل يك دانشجو قبل از طراحي لباس براي يك آتش‌نشان يا ورزشكار، كارهاي تحقيقاتي و بررسي‌هاي علمي انجام مي‌دهد تا بفهمد كه لباس فوق بايد داراي چه ويژگي‌هايي باشد و همچنين لباس‌هاي قبلي داراي چه نقاط ضعفي بوده‌اند و سپس بر اساس اصول فني و تكنيكي طراحي و الگوبرداري  وبا استفاده از خلاقيت و توانمندي‌هاي شخصي خودش طرح جديدي ارايه دهد. طرحي كه راحت، زيبا و كاربردي باشد.
البته امروزه اين نوع طراحي (طراحي پارچه) بسيار گسترش يافته است و از اين تخصص بويژه در طراحي روكش صندلي خودرو استفاده مي‌شود چون از سوي توليدكنندگان خودرو، نياز به تنوع و نوآوري و خلق طرحهاي جديد با مواد اوليه كه داراي كيفيت بالايي باشند، به شدت احساس شده است.
از طرف ديگر در سالهاي اخير استفاده از پست پارچه ژاكارد براي پرده، مبلمان، آباژور، كوسن و در كل براي دكوراسيون داخل منازل بسيار مورد توجه قرار گرفته است و طراحي اين نوع پارچه نيز در تخصص طراحان بافت پارچه مي‌باشد.»
طراحي پارچه   
رشته‌اي كاملا ذوقي و هنري كه دانش‌آموزاني كه اين رشته را انتخاب مي‌كنند چه بخواهند چه نخواهند بايد اهل حوصله و آشنا به شرايط اجتماعي و روحيات و ارزش‌هاي اعتقادي مردم ايران باشند.
در طراحي پارچه خصوصيات اقليمي، آداب و رسوم و باورهاي مردم در رنگ‌ها و طرح و اشكال مختلف تأثير گذار است. رابطه اين رشته به صنعت نساجي، كه بعد از نفت از صنايع مهم و اشتغال‌زاي كشورمان است، مانند رابطه روز و خورشيد است. 
به لطف توجه مسئولين، صنعت ورشكسته نساجي يك سال است كه نوسازي‌اش شروع شده و در شرف پيشرفت همه جانبه قرار دارد. علاقه به لباس در دختران دانش‌آموز مي‌تواند شانس بيشتري را براي موفقيت آن‌ها به ارمغان آورد. بد نيست بدانيد كه ضريب درس خلاقيت تصويري و تجسمي در اين رشته 4 مي باشد.​​​​​​​

پیشنهادی برای کمک صدا و سیما به طراحان پارچه و لباس
رسانه سيما در عين تأثيرگذاري بر چگونگي عناصر فرهنگي جامعه(كه پوشش هم يكي از آنهاست) به دليل ماهيت خود، از جو حاكم نيز تأثيرپذيري زيادي دارد. از همين رو، لازم ديديم تا در مورد وضعيت حاكم برفضاي پوشاك در ايران، اطلاعاتي كسب كنيم.
متأسفانه بازار لباس و به طور كلي صنعت پوشاك در كشور ما دچار بي برنامگي و  آشفتگي هاي زيادي است. اكثر مدل ها وارداتي هستند و كشور تركيه در اين ميان، نقش مهمي دارد. به دليل اهميت ندادن به فرهنگ پوشش و ضعف ساختاري صنعت پوشاك و رعايت نكردن معيارهاي زيبايي و تنوع در توليدات داخلي، اكثر افراد جذب الگوهاي غربي مي شوند.
يكي ديگر از دلايلي كه تلاش دستگاه هاي فرهنگي براي نظام بخشيدن به وضعيت پوشش را همواره با شكست رو به رو مي كند، اين است كه به اين موضوع بيشتر با نگاهي سياسي پرداخته شده تا يك مقوله مهم فرهنگي.
رسانه سيما در كنار ساير رسانه هاي بصري مثل سينما در ارزشگذاري، اعتبار بخشي، ترويج و تعميم انواع پوشش، نقش اساسي و تعيين كننده اي دارد؛ ولي متأسفانه طراحي لباس كه منشأ همه اين موارد است، از جايگاه مناسبي در توليدات سيما برخوردار نيست.
بدون شك، يكي از عواملي كه باعث مي شود مخاطب با شخصيت هاي يك سريال، يك فيلم سينمايي، يك تله فيلم و يا حتي با مجري يك برنامه ارتباط برقرار كند و برايش باورپذير باشد، تناسب بين نقش جايگاه و پوشش بازيگر و يا مجري است.طراحي لباس اگر آگاهانه انجام شود در واقع جزئي از فرآيند ماجراها و قصه مي شود و تحول  شخصيت ها در طول داستان در بعد اجتماعي يا رواني و اخلاقي به كمك پوشش (اعم از لباس و ملحقات آن مانند عينك، كفش و...) نمود پيدا مي كند. هم چنين استفاده درست از روان شناسي رنگ و حتي بافت پارچه ها مي تواند عامل مهمي باشد براي تأثيرگذاري هر چه بيشتر بر مخاطب.
با توجه به مطالب فوق و بررسي هايي كه در مورد جايگاه طراحي لباس در برنامه هاي تلويزيوني انجام گرفته است، مي توان به اين نتيجه رسيد كه طراحي لباس به عنوان عنصري تعيين كننده در كنار ساير عناصر زيبايي شناختي به منظور اثر بخشي مطلوب و صحيح بر مخاطب در بسياري از برنامه ها و سريال ها از جايگاه شايسته اي برخوردار نيست و اين موضوع بر مي گردد به چند علت عمده:
1-بي توجهي و يا عدم شناخت عوامل برنامه ساز از اهميت پوشش
2-در نظر گرفتن بودجه و امكانات مناسب در برآوردهاي مالي از طرف مديران
3-برخوردهاي سليقه اي كه از طرف ناظران پخش و سايرين اعمال مي شود و در واقع سازندگان برنامه ها را در موقعيتي قرار مي دهد كه از عوامل مهمي چون تأثيرات روان شناختي لباس، هماهنگ بودن با فرهنگ و ارزش هاي جامعه، تناسب با شخصيت و يا تيپ بازيگران و توجه به جنبه هاي زيبايي شناختي، صرف نظر و از پوششي استفاده كنند كه هيچ مشكلي به وجود نياورد.
در شرايط حاضر، واحد طراحي صحنه و لباس و كارگاه خياطي عملا در شبكه هاي 1 و 2 نيمه تعطيل است و فعاليت چشمگير و تأثيرگذاري ندارد(ساير شبكه هاي جديد التأسيس از ابتدا چنين واحدهايي نداشته اند)، دو آرشيو لباس (در شبكه 1 و در شهرك غزالي) فاقد امكانات و فضاي كافي و استاندارد هستند.
آرشيوها فاقد اطلاعات كامپيوتري و يا حتي آلبومي از لباس هاي موجود هستند. بسياري از لباس هاي دوخته شده در سريال هاي تاريخي در حال از بين رفتن بوده و بي توجهي و كمبود البسه امروزي در هر دو آرشيو جلب نظر مي كند.
در كنار همه اينها بي توجهي به وجه آكادميك اين موضوع از معضلات عمده است كه باعث تنزل جايگاه اين موضوع شده است.
در دانشكده صدا و سيما طراحي لباس حتي درحد چند واحد درسي هم ديده نشده، چه رسد به روش هاي علمي آرشيو و نگهداري لباس.
پس از بررسي سريال ها و تله فيلم ها و ساير برنامه هاي تلويزيوني به اين نتيجه رسيده ايم كه در بيشتر توليدات از طراح لباس استفاده نمي شود و اين كار يا به عهده طراح صحنه است و يا كسي كه تخصصي در اين زمينه ندارد.
بدين ترتيب، اين عوامل در كنارچند عامل ديگر كه به دلايلي از ذكر آنها خودداري  مي كنيم، باعث مي شود كه از يك ابزار كار جهت تأثيرگذاري بر مخاطب و هم چنين ترويج الگوهاي مناسب پوشش محروم بمانيم.

 

 
منابع:
1-لباس هاي محلي بانوان ايراني
نويسنده: فاطمه غفاري، كارشناس تكنولوژي آموزشي
انتشارات گردون سپهر
2- هشت هزار سال تاريخ پوشاك اقوام ايراني
تأليف:مهرآسا غيبي
انتشارات هيرمند
3- تاريخ لباس(5000 سال پوشاك زنان و مردان جهان
روت ترنرويل كاكس
ترجمه: شيرين بزرگمهر
انتشارات توس
4- پوشاك ملل از كهن ترين زمان تا قرن نوزدهم
Dorine Van Den Beukel
ترجمه: مريم مدني
انتشارات مارليك
5- طرح ها و نقوش لباس ها و بافته هاي ساساني
نگارش محمدرضا رياضي
انشتارات گنجينه هنر


کیسه adstar

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش